صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۵۴۹۸۰

اندیشه سیاسى مسلمانان (بخش صد و نود و یکم)

فتح‌الله پریشان اشاره: همان طور که گفته شد ابن رشد حکومت را به دو دسته فاضله و غیرفاضله(استبدادیه) تقسیم بندی کرده است که در شماره های گذشته به صورت اجمالی با ویژگی ها و الگوهای حکومت فاضله از منظر این اندیشمند آشنا شدیم. در این شماره به واکاوی ابعاد حکومت غیرفاضله یا استبدادیه می پردازیم.

ابن رشد در اشکال حکومت، حکومت فاضله را به لفظ مفرد آورده و اقسام آن را به لحاظ ماهیت از یک سنخ می داند، در حالی که حکومت های غیرفاضله را به لفظ جمع آورده که حاکی از ماهیت چندگانه آنها است. از نظر وی، همان طور که جامعه صورت فرد است، نظام سیاسی و حکومت هم صورت جامعه است. بر این اساس، حکومت استبدادیه، محصول و معلول سیاست مستبدانه، تفاسیر دلخواه امور و احوال مردم و معلول غلبه نگرش تک بعدی به ارزش یا هنجاری خاص یا اعمال اجبارآمیز هنجار یا تلقی افراطی از لزوم پیروی از حاکمان است.(1) وی پایه این رویه را غلبه مطامع فردی بر منافع عمومی و قراردادن آنها در مسیر برآوردن آن می داند که شکوه، افتخار، عزت ظاهری دنیوی و ثروت اندوزی و گاهی ولنگاری جنسی و گاه ترکیبی از انواع آن است.(2)
در منظومه فکری ابن رشد، اراده حکومت غیرفاضله چنان بر ذهنیت و باور اتباع چیره گشته که مناط و ملاک رفتار سیاسی آنها را خواسته ها و امیال حاکم تعیین می کند و اتباع تنها ابزاری برای تحصیل منافع حاکم محسوب می شوند.
سازوکار رسیدن به قدرت سیاسی در چنین حکومتی، تابع عناصری چون دارایی، ثروت یا رشادت نظامی در نبردها یا تطمیع دیگران است و ظلم پذیری و تمکین خواسته های فردی شخص حاکم و مقهور شرایط بیرونی بودن و تلقی جبرگرایانه از امور داشتن، از تبعات آن است که گاه با استفاده از مفاد نصوص دینی برای توجیه منافع حکام صورت می گیرد.(3) البته به نظر می رسد این نگاه ابن رشد به ویژگی حکومت غیرفاضله، به نوعی تحت تأثیر ادبیات و فلسفه سیاسی اهل سنت - که ابن رشد نیز متعلق به این گفتمان است- قرار گرفته است؛ چرا که مطابق با ادبیات سیاسی اهل سنت، تغلب(غلبه)، وراثت و زور از جمله راه های رسیدن به حکومت است و آنها در تفسیر از «اولی الامر منهم» با رهیافتی واقع گرایانه، اولی الامر را کسانی می دانند که به هر نحو، قدرت سیاسی در دستان او است و باید برای پرهیز از فروپاشی کیان جامعه اسلامی از وی تبعیت کرد. در حالی که این نگاه بسیار با نگاه عدالت محور و مشروعیت الهی داشتن حاکم در نزد شیعه و با مکتب اهل بیت(ع) فاصله دارد و در واقع یکی از تمایزات محوری تشیع و تسنن، امر حکومت و ولایت است.
در هر صورت، ابن رشد در این نوع از حکومت نیز مانند حکومت فاضله، اهداف و کارکردهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و الگوهای حکومتی برای نظام سیاسی غیرفاضله قائل است که طی شمارگانی چند به آنها خواهیم پرداخت. از منظر ابن رشد، حکومت غیرفاضله نیز برای جلب رضایت نسبی اتباع و در راستای رتق و فتق امور جامعه لازم است اهداف و کارکردهایی در حوزه هایی چون فرهنگ و اجتماع، اقتصاد و معیشت مردم و سیاست و قدرت و چگونگی تنظیم مناسبات با مردم و بیرونی ها داشته باشد.
ابهام سازی شاخصه های فرهنگی در دو سطح کلی و جزئی در تعیین اهداف نظام غیرفاضله نقش موثری دارد. در سطح کلی، تمامی ارزش ها و هنجارهای غیرفاضلانه که کمال در ورای وجود انسانی انسان طلب می کند، حتی اگر هم فاضلانه باشد، ذاتی نیست، بلکه ابزاری است. در سطح جزئی کلیه ارزش هایی که کمال را در تکاثر ثروت یا تمرکز قدرت می جوید و آن را محور موجودیت و بقای نظام غیرفاضله شمرده، موجب تنوع اهداف و انواع مدینه های غیرفاضله می شود که به مرور به آنها خواهیم پرداخت. اهداف و کارکردهای فرهنگی غیرفاضله نظیر مقابله با تهدید مشروعیتی نظام، یا فقدان امنیت مالی و اشباع نیاز شخصی حاکم و خاندان او که جزو اهداف اقتصادی غیرفاضله است، نشان دهنده گستره اهداف و ماهیت کارکردهای حکومت غیرفاضله از منظر ابن رشد است که در آینده مورد بررسی و ارزیابی قرار خواهیم داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات