در این رزمایش که با ادعاى بیان اقتدار و آمادگى ارتش صهیونیست ها برگزار مى شود نکاتى چند قابل توجه است که در نهایت بیانگر ضعف و ناتوانى این رژیم است:
۱-رژیم صهیونیستى در ماههاى اخیر تسلیحات گسترده اى از امریکا و غرب خریدارى کرده است که محور اصلى آنرا سلاح هاى شیمیایى و بیولوژیک تشکیل مى دهد. هرچند که صهیونیست ها ادعا دارند رزمایش «نقطه تحول ۲» براى آمادگى در برابر حملات بیولوژیک است، اما این سناریو وجود دارد که آنها نه براى این امر، بلکه براى آغاز عملیات شیمیایى علیه فلسطینیان و در بلند مدت، لبنان و سوریه آماده مى شوند. نکته قابل توجه آنکه آنها از حملات جدید در ۲۰ روز آینده به غزه خبر داده اند که مى تواند براساس حملات شیمیایى و بیولوژیک انجام شود. پیش زمینه این حملات را مى توان تاکید تل آویو بر حضور گروه هاى تروریستى و القاعده در فلسطین و لزوم مقابله با حملات موشکى و شیمیایى آنها مشاهده کرد که بهانه اى براى حملات جدید صهیونیست ها است.
۲-پاسخ هاى موشکى مقاومت و افشاى ناتوانى صهیونیست ها در حفظ امنیت شهرک نشینان صهیونیست، لطمات بسیارى را بر دولتمردان تل آویو وارد ساخته است. آنها که به رغم جنایات علیه فلسطینیان نتوانسته اند در برابر مقاومت قرار گیرند با این گونه رزمایش ها امید دارند تا افکار عمومى را از ناتوانى هاى خود دور ساخته و به نحوى رضایت مردمى را از عملکرد نظامى خود کسب کنند. این در حالى است که ادامه مقاومت از هم اکنون این سناریو را با شکست مواجه ساخته است..
۳-شکست صهیونیست ها در جنگ ۳۳ روزه در برابر حزب الله لبنان که در گزارش نهایى وینوگراد نیز به آن اعتراف شد، لطمات سنگینى بر پیکره ارتش صهیونیستى وارد ساخت. تل آویو با برگزارى رزمایش نظامى و به نمایش گذاشتن توان نظامى و تهاجمى خود تلاش دارد تا از یک سو به احیاى روحیه سربازان بپردازد و از سوى دیگر حزب الله را به تحولات مرزى معطوف سازد تا فرصتى براى دولت سینیوره براى مانور بیشتر در عرصه سیاسى لبنان فراهم گردد. پس از شهادت مغنیه صهیونیست ها با افزایش تحرکات در مرزهاى لبنان برآنند تا حزب الله را در موازنه اى دو گانه قرار دهند. به گونه اى که اقدام نظامى حزب الله را تجاوزگرى و سکوت آن را نشانه ضعف معرفى نمایند. همکارى ۱۴ مارس با صهیونیست ها براى اعمال فشار بر حزب الله از سناریوهاى مطرح در این رزمایشها است.
۴-سیاست صهیونیست ها امتیازگیرى از منطقه و جامعه جهانى بر اساس اصل وحشت آفرینى و جنایت مى باشد. پس از نشست سران عرب در سوریه به نوعى امیدها براى اجراى سناریوى سازش اعراب و صهیونیست ها به سردى گرایید، لذا تل آویو بر آن است تا با مانور نظامى در مرزهاى لبنان و اعلام تهدید علیه سوریه، بار دیگر سناریوى وحشت را به عامل امتیاز گیرى مبدل نماید..
۵-نکته مهم در تحولات خاورمیانه این است که امریکا- که اولین حامى صهیونیست ها است- دیگر توانایى حمایت از این رژیم براى اجراى اهداف توسعه طلبانه در برابر آنچه که تل آویو آنها را دشمن مى نامد ندارد. صهیونیست ها خواستار حمله نظامى به ایران، سوریه و لبنان مى باشند، در حالى که امریکا رسما ناتوانى خود را از این امر اعلام داشته است. در چنین شرایطى امریکایى ها بادادن چراغ سبز به صهیونیست ها مبنى بر اقدام یک جانبه یا همان اجراى سیاست حمله پیش دستانه مسوولیت خود را در برابر آنها انجام مى دهند. در مجموع مى توان گفت که تحرکات نظامى صهیونیست ها در مرزهاى لبنان نه بر اساس توان نظامى بلکه برگرفته از شکست ها و ناکامى هاى آنها مى باشد که براى فرار از انتقادها و چالشهاى داخلى، سرپوش نهادن بر شکست در برابر مقاومت فلسطین، جوسازى علیه حزب الله، سوریه وایران و در نهایت امتیاز گیرى از منطقه و جامعه جهانى برگزار مى شود.