یادآورى : در شمارههاى پیشین پیامهاى انتخابات هشتمین دوره مجلس به طیف رادیکال جبهه دوم خرداد ونیز طیف موسوم به اعتمادملى یا هواداران حجتالاسلام کروبى مورد بررسى قرار گرفت و در این شماره پیامهاى این انتخابات براى جناح اصولگرا مورد بررسى وارزیابى قرار مىگیرد.
یک صاحبنظر در مورد موفقیت گفته است: “ موفقیت چیست ؟ بادکنکى در میان کودکانى که دستهایشان را با سوزنهایى براى ترکاندن آن دراز کردهاند .” شاید این تعبیر اندکى بدبینانه باشد ولى در سیاست چندان دور از واقع نیست؛ ابتدا در عرصه سیاست مىکوشى پیروز گردى وسپس با تمام وجود نگران از دست رفتن این پیروزى هستی.
وضعیت جناح اصولگرا چندان دور از این واقعیت نیست. این جناح دشوارىهاى فراوانى را براى بازگشت موفقیتآمیز به صحنه آن هم پس از ظهور پدیدهاى چون دوم خرداد فراروى خود دید.
مقاومت در برابر موج سنگین فشار روانى حاصل از پیروزى رقیب و سپس مواجه شدن با امواج سیاسى ناشى از جنگ روانى تندروان دوم خردادى که درکنار اقبال اجتماعى آنها سنگینتر هم شده بود به آرامى نوعى بلوغ در فضاى مبارزه سیاسى را براى اصولگرایان به ارمغان آورد ؛ بلوغى که همراه با نوعى انضباط تشکیلاتى وتعصب به آرمانهاى اصولگرایانه باعث شد آنان مجددا به کرسى قدرت بازگردند و ارکان قدرت را با راى مردم در دست بگیرند اما واقعیت آن است که شرایط دوران مبارزه براى نیل به قدرت با فضاى در حاکمیت بودن همسانى ندارد .
گفتهاند حرف زدن کارى ساده وبىهزینه است مگر آنکه در قدرت باشى ؛ آنگاه هر کلام تو به رقبایت مجوز مىدهد که علیه تو اقدام کنند.
آن زمان که اصولگرایان در قدرت قرار گرفتند آزمون واقعى آنان آغاز گشت زیرا موج مخالفتها با دولت اصولگرا نه فقط از بیرون بلکه از درون نیز برخاست و توقعات ذهنى افراد و گروهها به سرعت به مطالباتى تبدیل شد که هر چند کسى برآنها صحه نگذاشته بود ولى مدعیانش مطالبات خود را به حساب دولت نهاده و حتى گاهى بدون در نظر گرفتن آنکه این دولت از جناح خود آنان است چکهاى برگشتى مطالبات خود را در صحنه آشکار مطبوعات به اجرا گذاشته وتیغ نقد را چه بسا تندتر از رقبا بر روى دولت کشیدند .
البته دولت نیز شاید برآشفته گشت وکلامهایى ناهمگن از اردوگاه اصولگرایان به بیرون درز کرد؛ عدم توافقهایى که بىگمان رقبا را شادمان ساخت.
اما در دوران حاکم بودن اصولگرایان نیز درسهاى آموختنى بسیارى هست که بویژه در انتخابات هشتمین دوره مجلس مىتوان آنها را استخراج کرد و در هنگامهاى مشابه از آنها بهره برد.
براین باورم درسهاى انتخابات هشتمین دوره مجلس شوراى اسلامى براى طیف اصولگرایان را این گونه مىتوان برشمرد:
- اگر در گذشته نیاز قطعى اصولگرایان وحدت وفقط وحدت بود اکنون باید براى حفظ جام بلورین وحدت راهحلى ارائه کرد و آن چیزى نیست جز سعه صدر و بصیرت.
- شایداصولگرایان دریافتهاند که اگر بدون سعه صدر بخواهند ائتلافى را سازمان دهند نمىتوان نتیجه مطلوبى را از آن به دست آورد . بىتردید چتر اصولگرایى را نمىتوان و نباید صرفا برسر چندگروه گسترد. اصولگرایى اعتبارى است که از تلاش بىوقفه همه اصولگرایان پدید آمده است ونمىتوان آن را به راحتى و به ثمن بخس هزینه کرد . از اینرو از هر گام تشکیلاتى باید درس آموخت ودرسى که از جبهه متحد اصولگرایى مىتوان آموخت آن است که صفت فرا گیرى را نباید از آن دریغ داشت.
- درس آموختیم که انسان ؛ انسان است و فقط در چارچوب ارزشها واصول ایمانى و اعتقادى مىتوان انسان ماند والا جادوى قدرت مىتواند انسان را به گرگ مبدل سازد آن چنانکه در جهان سیاست غیردینى شاهدنمونههایى از آن هستیم . پس اصولگرا ماندن مهمتر از موفق شدن صرف است.
- شاید درس آموختهایم که بادکنک موفقیت هر لحظه ممکن است در برابر چشمانمان بترکد و آن گاه باز اصولگرایان باشند و نقطه آغاز بازى . پس به گونهاى با دوستان و حتى رقبایمان رفتار کنیم که در آن صورت بتوانیم باز از آنها کمک بطلبیم یا رقابتى انسانى را سامان دهیم . ما آموختهایم برلبه تیغ آزمایش قرار داریم لحظهای، غفلت ،نفسانیت و فقدان بصیرت جام بلورین “وحدت و اعتماد” را آن چنان در دستان ما خرد خواهد کرد که گردآورى و بازسازى مجدد آن بس دشوار خواهد بود .