صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۶۲۹۸۵
موقعیت زمانی تأسیس هیئت‌های موتلفه اسلامی

احزاب سیاسى ایران (دویست و هیجدهم)

تألیف: لطفعلی لطیفی پاکده - اشاره: پس از آشنایی با شناسنامه و مباحث مربوط به تأسیس هیئت‌های موتلفه اسلامی، در این شماره موقعیت زمانی تأسیس را بررسی می‌کنیم.

آغاز ارتباط با امام(ره)

پس از پیروزی حضرت امام خمینی(ره) در مبارزه با دولت اسدالله علم، مهرماه سال 1341 درخصوص لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، نوعی شور و هیجان سیاسی نیروهای مذهبی جامعه را فرا گرفت. به تعبیر نشریه «شما»؛ «بعد از این پیروزی اولیه بود که برادران مؤتلفه اسلامی ارتباط خود را با امام فقید و راحل گسترش دادند. [و از سوی دیگر] امام خمینی در ملاقات‌هایی که با گروه‌های مختلف هیئت مذهبی داشتند همه را به بیدار کردن مردم و اقدام فرهنگی و سیاسی فراخواندند.»(۱)
امام خمینی(ره) در روز پس از پیروزی در قیام علیه لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در تاریخ (11/9/1341) در زمانی که مؤتلفه اسلامی در حال شکل‏گیری است، توصیف نسبتاًً مفصلی از اوضاع آن روز دارند که در جلد اوّل کتاب هیئت‌های مؤتلفه اسلامی به اختصار آمده است و تا حدودی می‏تواند بیانگر موقعیت عینی تأسیس مؤتلفه باشد. بخشی از سخنرانی امام(ره) به محورهای زیر اختصاص دارد:
لزوم حفظ اسلام حتی به قیمت گذشتن از حق خود
علمای اسلام مردم را به حفظ آرامش دعوت می‏کنند، اما وقتی ببینند اسلام در معرض خطر است با نشر حقایق، گفت‌وگو، مذاکره و اگر نشد ناچارند قیام و اقدام کنند.
سرنیزه را از سر مردم بردارید تا ببینیم ملت با کیست و چه کسی از پشتیبانی توده‏ها برخوردار است؟(۲)
محورهای فوق نشان می‏دهد که حضرت امام(ره) پس از موفقیت در قیام علیه لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی خط سیر آینده نهضت را به سمت براندازی اصل رژیم سلطنتی نشانه می‏روند و به تعبیر نویسندگان کتاب هیئت‌های مؤتلفه اسلامی: «بدیهی است ترسیم این خط ضرورت تشکل هر چه بیشتر نیروهای اسلامی را آشکار می‌ساخت و برادران مؤتلفه اسلامی (که هنوز تشکل بعدی را نداشتند و پراکنده و مرتبط با هم عمل می‏کردند) نیز بالاخص برادران مسجد شیخ علی احساس مسئولیت شدید کردند و به‏دنبال وظیفه خودشان در این مرحله با امام تماس‌های مختلف گرفتند.(۳)
اختناق شدید نیز از موقعیت‌های خاص آن زمان بود؛ هیئت‏های مؤتلفه اسلامی در آبان سال 1342 در اعلامیه‏ای که در اعتراض به حکم اعدام شهیدان «طیب حاج‌رضایی» و «حاج اسماعیل رضایی» به عنوان بانیان قیام 15 خرداد صادر کرد، انتقاد شدیدی از فضای حاکم مطرح کرد: «با سیاست‏های خانمان بر باد ده و استقلال‏شکن و ضد دین بیگانه تصور می‏کنند با تقویت نوکران سرسپرده خود و جدال با عقاید و مقدسات و منافع و آزادی ما می‏توانند ملتی را که در راه به دست آوردن آزادی و تأمین استقلال سیاسی خود قیام نموده است، سرکوب کنند و با قتل‌عام و زندان و شکنجه و تیرباران و تشکیل محاکم فرمایشی و تسلّط اراذل و اوباش سازمان امنیت به جان و مال و ناموس و سرنوشت او بر نقشه‏های پلید خویش جامه عمل بپوشانند.»(۴)
در اعلامیه فوق علاوه بر نگرش مؤسسان مؤتلفه نسبت به اختناق حاکم، تسلّط بیگانگان، ماهیت شیطانی حکومت طاغوت، فساد گسترده و تهدید ارزش‏های اساسی نیز مورد اشاره قرار گرفته بود. 
ملاحظه اجمالی برخی از نشریات پرتیراژ هفتگی در سال‌های منتهی به سال 1342 نشان از وجود فساد گسترده و آشکار در جامعه آن روز دارد که به برخی نمونه‏های آن اشاره می‏شود:
۱ـ چاپ علنی و عمومی تصاویر زنان خارجی و ایرانی با کمترین پوشش،
۲ـ تبلیغ مستقیم و غیرمستقیم کاباره‏های تهران و خوانندگان مبتذل‏خوان روز،
۳ـ درج گزارش‌هایی از وضعیت فیلم و سینمای ایران که نشانگر نفوذ عمیق فساد در آن بود،
۴ـ درج گزارش‌هایی از خانه‏های فساد در تهران و تبلیغ غیرمستقیم و مصور برای روسپیان تلفنی.(۵)
دلایل ائتلاف هیئت‌های مذهبی
طبیعی است که هر یک از موارد فوق به تنهایی کافی است تا غیرت دینی جوانان مسلمان را که عمدتاًً در هیئت‌های مذهبی می‏توان آنها را یافت تحریک کند و آنها را به سمت مبارزه با فساد حاکم که به طور رسمی از جانب حکومت وقت پشتیبانی می‏شد، بکشاند. در این باره، آقای هاشمی رفسنجانی که از اعضای اولیه شورای روحانیت مؤتلفه بوده است، می‏گوید: «عزیزان مؤتلفه اسلامی مردانی بودند که روحیه شهادت‏طلبی، ایثارگری، شهامت و شجاعت زیبنده آنها بود. یاران جمعیت مؤتلفه اسلامی، همه افرادی دردکشیده و برخاسته از میان مردمی مذهبی و بعضاًً خانواده‏های روحانی بودند. قیام کرده بودند تا با انحطاط فرهنگی و سیاسی (حکومت فاسد و وابسته شاه) مبارزه کنند.»(۶)
شیوع کفر و نفاق، استعمار و روحیه مال‏اندوزی نیز از ویژگی‌های دیگر آن دوران است؛ شهید مرتضی نیک‏نژاد از اعضای اولیه مؤتلفه که در جریان قتل منصور دستگیر و شهید شد، اوضاع کشور در سال‌های نخست دهه چهل را چنین توصیف می‏کند: «این فشار و اختناق است که در سینه‏ها، کینه‏های التیام‏ناپذیری به وجود می‏آورد و این تبلیغات مسموم است که نمی‏گذارد فریاد سوزناک و جگرخراش مظلوم شنیده شود. این شیوع کفر و نفاق است که نمی‏گذارد پیام‌های الهی به گوش مردم برسد و این استعمار است که نمی‏گذارد پیک آزادی، نوید امیدبخش خود را در فضا طنین‏افکن کند.»(۷)
همچنین شهید محمد بخارایی در دادگاه خود از زندگی به شدّت مستضعفانه جنوب شهری‏ها و حمّال‏های بازار یاد می‏کند و آن را با زندگی اشرافی شاه و بقیه ثروتمندان شمال شهری مقایسه می‏کند و نیز از اینکه تعداد اماکن فساد بیش از اماکن تربیتی است، به شدّت انتقاد می‏کند و ادامه می‏دهد که انگیزه من از اعدام انقلابی حسنعلی منصور نخست‏وزیر وقت این بود که حداقل بتوانم از یکی از مقصّران وضع موجود انتقام بگیرم.(۸)
در زمان تأسیس هیئت موتلفه از سوی امام خمینی(ره) تقیه نیز حرام اعلام می‌شود. دقیقاًً در آستانه تشکیل مؤتلفه، اعلامیه‏ای از جانب امام خمینی(ره) صادر می‏شود که ضمن محکوم ساختن شدید حمله مأموران رژیم طاغوت به مدرسه فیضیه در دوم فروردین 1342، اعلام می‏کند که امروز اصل دین و قرآن در معرض خطر است و با این احتمال، تقیه حرام است؛ در بخشی از اعلامیه امام خمینی(ره) آمده است: «اینان با شعار شاه‏دوستی به مقدسات مذهبی اهانت می‏کنند. شاه‌دوستی، یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراکز علم و دانش، شاه‌دوستی، یعنی ضربه زدن به پیکر قرآن و اسلام، سوزاندن نشانه‏های اسلام، محو آثار اسلامیت، شاه‌دوستی، یعنی تجاوز به احکام اسلام و تبدیل احکام قرآن کریم، شاه‌دوستی، یعنی کوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت، حضرات آقایان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است، با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب (ولو بلغ ما بلغ)».(۹)
در همین سال‌ها کمونیست‏ها در اوج موفقیت‌های خود در سطح جهان بودند. آنها با کسب پاره‏ای از موفقیت‏های ورزشی، تکنولوژی فضایی و تسلیحاتی، نفوذ نسبتاًً بالایی در بین روشنفکران جهان سوّمی کسب کرده بودند. در آن سال‌ها، از نگاه آمریکایی‌ها، خطر انقلاب کمونیستی بسیاری از کشورهای وابسته به آمریکا و از جمله ایران آن زمان را تهدید می‏کرد. از این‌رو، بر آن شدند تا پاره‏ای اصلاحات خوش آب و رنگ مطابق با فرهنگ خودشان را در ایران اجرا کنند. رژیم شاه نیز به دنبال درگذشت آیت‏الله بروجردی و آیت‏الله کاشانی در سال 1340 احساس کرد خطری از ناحیه حوزه‏های علمیه اصلاحات آمریکایی آن را تهدید نمی‏کند.
این اصلاحات که با هدف ظاهری بهبود وضعیت مالی کشاورزان، کارگران و افزایش سطح سواد مردم طراحی شده بود، اهداف پنهان و خطرناکی را دنبال می‏کرد. تحکیم سلطه آمریکا و غرب بر ایران، نابودسازی کشاورزی سنتی ایران، تحکیم پایگاه سیاسی صهیونیست‏ها و عوامل دنباله‏رو آنها در ایران، حذف بازاریان مذهبی و مستقل از تجارت کلان و جایگزینی عوامل وابسته به صهیونیسم و بهائیت به جای آنان، بخشی از اهداف پنهان این اصلاحات بود که در این زمینه‏ها تا حدی موفق هم شدند.
همزمان با تحکیم سلطه بهائی‏ها و صهیونیست‏ها در حکومت ایران، توسط برخی رسانه‏های وابسته، تلاش وسیعی به عمل می‏آمد تا ابتذال و فساد در جامعه رواج بیشتری پیدا کند و نیز با کم توجهی عمدی به فرهنگ اسلامی، سعی می‏شد تا ایران پیش از اسلام را خیلی باشکوه نشان دهند تا مردم به دین زرتشت گرایش پیدا کنند و یا حداقل از دین اسلام دور شوند.
در کنار همه این عوامل، فقر گسترده‏ای دامنگیر بسیاری از توده‏های مردم بود.(۱۰) مشاهده این وضعیت، در ذهن جوانان مسلمان افکار انقلابی پدید می‏آورد و در چنین اوضاعی پیدا شدن یک رهبری قوی می‏توانست بسیاری از نیروهای پراکنده را به هم پیوند دهد. شخصیت بسیار قوی امام خمینی(ره) که از قدرت رهبری کم‌نظیری برخوردار بود، زمینه را برای پیدایش مؤتلفه اسلامی مهیا کرد.
پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات