رضا اشرفی
مقامات آمریکایی بارها اذعان کردهاند آنچه که امروز با نام القاعده به شکل شبکهای در نقاط مختلفی از جغرافیای جهان در حال فعالیت است، دست ساخت واشنگتن است. آخرین بار هیلاری کلینتون، وزیر خارجه پیشین آمریکا که خود را برای انتخابات ریاستجمهوری 2016 آماده میکند، به صراحت این مسئله را مطرح کرد. این گروه برای مبارزه با کمونیسم روسی و جنگیدن با شوروی سابق ساخته شدند که البته کار خود را نیز خوب انجام دادند. این اولین اتحاد نانوشته القاعده و آمریکا بود که بعدها گذرشان بیشتر به هم خورد. روی کار آمدن طالبان در افغانستان و رخداد 11 سپتامبر باعث شد که دولت جورج بوش پسر، انگشت اتهام را به سمت اسامه بنلادن، رئیس پیشین القاعده بگیرد و اعلام کند که وی مسئول حملات به برجهای تجاری دوقلو بوده است. این مسئله از همان روز جنگ با تروریسم و حمله به افغانستان کلید خورد که دو سال بعد به عراق و صدام نیز کشیده شد. از همان زمان تاکنون آمریکا همواره در حال «جنگ» با القاعده است.
درباره این مبارزه طولانی مدت همواره دو سوال وجود داشته است؛ اول اینکه بیش از یک دهه است که آمریکا با تمام امکانات تسلیحاتی، استفاده از همه نهادهای بینالمللی، حتی به شکل غیرقانونی و همچنین بهره بردن از متحدان مطرح حاضر در ناتو یا خارج از آن، در حال مبارزه با القاعده است. با توجه به اینکه اسامه بنلادن در دوم می2011 کشته و به دریا انداخته شد، چرا این گروه، کوچکترین ضعفی احساس نکرده و رو به زوال نرفته است. حتی شواهد نشان میدهد هر روز در حال قویتر شدن بوده و از قضا بر روی هر کشوری که آمریکا دست گذاشته، القاعده نیز بلافاصله درآنجا حضور پیدا میکند؟ سوال دوم نیز این است که القاعده آنگونه که خود را گروهی اسلامگرا معرفی میکند، چطور تاکنون کوچکترین حرکت مخالفی علیه رژیم صهیونیستی انجام نداده است؟
در پس این دو سوال، دو اظهار نظر جدید کاملاً جای تأمل دارد. ابتدا اینکه «مایکل اورن»، سفیر رژیم صهیونیستی در آمریکا در گفتوگویی که با «جروزالم پست» انجام داد به صراحت اعلام کرد که تلآویو، القاعده را به ایران و متحدانش که سوریه یکی از مهمترین آنها است، ترجیح میدهد. یعنی این رژیم حاضر است به جای بشار اسد گروه القاعده در سوریه حکومت کند. مهم این است که چنین سخنی از سوی سفیر رژیم صهیونیستی در آمریکا عنوان شده است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. مسئله دوم که تقریباً همزمان رخ داده، به گفتههای «ایمن الظواهری» باز میگردد. وی به عنوان رهبر کنونی القاعده در راهبرد جدیدی که ارائه داده بهصراحت به زیر مجموعه خود دستور داده که در محیطهای فعالیت خود حتیالامکان از رویارویی با آمریکا بپرهیزند. در همین حال نیروهای میدانی آمریکا نیز سعی دارند میزان و نوع فعالیتها و اقدامات القاعده در مکان مختلف را نادیده بگیرند. این مسئله باعث شده تا به راحتی در کنار هم سیاستها و تمایلات خود را دنبال کنند. امروز آنچه در سوریه و عراق تنها بهعنوان دو نمونه خاورمیانهای میگذرد، نشانگر ادامه همان اتحاد نانوشتهای است که از دوران شوروی سابق ایجاد شده بود. جدای از این مناطق و جغرافیای مسلماننشین جهان، آمریکا بهدنبال هدف گرفتن کشورهای ضد هژمون از طریق القاعده است که در عرصه بینالمللی مهمترین آنها روسیه و چین است. هر کدام از این دو کشور دارای دهها میلیون جمعیت مسلمان هستند.
مسلمانان این دو کشور بهخصوص روسیه مشکلی با دولت مرکزی و دیگر ادیان و مذاهب حاضر در همان کشورها ندارند، اما آمریکا بدش نمیآید از گروه القاعده برای نفوذ در برخی از لایههای آنها استفاده کند و در مواقع لازم، فشار بر مسکو و پکن را افزایش دهد. آمریکا بهشدت خواهان گسترش ناتو به شرق است، از این منظر سعی دارد با دولتهای حوزه شرق اروپا، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی رابطه منفعت محور برقرار کند و آنها را به منابع مالی خود نیازمند نگه دارد. در بخش اجتماعی نیز واشنگتن بیش از هر چیز خواهان نفوذ به گروههای فعال حاضر در این بخشها است. باتوجه به اینکه تعداد قابل توجهی از این گروهها تمایلات اسلامگرایی تندروانه دارند، آمریکا میتواند در این زمینه به القاعده تکیه کند و راه نفوذ برای فشار لازم را بیابد. چین نیز دارای چنین پتانسیلی است. در حال حاضر روسیه مهمترین رقیب امنیتی آمریکا و پکن اصلیترین رقیب اقتصادی واشنگتن است. بنابراین جدای از اتحادهای منطقهای در حواشی این کشورها، آمریکا بهدنبال تنشآفرینی داخلی در آنها است.
باتوجه به اینکه القاعده از دیر زمان نقش متحد را برای آمریکا بازی کرده و در حال حاضر هم صهیونیستها و هم ایمنالظواهری انرژیهای مثبت به یکدیگر دادهاند، این چشمانداز وجود دارد که القاعده میزان نفوذ شبکهای خود را در بین مسلمانان روسیه، چین و... افزایش داده و در آینده برای دو کشور چالشآفرین باشد. بهخصوص که متحدان خاورمیانهای آمریکا همچون قطر و عربستان بهشدت بهدنبال نفوذ در گروههای تندروی حاضر در آسیای مرکزی و قفقاز هستند که القاعده در این زمینه میتواند بسیار یاریرسان باشد.