صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۶۲۹۱۶
ائتلاف سیاسی سازمان منافقین با بنى‏‌صدر

احزاب سیاسى ایران (بخش دویست و نهم)

تألیف: قدرت‌الله بهرامى - اشاره: در شماره پیشین، با دو بخش از عملکرد سیاسی گروهک نفاق در خصوص راه‌اندازی بخش اجتماعی و نقش‌آفرینی در انتخابات آشنا شدیم. در این شماره ائتلاف سازمان منافقین با بنی‌صدر را در ادامه عملکرد سیاسی این سازمان مورد بررسی قرار می‌دهیم.

ج ـ ائتلاف سازمان با بنى‏صدر

در انتخابات ریاست‏جمهورى، بنى‏صدر نسبت به حذف رجوى از کاندیداتورى اعتراض کرد، این امر شروعى براى ارتباط بین سازمان با بنى‏صدر شد. با انتخاب بنى‏صدر به ریاست‌جمهورى، بین او و مجلس براى انتخاب نخست‏وزیر و وزرا اختلاف پیش آمد که بنى‏صدر این اختلاف را به حزب جمهورى اسلامى منتسب و به شدت از مسئولان حزب انتقاد مى‏کرد.
سازمان نیز در این موضوع با بنى‏صدر هم‌عقیده بود، لذا حمایت از بنى‏صدر را از شهریورماه1359 آغاز کرد و در سه مراسم عمومى(1) یعنى 17 شهریور به مناسبت سالگرد 17 شهریور و سالگرد آقاى طالقانى که در 19 شهریور رحلت کرده بود و 28 آذر روز عاشورا و 14 اسفند 1359 سالگرد مصدق به حمایت و پشتیبانى تبلیغاتى از بنى‏صدر پرداخت. اولین حضور رسمى سازمان شرکت در سخنرانى 17 شهریور 59 بنى‏صدر بود که به مناسبت سالگرد 17 شهریور و سالگرد آیت‏الله طالقانى برگزار شده بود. سازمان در این مراسم، با استفاده از میلیشاى خود مردم را زیر چوب و چماق گرفت و به قول خودشان خشم انقلابى خود را نشان داد. در 14 اسفند 59 این حمایت‏ها شکل رسمى و آشکارا به خود گرفت و با صدور فرمان رئیس‏جمهور برای حمله به افراد حزب‏اللهى به اوج خود رسید. سازمان نیز که از قبل خود را آماده کرده بود، قدرت نیروهاى خود را به نمایش گذاشت و نیروهایش به همراه گارد ریاست‌جمهورى از یک‌سو با مخالفان و از سوی دیگر با مردم به زد و خورد پرداختند. 
با انتخاب بنى‏صدر به‌عنوان رئیس‌جمهور، او خود را رهبر اپوزیسیون معرفى نمود. او از همان آغاز فصل جدیدى در ضدیت با حاکمیت خط امام را آغاز کرد. به همین جهت نیز با هماهنگى دفتر خود گروهک‏هاى ضدانقلاب و در رأس آن‌ها سازمان مجاهدین را جذب نمود. بنى‏صدر در سخنرانى‏هاى خود، مسئولان نظام اسلامى را چماقدار و هرج‌ومرج‏طلب مى‏خواند. سازمان نیز با استناد به همین سخنرانى‏ها و براى مقابله با این به اصطلاح چماقدار‏ها، نیروهاى خود را بسیج مى‏کرد و ضمن ضرب و شتم مردم و انتقام از مخالفان خود، قدرت خود را نیز به نمایش مى‏گذاشت.
14 اسفند اوج هماهنگى بین بنى‏صدر و سازمان بود. آن‌ها همه چیز را فراهم کرده بودند که بلوایى علیه نظام راه‏اندازى کنند، لذا از قبل گروه‏هاى شرکت‌کننده در مراسم مشخص شده بود، سازمان با برنامه‏ریزى قبلى و تدارک کافى، گروه‏هاى 20 تا 30 نفره خود را تحت عنوان گروه ضربت به همراه گارد ریاست‏جمهورى در مکان‏هاى مشخص براى انتقام به داخل جمعیت آورده بود. پس از سخنرانى بنى‏صدر که با ادبیاتى خشن آغاز شد، تشنج مصنوعى توسط افراد سازمان شروع گردید. در اینجا بنى‏صدر گفت ترجیح مى‏دهم امروز به دست تبهکاران چماقدار کشته شوم، بلکه رسم چماقدارى در این کشور از بین برود! که ناگهان افراد سازمان با این پیغام به جان فرزندان این ملت افتادند و مردمى را که از انقلاب حمایت مى‏کردند به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از این اقدام، سازمان در نشریه خود این ضرب و شتم‏ها را انفجار آگاهى و نمایش تحسین‏برانگیز و امیدوارکننده جبهه مردمی قلمداد کرد و رجوى در یک تحلیل درون‏گروهى گفته بود هدف اصلى سازمان از مشارکت و درگیرى سازماندهى شده آن، قدرت‏نمایى در مقابل نهادهاى انقلابى بود. به هر حال 14 اسفند نقطه‏عطفى در اتحاد لیبرالیسم و سازمان قلمداد مى‏گردد.(2)
