رضا اشرفی
هند و پاکستان و به گفته معدودی از جغرافیدانان بهعلاوه افغانستان، شبه قاره را تشکیل میدهند که اکنون یکی از مناطق راهبردی و مهم منطقه است. چند روز پس از پایان یافتن نشست مجمع عمومی سازمان ملل، نواز شریف، نخستوزیر پاکستان در واشنگتن با باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا دیدار کرد. در حالی که میتوانست این دیدار و گفتوگوهای انجام شده را در همان دوران حضور در نشست مجمع عمومی سازمان ملل انجام دهد، اما چنین اتفاقی رخ نداد. نواز شریف در دوره نخستوزیری خود در پاکستان علاوه بر چالشهای داخلی و منطقهای مشکلات پیچیدهای با آمریکا خواهد داشت. گفتوگو درباره این مشکلات پیچیده از جمله دلایلی بود که وی را به واشنگتن کشاند.
وقتی صحبت از ملاقاتهای آمریکا و پاکستان به میان میآید اولین مطلبی که به ذهن میرسد، حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به پاکستان است که البته دو مسئول در این باره مواضع خود را رد و بدل کردند. مهمترین اعتراض پاکستان نسبت به حملات آمریکاییها به خاک این کشور به دو مسئله باز میگردد. ابتدا؛ کشته شدن غیرنظامیان بیگناه که هر روز بر تعداد آنها افزوده میشود. واشنگتن در این باره معتقد است که در حال مبارزه و نابودی تروریستها است. موضعی که 12 سال است در افغانستان نیز در حال تکرار آن است. اما مسئله بعدی که مورد اعتراض اسلامآباد است به مسئله حاکمیت و حمله به خاک پاکستان باز میگردد. حمله نظامی به خاک هر کشوری به منزله زیر سوال بردن حاکمیت ملی و داخلی آن است که البته دولت آمریکا همواره در این زمینه فعال است. در حالی که اسلامآباد با توجه به دولت جدید و نخستوزیری نواز شریف خواهان پایان یافتن آن است. بحث نقض حاکمیت ملی نه تنها موضع پاکستان را در قبال آمریکا تضعیف میکند، بلکه موقعیت این کشور را در بین همسایگان و همچنین دیگر کشورها کاهش میدهد. این همان مسئلهای است که نواز شریف به هر شکل خواهان پایان یافتن آن است، اما عمدهترین ضعف دولت نواز شریف آن است که در زمینه مسائل اقتصادی نیازمند کمکهای آمریکا است. در واقع واشنگتن با راهبرد نیاز اقتصادی پاکستان، درصدد است تا همه سیاستها و منافع خود را در داخل خاک این کشور دنبال کند.
در حالی که این تمام موضوع نیست. آمریکا در معادلات منطقهای و تقسیم منافع در حوزه شبه قاره به شدت از پاکستان فاصله گرفته و به سمت هند سوق پیدا کرده است. این گرایش دستکم از دو منظر برای اسلامآباد ناخوشایند است. یک اینکه هند دشمن سنتی و تاریخی پاکستان است و حال اگر یک قدرت فرامنطقهای بهخصوص آمریکا در سیاستهای خود از منافع طرف مقابل حمایت کند، اسلامآباد در بسیاری از تحولات متضرر خواهد شد. این جهتگیری جدای از اینکه به لحاظ مرزی (بحران کشمیر) و سیاسی به ضرر پاکستان است در تصمیمگیریهای منطقهای و فرامنطقهای نیز نمیتواند به نفعش باشد، زیرا هند در چنین وضعیتی میتواند از رقیب سنتی خود پیش بیفتد.
مسئله دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد به عقبنشینی آمریکا از افغانستان در سال 2014 باز میگردد. بسیاری از کشورهای منطقه برای این مسئله برنامههای میان مدت و بلند مدت دارند تا در افغانستان نفوذ کنند و دستکم در زمینه اقتصادی فعال شوند.
حال آنکه حمایت آمریکا از هند در نفوذ به افغانستان برای پاکستان پذیرفتنی نیست. به هر جهت اسلامآباد علاقهای ندارد که رقیب و دشمن سنتی آن در بخش شرقی شبه قاره نفوذ قابل توجه داشته باشد. بهخصوص که آمیختگی فرهنگی و اختلاط سیاسی ـ امنیتی اسلامآباد کابل بسیار زیاد است.
در این زمینه طالبان دست بالا را دارند. به این دلیل که طالبان افغانستان و پاکستان در تأمین منافع خود میتوانند هماهنگ عمل کرده و حتی در مواقعی با دولتهای دو کشور چالش داشته باشند و سبب ناامنی میان دو کشور شوند.
به همین واسطه حضور پر رنگ هند در افغانستان نمیتواند به نفع پاکستان باشد. حتی چنین مسئلهای از این پتانسیل برخوردار است که به اقتصاد انرژی منطقه نیز آسیب بزند. برای نمونه و بر اساس توافق سال 2010 قرار است که خط لوله گاز تاپی از ترکمنستان به افغانستان و از آنجا نیز به پاکستان و هند انتقال داده شود. جدای از همه مشکلاتی که این خط لوله دارد، نوع دشمنی و رقابت پاکستان و هند بر سر افغانستان این زمینه را ایجاد میکند که خط لوله تاپی با شکست مواجه شود زیرا هند در صورتی که بر خلاف تمایل اسلامآباد در افغانستان نفوذ داشته باشد، در بحث ترانزیت گاز ترکمنستان با مشکل مواجه خواهد شد.
در چنین وضعیتی پاکستان میتواند از این موضوع به عنوان اهرم فشار استفاده کرده و دیپلماسی گازی از نوع روسی را در این خط پیاده کند. به هر ترتیب سفر نواز شریف به آمریکا و دیدار با باراک اوباما همه این زمینهها را پوشش خواهد داد و اگر در دیدارهای انجام شده توافقی بلندمدت میان طرفین صورت نگیرد و از نوع و میزان حمایت آمریکا از هند به نفع پاکستان کاسته نشود در آینده باید شاهد چالشهای سیاسی و امنیتی قابلتوجهی بود که از یک سو میان اسلامآباد و واشنگتن و از سوی دیگر میان هند و پاکستان شکل خواهد گرفت.