رضا گرمابدری
پس از اینکه امام خامنهای(مدظلهالعالی) در جمع پاسدارانی که به دیدار معظمله رفته بودند، درباره حرکتهای صحیح و منطقی در سیاستهای خارجی و داخلی، فرمودند: «با مسئلهای که سالهای پیش نرمش قهرمانانه خواندم، موافقم چراکه این حرکت در مواقعی بسیار خوب و لازم است اما با پایبندی به یک شرط اصلی» و آنگاه درک ماهیت طرف مقابل و فهم صحیح هدفگذاری او را شرط اصلی استفاده از تاکتیک نرمش قهرمانانه اعلام کردند، در داخل و خارج کشور موج و تلاطمی ایجاد شد و صاحبنظران مختلفی در اینباره اظهارنظر کردند. این اظهارنظرها به دو دسته کلی تقسیم میشوند: ۱ـ آن را حمل بر ضعف و عقبنشینی نظام از مواضع اصولیاش کردند. ۲ـ آن را حرکتی هوشمندانه و راهگشا با حفظ اصول خواندند. در این بین بیشتر افراد دسته اول بدون ارائه بحث مبنایی و منطقی تلاش داشتند تا ضعف و عقبنشینی را القا کنند، در حالی که صاحبان دیدگاه دوم استدلالهای قابل توجهی در ارزش این مسئله و اهمیت رویکرد به آن را ارائه کردند. اشاره امام خامنهای (مدظلهالعالی) به «با مسئلهای که سالهای پیش نرمش قهرمانانه خواندم، موافقم.» عدهای را به سمت کتاب «صلح امام حسن(ع) کشاند که معظمله بیش از چهل سال پیش آن را ترجمه کرده بودند، اما واقع امر اشاره ایشان به بیاناتی بود که در (۱۷/۵/۱۳۷۵) در دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران ایراد کردند. ایشان در بخشی از آن بیانات فرمودند: «نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرمتر از حریر و سختتر از سنگ و پولاد باشند. عرصه سیاست خارجی میدان نرمشهای قهرمانانه است، اما نرمشی که در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلماتهای ما باید در مواضع اصولی خود مستحکم بایستند و استقامت و پایمردی حضرت امام خمینی(ره) را الگوی خود قرار دهند.» بازنمایی عبارت فوق که مربوط به هفده سال پیش است، تمام ادعاهای دسته اول را از اعتبار ساقط کرد و نشان داد که خاستگاه بحث «نرمش قهرمانانه» تفکری ژرف و عمیق است که امام خامنهای(مدظلهالعالی) به آن معتقد بودهاند و از گذشته آن را دنبال میکردهاند. درحال حاضر پاسخگویی به دو پرسش درصدر مسائلی قرار دارد که با در گرفتن بحث درباره «نرمش قهرمانانه» مطرح شد. این دو پرسش عبارتند از: ۱ـ چرا امام خامنهای(مدظلهالعالی) این مسئله را بازگو کردند؟ ۲ـ با توجه به مخاطرات مسیری که این بحث در آن قرار دارد چگونه میتوان با موفقیت از آن استفاده کرد؟
پیش از پرداختن به پاسخ دو پرسش فوق لازم است اندکی درباره «نرمش قهرمانانه» بحث کرد. پیشفرض این بحث این است که پیروزی همیشه با سرسختی و یکدندگی حاصل نمیشود و در سیاست نرمش همیشه مغایر با مقاومت نیست. نزدیک بودن مرز این مفاهیم با یکدیگر آن را دیر باور میکند و خطر تشخیص زمان هر یک، بهویژه نرمش و جنس آن را افزایش میدهد. اگر در اینباره دقت و هوشیاری لازم به کار گرفته نشود، میتوان بر هر شکستی نام «نرمش قهرمانانه» گذاشت. برای دور ماندن از چنین آفات خطرناکی باید بحث از شاخصهها و نشانههای لازم برخوردار باشد.
پاسخ پرسش یکم؛ امام خامنهای(مدظلهالعالی) همانگونه که خود اشاره داشتهاند، قائل به ابتکارات دولتها هستند، زیرا ابتکارات صحیح از عوامل موفقیت و ایجاد فضای نو هستند که میتوانند برای جامعه منافعی داشته باشند.