پس از 14 اسفند با اوج‏گیرى تنش در فضاى سیاسى کشور، بنى‏صدر براى مقابله با مجلس و دولت، برگزارى رفراندوم را عنوان کرد. این طرح نتیجه همفکرى و هماهنگى‏هاى قبلى و بعدى سازمان با او بود، لذا طى نامه‏اى به بنى‏صدر او را تشویق و تشجیع مى‏کردند که هیچ‏کس را یاراى حذف شما نیست و از او مى‏خواستند که به مخالفت خود ادامه دهد. در آن زمان برخى گزارش‏ها حاکى از آن بود که دو روز در میان رجوى و خیابانى با بنى‏صدر جلسه دارند و هر کارى بنى‌صدر انجام مى‏دهد توسط این‌ها هدایت مى‏شود. آقاى هاشمى رفسنجانى نیز در خاطرات خود به ملاقات مخفى رجوى و بنى‏صدر در اردیبهشت‌ماه سال 60 اشاره مى‏کند و مى‏گوید همکارى رئیس‏جمهور با سران گروهى که درصدد مبارزه مسلحانه و تحت تعقیب هستند، عجیب و غیر قابل تحمل است.(3)
سازمان سرنوشت خود را به بنى‏صدر گره زد و آشکارا او را تحریک و آماده براى شورش علیه نظام مى‏کرد. او نیز از مردم مى‏خواست که به دفاع از او به خیابان‏ها بیایند که البته به غیر از هواداران سازمان کسى نیامد.
حضرت امام تلاش بسیارى کردند که خط بنى‏صدر را از سازمان جدا کنند و لذا به مناسبت‏هاى مختلف او را نصیحت کردند، ولى به دلیل اینکه بنى‏صدر از هر جهت مفتون سازمان شده بود، هشدارهاى امام را نشانه ضعف مى‏دانست، لذا با همکارى سازمان خط گسترش آشوب و درگیرى در شهرها را پیگیرى مى‏کرد. در این میان آن چیزى که حضرت امام را ناراحت کرده بود ائتلاف سازمان و بنى‏صدر بود؛ به‌گونه‏اى که فرمودند:«من نمى‏دانستم که این‌ها ائتلاف پیدا مى‏کنند [و] مرکز ائتلاف‌شان یک جا است و ائتلاف پیدا مى‏کنند با منافقین که [جزوه] شناخت‌شان را اشخاصى که مطالعه کرده‏اند، مى‏دانند چیست.»(4)
پس از برکنارى بنى‏صدر از فرماندهى کل قوا و مخفى شدن او، سازمان در دفاع از ریاست‌جمهورى و هشدار به جان او اطلاعیه‏اى صادر نمود و برکنارى او را کودتا علیه ایشان خواند و از مردم خواست با تمام قوا به جنگ با نظام بروند که البته کسى به خیابان‏ها براى حمایت از او نیامد. پس از برکنارى بنى‏صدر از ریاست‌جمهورى توسط مجلس و تنفیذ رأى توسط امام، سازمان به نمایندگان مردم در مجلس به‌خاطر عزل بنى‏صدر هشدار داد و از مردم خواست که بالاى پشت‌بام‏ها رفته و در حمایت از بنى‏صدر نداى الله‌اکبر سر دهند که این درخواست نیز مورد اجابت مردم قرار نگرفت.(5)
سازمان که در این مدت فکر مى‏کرد با وسیله قرار دادن بنى‏صدر به اهداف خود خواهد رسید پس از برکنارى بنى‏صدر همه نقشه‏هاى خود در فاز سیاسى را نقش بر آب دید، لذا بدون فوت‌وقت و به بهانه واهى حمله مأموران نظام به خانه پدر ابریشم‏چى وارد فاز نظامى شد و حملات مسلحانه علیه نظام را آغاز کرد؛ همان هدفى که از ابتداى انقلاب به دنبال آن بود.
پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات