علی موحد
اتحادیه اروپا که همواره ادعا میکند مجموعهای مستقل و آزاد است، بار دیگر با یک رسوایی آشکار، واهی بودن این ادعا را ثابت کرد و سرانجام اتحادیه اروپا نام حزبالله را در لیست گروههای تروریستی قرار داد. هر چند که آنها ادعا میکنند شاخه نظامی حزبالله و نه بخش سیاسی آن را در لیست گروههای تروریستی قرار دادهاند، اما حقیقت امر آن است که چنین تقسیمی در حزبالله وجود ندارد و همه اعضا در یک جبهه یعنی جبهه مقاومت قرار دارند، از این رو ادعای اروپا صرفاً برای ایجاد شکاف در حزبالله و توجیه اقدام خصمانه علیه حزباللهی است که مردم لبنان آن را حافظ جان و مال و ناموس و سرزمین خود میدانند. حال این سؤال مطرح است که چرا غرب در مقطع کنونی این اقدام را صورت داده و چه اهدافی را دنبال میکند؟
اهداف سناریوی اروپا
نخست: این روزها سالگرد شکست صهیونیستها در جنگ 33 روزه در برابر مقاومت لبنان است؛ جنگی که هزینههای آن برای صهیونیستها همچنان ادامه دارد. این سناریو مطرح است که غرب با انتخاب مقطع کنونی برای آوردن حزبالله در فهرست گروههای تروریستی تلاش دارد تا ضمن تلخ کردن کام مردم و مقاومت، دستاوردهای حزبالله را کمرنگ کند و نوعی موفقیت ظاهری را برای صهیونیستها به نمایش گذارد.
دوم: غرب به دنبال ایجاد شکاف در داخل لبنان است. بخشی از آن بهزعم آنها، ایجاد شکاف در درون حزبالله است که با ادعای شاخه نظامی و سیاسی صورت گرفته است و از سوی دیگر تلاش میشود تا لبنان را به حامیان و مخالفان قرار گرفتن نام حزبالله در لیست گروههای تروریستی تقسیم کنند تا این کشور همچنان درگیر بحران باشد.
نکته مهم در این حوزه آنکه لبنان خود را برای تشکیل دولت جدید آماده میکند. دشمنان مقاومت برآنند تا با فضاسازی علیه حزبالله، مانع از ورود آن و البته حامیانش در جریان 8 مارس شامل جنبش امل و جبهه آزاد ملی در دولت شوند تا جریان غربگرای 14 مارس کابینهای انحصاری تشکیل دهد!
سوم: انتقامگیری از حزبالله به دلیل ورود به جنگ سوریه و نیز حمایت از ایران و فلسطین از دیگر اهداف این تحرکات است. دشمنان مقاومت با گرفتارسازی حزبالله در چالشهای داخلی برآنند آن را از تحولات منطقه بهویژه مسئله سوریه دور کنند تا طرحهای خود علیه مقاومت را اجرایی سازند. برخی نیز بر این عقیدهاند که این اقدام برای قطع کردن بازوهای ایران در منطقه بوده است.
طراحی علیه لبنان
نکته مهمی که باید در نظر داشت این است که اقدام اروپا صرفاً علیه حزبالله نبوده است، بلکه در نهایت کل لبنان را هدف قرار داده است چرا که؛
اولاً غرب به دنبال خلع سلاح و بحرانسازی علیه حزبالله است که این امر به منزله تضعیف قوای دفاعی لبنان است که این کشور را در برابر تهدیدات صهیونیستها آسیبپذیر میسازد. راهبرد دفاعی لبنان بر سه محور مردم، ارتش و حزبالله استوار است که حافظ امنیت این کشور میباشد. دشمنان لبنان برآنند تا با تضعیف حزبالله، عملاً آن را در برابر تهدیدات ناتوان کند تا سلطه بر این کشور را اجرایی سازند.
ثانیاً اقدام غرب به منزله آن است که این کشورها حق دارند به بهانه مبارزه با تروریسم به دخالت در امور لبنان بپردازند که خود بحرانهای بسیاری برای لبنان ایجاد میکند.
ثالثاً از آنجا که حزبالله، ارتش و مردم ارکان راهبرد دفاعی لبنان هستند، غرب با این اقدام تلاش دارد تا از یک سو عدم فروش تسلیحات به ارتش لبنان را توجیه کند و از سوی دیگر تقابل میان ارتش و حزبالله را پیششرط اجرای تعهدات خود در مقابل ارتش قرار دهد.
رابعاً غرب تلاش دارد تا با تخریب چهره و جایگاه حزبالله، لبنان را تحت فشار قرار دهد تا علیه سوریه و در نهایت مقاومت اقدام کند.
در جمعبندی کلی از آنچه ذکر شد میتوان گفت که غرب اکنون به نیابت از آمریکا و صهیونیستها به موضعگیری علیه حزبالله پرداخته است، اما مخالفتهای گسترده مردم و جریانهای سیاسی لبنان با اقدام اتحادیه اروپا را میتوان نشانهای بر جایگاه ویژه حزبالله در لبنان دانست که شکست زودهنگام را برای دشمنان حزبالله به همراه داشته است؛ امری که حلقه تکمیلی آن آشکارتر شدن واهی بودن ادعاهای حقوق بشری غرب است، چنانکه از یک سو حزبالله را به جرم حمایت از ملت و میهن در فهرست گروههای تروریستی قرار داده در حالی که همزمان به حمایت تسلیحاتی از تروریستها برای کشتار مردم و نابودی سرزمین سوریه مبادرت میورزد.