فتحالله پریشان
اختیارات و وظایف دولت از مباحث پایهای در سیاست و دانشهای متولی مطالعه آن به حساب میآید. مطالعه تاریخ دولت، چه در مشرق زمین و چه در مغرب، نشان میدهد که این بخش از دولت سیر تطوری گاه به سمت افزایش اختیارات و گاه به سمت کاهش آن داشته است. از منظر طبرسی با وظایف داخلی دولت آشنا شدیم. در این شماره اختیارات و وظایف خارجی و بینالمللی دولت را در منظومه فکری وی به بررسی میگذاریم.
حکومت اسلامی وظایف و مسئولیتهایی در خارج از قلمرو حاکمیت خود نیز دارد که ملزم به انجام آنها است. این وظایف از طرفی، مسئولیتهای دولت در عرصه خارجی را بیان میکند و از طرف دیگر، آن را به پذیرش مقررات و قوانین بینالمللی ملزم میسازد. دولت اسلامی به دلیل اهداف و سیاستهای جهانشمول و انسانی خود، تمام جهان را بهنوعی قلمرو سیاستهای خود قلمداد میکند، اما در عین حال، آرمانگرایی دینی آن سبب نمیشود تا متغیرهای عینی و واقعی حاکم بر روابط میان دولتها را نادیده بگیرد(۱) رفتار و وظایف و اختیارات دولت در عرصه خارجی را از منظر علامه طبرسی میتوان در چند محور بیان کرد. رفتار خارجی حکومت اسلامی تا آنجا که مرحوم طبرسی به آن پرداخته، تابع اصول زیر است:
۱ـ دعوت؛ یکی از اصول و اهداف مهم دولت اسلامی، تبلیغ ارزشهای دینی در جوامع فاقد معنویت است. نشر و توسعه پیام معنوی و سیاسی اسلام از طرق صلحآمیز انجام مییابد که در ادبیات دینی از آن به «دعوت» تعبیر شده است. دعوت، مبنای روابط دولت اسلامی با ملل دیگر را تشکیل میدهد.
۲ـ حفظ منافع؛ روابط دولت در عرصه جهانی تابع متغیر «منفعت» میباشد و جالب است که مرحوم طبرسی در چندین مورد به این اصل اشاره کرده است. وی عملکرد خارجی پیامبر اسلام(ص) و ائمه(علیهمالسلام) را براساس اصل حفظ منافع تجزیه و تحلیل کرده و در ذیل آیه «ولا تلقوا بایدیکم الیالتهلکه» مینویسد: «صلح و همزیستی با کافران و شورشیان در صورتی که پیشوای عادل آن را به مصلحت بنگرد و بدون آن، شرایط را برای خود و یا جامعه خطرناک ارزیابی کند، جایز است. نمونه آن، صلح حدیبیه و ماجرای امام علی(ع) در صفین و امام حسن(ع) با معاویه است.»(۲)
۳ـ حفظ استقلال؛ حفظ استقلال در برابر کافران، یکی از اصول ثابت در روابط خارجی دولت اسلامی شمرده میشود. وی در ذیل آیه ۲۸ سوره مبارکه آل عمران مینویسد: «سزاوار نیست مومنان، کافران را بهعنوان دوستان خویش برگزینند و از آنان کمک بطلبند و به آنها پناه آورند و با آنها اظهار دوستی نمایند.»(۳)
در ادامه این اصول، بدیهی است که حوزه عملکرد و اختیارات دولت در عرصه جهانی و بینالمللی بسیار محدودتر از عرصه داخلی است. البته نوع، ماهیت اختیارات و رفتار دولت در این عرصه کاملاً از یکدیگر متفاوت است. طبرسی مانند بسیاری از فقهای دیگر تشیع، حوزههای رفتار دولت در عرصه خارجی را به شرح زیر یادآوری میکند.
الف ـ جهاد؛ جهاد بخش مهمی از رفتار دولت را در مواجهه با دولتهای دیگر شکل میدهد که طبرسی در دو کتاب خود، یعنی کتاب الفئی و قسمهالغنایم و کتاب السیر از جلد دوم کتاب موتلف به تفصیل به آن پرداخته است.
ب ـ صلح؛ به حالت غیر جنگ، صلح اطلاق میشود و آن، زمانی است که امام و سلطان عادل بنا بر مصالح دولت و ملت اسلامی، با دولتهای دیگر وارد پیمان صلح میشود. انعقاد این پیمان از اختیارات ویژه امام است که صلح میتواند بر مبنای هر نوع شرطی که امام صلاح بداند، منعقد گردد.
ج ـ امان؛ یکی از حوزههای سیاست خارجی دولت اسلامی، امان دادن به دشمنان است. این اختیار صرفاً در سطح دولتمردان محدود نمیشود، بلکه افراد ملت را نیز در بر میگیرد.
د ـ یکی از وظایف و برنامههای دولت اسلامی در روابط خارجی، دعوت اتباع دارالکفر به توحید، عدالت و نبوت پیامبر اسلام(ص) است. طبرسی در ذیل آیه مبارکه «ادع الی سبیل ربک بالحکمه...» میگوید: «معنای آیه این است که با مشرکان مبارزه نمایید و آنان را با روش مدارا، آرام و نرم در پندورزی از شرکشان بازدارید که این روش، نزدیکتر به پذیرفتن است.»(۴)
طبرسی در «الموتلف منالمختلف» در این مورد مینویسد: «دعوت، استراتژی اولیه اسلامی در روابط خارجی است و تا این سیاست به کار بسته نشود، اقدام برای اجرای استراتژی جنگ و جهاد مشروع نمیباشد.»(۵) در شماره آتی با سومین وظیفه کلان دولت اسلامی که در حوزه اقتصادی است، آشنا خواهیم شد.
پینوشتها در دفتر هفتهنامه موجود است.