تشخیص دولت گذشته در سیاست خارجی برگرفته از فضایی که دشمن ایجاد کرده بود، ابتکار تهاجمی و تقابلی بود. آن روش برای دشمن بسیار خسارتبار بود و با اینکه نظام هم هزینههایی پرداخت اما دشمن را متوجه حقایقی از نظام اسلامی کرد که درباره آن بهگونهای دیگر میاندیشید. با روی کار آمدن دولت جدید و ادبیاتی که به کار گرفت و مواجهه غرب با آن، فضای سیاسی دستخوش تغییراتی شد که آثار اولیه آن تا حدودی مشهود است، ظاهراً ابتکار دولت جدید تعامل با فضایی است که غرب در شکل دادن به آن پیشقدم شد. افزون بر آن سفر رئیسجمهور به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل هم پیش آمد، از اینرو رئیسجمهور نمیتوانست با تشخیص و سلیقه خود و بدون داشتن یک شاخص راهبردی اطمینانبخشی دست به ابتکار بزند و به این سفر که از جنبههای مختلف اهمیت دارد برود. هم رئیسجمهور به این توشه نیاز داشت و هم فضای عمومی داخلی میبایست با این مبحث جدید بیشتر آشنا شود.
پاسخ پرسش دوم؛ همه کسانی که وظیفه اجرای این ابتکار را دارند باید همه زوایای بحث را بشناسند و بر آن اشراف داشته باشند که در این میان توجه به اصول و خطوط قرمز نظام از اهمیت اصلی برخوردار است و پس از آن هم بدانند که دنبال چه هستند و رسیدن به آن بدون خدشه وارد شدن به اصول با چه هزینهای معقول و منطقی بهنظر میرسد. یکی از ابزار قدرتمند طرف ایرانی کینهورزی عمیق، بحق و درازمدت مردم ایران نسبت به استکبار و اذنابش است با این ابزار که میتواند به ابزار فشار هم تبدیل شود، در صورت درست و حساب شده استفاده کردن، میتوان امتیازهای اول را از طرف مقابل گرفت بدون اینکه از اعتبار و کارکرد چندباره این ابزار کاسته شود. طرف مقابل در گفتوگو و ظرافتهای آن کهنهکار و با سابقه است و تجربه نشان داده در مذاکرات ابتدا حلقهای بحث میکند و به یکباره با پیوند دادن حلقهها به یکدیگر زنجیر و ریسمان میسازد، لذا باید مراقب بود و اجازه زنجیرسازی را از وی سلب کرد. برای مصمم و پرحوصله نشان دادن خودش معمولاً از امتیازهای ناچیز و به دور از محور اصلی شروع میکند و از خود سرسختی نشان میدهد که نباید به آن امتیازها و سرسختی اعتنا کرد. در برخی مواقع مایل است یک طرفه و خارج از توافق امتیاز بدهد که به حساب ضعف و شکستش گذاشته نشود، همچنانکه در روزهای اخیر در موارد جزئی از تحریمها عمل کرد. برای بازداشتن طرف مقابل از نزدیک شدن به خطوط قرمز، لازم است خطوط صورتی ترسیم و آن را نقطه نهایی اعلام کرد. نباید از توافقات احتمالی اعلام رضایت کامل کرد. در برابر توافقات احتمالی باید تضمینهای قوی گرفت که بخش مهمی از آن تضمینها یکطرفه در اختیار ایران باشد. باید راه بازگشت را همیشه باز نگه داشت. بازتاب تعاملات در داخل باید بهگونهای باشد که خشم و کینه مردم نسبت به استکبار حفظ شود. از برگ اروپایی که پس از اعلام «نرمش قهرمانانه» نگران شده و نفسش به شماره افتاده خوب استفاده شود. نقطه تاریخی حاضر، اهمیتش برای استکبار بسیار بیش از ایران است و استکبار حاضر نیست نقطهای را که با زحمت به دست آورده به راحتی از دست بدهد و برای حفظ و نتیجه گرفتن حاضر است هزینه بدهد. در دل این نرمش باید گزنده، مهاجم و مقتدر بود. از حاشیههای زائد فراوانی که طی سالهای گذشته با سیاستورزیهای هوشمندانه فراهم آمده باید هزینه کرد تا سرمایههای اصلی از دسترس دشمن دور بماند... و در نهایت برای حفظ آبرو و ارزشمندی نتیجه کار، شرط اصلی که امام خامنهای(مدظلهالعالی) در بیان «نرمش قهرمانانه» گذاشتند، در تمام مراحل مدنظر قرار گیرد در غیر اینصورت هیچ توافق و دستاوردی مشروعیت و مقبولیت ندارد.