حسن خلفی
حماسهسازیهای رزمندگان مقاومت اسلامی در جریان جنگ 33 روزه تابستان گذشته چنان شکست سختی بر پیکره نظام نامشروع صهیونیستی وارد نمود که صدای شکسته شدن استخوانهای این پدیده شیطانی به گوش تمام جهانیان رسید. گویی این بار مشیت خدا بر این بود که پرورشیافتگان مکتب سیدالشهداء(ع) از نسل ابوذر غفاری در خط مقدم مبارزه با این قوم مفلوک بنی اسرائیل قرار بگیرند.
در اولین سالروز این نبرد نابرابر سعی داریم تا بطور اجمالی به بررسی اهداف رژیم صهیونیستی از تجاوز به لبنان و علل و عوامل شکست آنها و پیروزی رزمندگان حزبالله بپردازیم:
وضعیت موجود در منطقه خاورمیانه، وضعیت سیاسی لبنان که بعد از ترور رفیق حریری به وجود آمده بود و امید رژیم صهیونیستی به همراهی دیگر گروههای لبنانی با این رژیم، به قدرت رسیدن شیعیان در عراق، موفقیت و پیروزی جنبش حماس در فلسطین، بنبست غرب در پرونده هستهای ایران و در نهایت شکست طرح خاورمیانه جدید آمریکا موجب شد تا رژیم اشغالگر قدس، عملیات اسیرگیری حزبالله را بهانه قرار داده و به لبنان حملهور شود.
رژیم غاصب صهیونیستی مغرور از پیروزیهای گذشته خود در مقابل اعراب، از هوا، زمین و دریا به لبنان هجوم آورد. شاید در روزهای نخست درگیری، رژیم غاصب میپنداشت که سرنوشت جنگ را طی چند روز مشخص خواهد کرد و حزبالله را با استفاده وسیع از جنگافزارهای پیشرفته و حملات برقآسا شکست خواهد داد.
رژیم اشغالگر قدس در اولین ساعات تجاوز خود به لبنان ضمن اقدام به عملیات محدود زمینی، چندین پل ارتباطی، جادههای مواصلاتی، فرودگاه بیروت، تاسیسات زیربنایی، شبکه تلویزیونی المنار در بیروت و بعلبک و چندین هدف دیگر را در لبنان بمباران نموده و با گسیل داشتن ناوها و ناوچههای جنگی خود به سواحل لبنان، این کشور را از دریا و هوا محاصره کرد.
نیروهای اشغالگر صهیونیستی، حملات زمینی خود را با استفاده از یگانهای زرهی و پیاده از منطقه مارونالراس آغاز کردند که با مقاومت سرسختانه نیروهای مقاومت مواجه شده و ضمن دادن تلفاتی عقب نشستند، تلاشهای ارتش صهیونیستی از محورهای دیگر نیز برای نفوذ به داخل لبنان مانند عیترون و بنت جبیل نیز با شکست مواجه شد.
با وارد آمدن تلفات و خسارات فراوان به ارتش اسرائیل در نبرد زمینی با نیروهای حزبالله، این رژیم تصمیم گرفت با به کارگیری بیش از 30000 نیروی زمینی با تمام قوا و امکانات و با پشتیبانی هوایی و توپخانهای و همچنین اجرای هلی برن، اقدام به پیشروی در جنوب لبنان نماید که در این مرحله هم با مقاومت مبارزان حزبالله به جز یک پیشروی محدود نتوانست به اهداف خود برسد و به جز چند پیشروی محدود و تسلط به مناطقی که به دلیل بافت جمعیتی غیرشیعی، حضور حزبالله در آن مناطق کمرنگ بود به پیروزی دیگری دست نیافت و زمینگیر شد. و این شرایط تا پایان جنگ ادامه یافت و ارتش رژیم صهیونیستی با از دست دادن دهها تانک پیشرفته میرکاوا و دهها بولدوزر، خودروی نظامی و نفربر زرهی و کشته شدن بیش از 120 نفر و زخمی شدن بیش از 300 نفر از نظامیان خود، شکست نکبتباری را از رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان متحمل شد.
نیروی دریایی ارتش صهیونیستی از همان ساعات اول درگیری با استفاده از ناوها و ناوچههای جنگی خود به سواحل لبنان هجوم آورده و ضمن گلوله باران اهداف موردنظر خود درصدد نفوذ به ساحل بود که با هوشیاری نیروهای مقاومت و مورد هدف قرار دادن ناوچه جنگی پیشرفته «ساعر 5» و چندین شناور دیگر عملا کارآیی خود را از دست دادند و تا پایان جنگ نتوانستند به جز گلوله باران مناطق ساحلی لبنان عملیات موفق دیگری در سواحل لبنان انجام دهند.
در واقع بیشتر حملات اسرائیل از طریق نیروی هوایی این رژیم بود. نیروی هوایی رژیم صهیونیستی هجوم وسیعی را از آغاز جنگ تا پایان آن علیه لبنان انجام داد.
اسرائیل با استفاده وسیع از نیروی هوایی خود اهداف زیر را در لبنان دنبال میکرد:
پشتیبانی از نیروهای زمینی، هدف قرار دادن تاسیسات زیربنایی لبنان جهت تهییج افکار عمومی علیه حزبالله، منهدم نمودن مراکز ارتباطی و رسانهای حزبالله، مورد هدف قرار دادن پایگاهها، مراکز و بخصوص لانچرهای پرتاب موشک حزبالله اقدام به عملیات روانی علیه حزبالله با پخش تراکت و اعلامیههای جنگ روانی در مناطق مختلف لبنان، مورد هدف قرار دادن مردم بیگناه و انجام جنایاتی مثل جنایت قانا جهت ایجاد فشار بر افکار عمومی لبنان علیه حزبالله و محدود کردن حمله موشکی حزبالله، محاصره هوایی لبنان برای جلوگیری از پشتیبانی حزبالله و همچنین برانگیختن افکار عمومی علیه حزبالله، انجام پروازهای شناسایی گسترده به ویژه در مرز لبنان و سوریه برای جلوگیری از پشتیبانی حزبالله از طریق سوریه.
در بحث هوایی نیز این رژیم نتوانست به هدف عمده و اصلی خود که نابودی مقرها و لانچرهای پرتاب موشک حزبالله بود برسد.
با توجه به اینکه حملات موشکی حزبالله در پاسخ به تجاوزات رژیم آغاز شده بود، رژیم اشغالگر قدس در بحث حفظ امنیت شهروندان صهیونیست در داخل نیز ناکام ماند. یگانهای موشکی حزبالله با تمام محدودیتهای موجود، بیش از چهار هزار موشک به شهرها و شهرکهای صهیونیستنشین و پایگاههای نظامی آنان شلیک نمودند که صدها کشته و هزاران زخمی و صدها هزار آواره برجای گذاشت.
در نهایت با نفوذ پدیدآورندگان این رژیم، شورای امنیت برای توقف جنگ و جنایات صهیونیستها در راستای توجیه افکار عمومی دنیا و حمایت از رژیم صهیونیستی قطعنامه 1701 را به تصویب رساند.
جنگ سی و سه روزه رژیم صهیونیستی با حزبالله، شاید صدمات جانی و مالی فراوانی به بار آورده باشد، ولی چنان ضربه سهمگینی بر پیکره رژیم صهیونیستی وارد آورد که به هیچ عنوان قابل جبران برای این رژیم نیست و به قول سیدحسن نصرالله، رهبر حزبالله لبنان، قدرت، اقتدار و هیمنه صهیونیستها همچون تار عنکبوت از هم گسست و مرحله افول حاکمیت صهیونیسم بر فلسطین آغاز گردید.
جنگ سی و سه روزه اسرائیل با حزبالله، طولانیترین جنگ رژیم صهیونیستی از زمان تاسیس آن میباشد. صرفنظر از مشخصههای دیگر شکست این رژیم، به طول انجامیدن این درگیری خود نشاندهنده شکست آن رژیم از حزبالله بود، زیرا استراتژی نظامی اسرائیل بر حملات و ضربات اولیه سنگین و برقآسا استوار میباشد. هدف قرار گرفتن عقبه استراتژیک صهیونیستی در مناطق شمالی فلسطین اشغالی به وسیله موشکهای حزبالله، زمینگیر شدن نیروی زمینی رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و دادن تلفات سنگین، منهدم شدن ناوچه جنگی پیشرفته «ساعر 5» و چند شناور دیگر و عدم کارآیی مناسب نیروی دریایی و ناکارآمدی نیروی هوایی این رژیم در شناسایی و انهدام لانچرهای حزبالله و جنایاتی مثل کشتار قانا از دیگر قرائن شکست نظامی رژیم صهیونیستی در جنگ علیه حزبالله بود.
علاوه بر عواملی که به آنها اشاره شد برخی از عوامل دیگر پیروزی رزمندگان حزبالله در جنگ 33 روزه با رژیم صهیونیستی عبارتند از:
ایمان به ولایت و داشتن روحیه شهادتطلبی
مقاومت و پایداری، رهبری و فرماندهی کارآمد، آموزش مناسب، بومی نمودن مقاومت (بسیج عمومی مردم برای دفاع از مناطق خود)، استفاده از شیوههای موفق جنگ نامتقارن، سیستم ارتباطی قوی و کارآمد، استفاده از اصل غافلگیری، عدم وابستگی به زمین، پراکندگی مناسب نیروها، سیستم حفاظت اطلاعات کارآمد، شناخت جغرافیایی منطقه نبرد و بهرهبرداری از آن در طراحی، هدایت و اجرای عملیاتهای رزمی، سازماندهی مناسب نیروها و امکانات در سرزمین خود، استفاده مناسب از تاکتیک «حمله و گریز»، مقابله با جنگ روانی دشمن و همچنین ایجاد جنگ روانی علیه آن با استفاده از رسانههای در اختیار، تعامل مناسب با گروههای سیاسی داخلی لبنان و عدم وابستگی به کشورهای عربی.
از عوامل شکست رژیم صهیونیستی نیز میتوان به موارد زیر اشاره نمود: عدم شناخت توانمندیهای حزبالله، فرماندهی ناکارآمد، ضعف در جنگهای چریکی، نبود روحیه در بین سربازان صهیونیستی در جنگ با حزبالله، عدم تحمل مردم و افکار عمومی صهیونیستی در جنگهای طولانی، نداشتن عمق دفاعی مناسب و...