فتحالله پریشان
جلالالدین دوانی یکی از شمار اندیشمندان بزرگی است که اندیشه آنها در حوزه فکری، سیاسی و فلسفی مورد بررسی دقیق و انتقادی قرار نگرفته و درباره آثار آنها کمتر سخن گفته شده است. در حالی که تراث آنها واجد راهکارها و توشههایی برای فلسفه، فرهنگ و اندیشه امروزمان است.
در یک نگاه کلی و برای ورود بهتر در آثار و تألیفات دوانی، باید گفت که پیش از خواجه نصیر، نسبت به فلسفه و فلاسفه شدت عمل زیادی وجود داشت، ولی آمیزش فلسفه و کلام در آثار خواجه سبب شد که از شدت سختگیریها و شکنجهها نسبت به فلاسفه کم شود. فلاسفه هم به تبع خواجه، راه اعتدال و احترام به شرع را در پیش گرفتند و بدینگونه فصل تازهای در تاریخ فلسفه باز شد. از آن پس، تا مدتی به این دلیل که فلسفه جزء علوم اسلامی به شمار میآمد و در عرض یکدیگر تدریس میشدند، حکیم صاحب مکتبی ظهور نکرد؛ تا آنکه در قرن هشتم هجری ملاجلال فلسفه و حکمت را رونق بخشید. بعد از او نیز، مرحوم میرداماد و ملاصدرا از بزرگان فلسفه محسوب میشوند؛ اما بعد از آنها به علت رونق یافتن علوم اسلامی و رسوخ اخباریگری در آن، دوباره فلسفه تا زمان ملاهادی سبزواری متروک شد.(۱)
از سوی دیگر، در رابطه با اندیشه سیاسی، توجه به این مسئله ضروری است که اگرچه پس از حمله مغول، «یاسای چنگیز»ی در سرزمینهایی که مغلوب مغولان بودند، دستورالعمل حکومتی بود، اما متفکران بزرگی همچون خواجه نصیرالدینطوسی، خواجه رشیدالدین فضلالله، علامه حلی و جلالالدین دوانی رایت علم و اندیشه سیاسی را همواره برافراشته نگاه داشتند و علاوه بر طرح مباحث سیاسی در کتب فلسفی و کلامی و فقهی، اندیشه عرفانی نیز مجالی برای نظریهپردازی یافت و عقل و نقل محض را به زینت شهود و زیور حضور بیاراست. برای نمونه، علامه دوانی از نگاهی اشراقی برای هر یک از روشها و نگرشهای عقلانی و وحیانی از یک طرف و اخلاق و سیاست و دیانت از طرف دیگر، جایگاه خاص و مناسبی باز کرد تا تمامی تعارضات ظاهری، به یکباره از میان برود. اگرچه وی از سر تقیه، با ترکمانان حاکم ایران و با خلیفه عثمانی رابطه گرمی داشت و به دلیل رعایت سنتگرایی این دو، بسیاری از آرای تند اشراقی سهروردی را تعدیل کرده در آثار خود سنینمایی مینمود، اما هرگز از عقاید اشراقی ـ اسلامی مورد قبول شیعه و سنی غیرسلفی تجاوز نکرد. البته همکاری دوانی با حاکمان ترکمان، با وجودی که باعث تقویت نفوذ سیاسی و علمی و شهرت خارجی او شد، اما از طرف دیگر از محبوبیت او نزد مردم اشراقی ایران و به ویژه شیراز کاست.(۲)
جلالالدین دوانی در بیشتر علوم عصر خویش بهویژه فلسفه و کلام و ریاضی و... تألیفاتی دارد که در زمان حیات وی در حوزههای علمی به عنوان کتب درسی مورد توجه بوده است. از حیث کمیت، آقای مدرسی در ریحانهالادب، 29 عنوان اثر را برای وی برشمرده است و در دایرهالمعارف دهخدا، 26 عنوان و در دایرهالمعارف مطبوعات 24 اثر و در ذریعه نیز حدود 10 عنوان ذکر شده است. آقای علی دوانی در «شرح احوال جلالالدین دوانی»، 63 اثر را همراه توضیحات لازم مطرح کرده است: هفت اثر در تفسیر، 23 اثر در حکمت و فلسفه، هشت اثر در فقه و اصول و همین تعداد در منطق، هفت اثر در ادبیات و شش اثر در ریاضیات و هیئت و هندسه و چهار اثر متفرقه.(۳)
در این مجال تنها به شرح مختصر و احیاناً خلاصه رسائل و آثار سیاسی وی بسنده میکنیم. «رساله در دیوان مظالم» که برای علاءالملک، فرمانروای لار نگاشته و به نمونههایی از رفتار خلفا استناد کرده است. «نورالهدایه فیالامامه» که شامل مطالب مهمی در اصول عقاید بهویژه امامت بوده و سند مهمی دال بر مستبصرشدن وی است. «رساله عرض لشکر» و رسائلی نیز در عدالت که در تعداد آنها بین کتابشناسان اختلاف است، از جمله کارهای سیاسی دوانی است. «اخلاق جلالی» یا «لوامعالاشراق فی مکارمالاخلاق» که به کتاب «فی علم اخلاق» نیز مرسوم است، به ازون حسنبیک آققویونلو اهدا شده است.
مؤلف در این رساله عبارات مهمی از اخلاق ناصری را عیناً نقل و قسمتهایی از آن را خلاصه و برخی را نیز حذف کرده و در عین حال، حکایات و اشارات و نکتههایی را به آن افزوده است. از نظر «ویکنس»، رساله دوانی «اولین رساله اخلاقی مهم اسلامی بود که نظر غرب را جلب کرد» و در کنار اخلاق محسنی نوشته ملاحسین کاشفی تا پایان حاکمیت انگلستان در شبه جزیره هند، جزء کتابهای درسی بود. بیشتر محققان غربی از طریق این کتاب با اخلاق ناصری آشنا شده و آن را ارزیابی کردهاند.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.