علی تتماج
گزارش سازمان ملل متحد درباره استفاده از سلاحهای شیمیایی در سوریه در حالی انتشار یافت که سازمان ملل بار دیگر عدم استقلال خود را به نمایش گذاشت و با گزارشی دوپهلو و ابهامبرانگیز، تلاش کرد تا رضایت غرب را نیز جلب کند.
سازمان ملل ضمن تأکید بر استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه، عامل استفاده کننده را معرفی نکرد در حالی که اذعان کرد این سلاحها به صورت دستساز بوده است. امری که خود سندی بر استفاده تروریستها از این سلاحها است.
پس از انتشار گزارش سازمان ملل، کشورهای غربی که با پذیرش طرح روسیه عقبگرد از جنگ علیه سوریه را اجرا کرده بودند، مجموعهای از فضاسازیها را علیه دمشق آغاز کردند. وزرای خارجه سه کشور انگلیس، فرانسه و آمریکا در پاریس ادعای اقدام قاطع بر اساس بند 7 منشور سازمان ملل متحد علیه سوریه را مطرح کردند. در همین حال، مقامات هر کدام از این کشورها و نیز اتحادیه اروپا بر لزوم مقابله با دمشق با ادعای آنچه حمایت از بشریت نامیدهاند، تأکید کردند.
هوچیگری غربیها در حالی صورت گرفت که آنها هرگز حاضر به پاسخگویی به این پرسش نشدهاند که «اگر ارتش سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده است چرا هیچ کدام از معارضان در جمع کشتهها نیستند و حتی دچار مسمومیت شیمیایی نشدهاند؟ چرا فقط زنان و کودکان در جمع کشتهها حضور دارند؟! پاسخ به این پرسش آشکار میسازد که طرف استفاده کننده از سلاح شیمیایی، گروههای تروریستی بودهاند که رسماً تحت حمایت غرب هستند.
با توجه به این تفاسیر، این سوال مطرح است که ریشه هوچیگری غرب چیست؟ و چرا آنها باوجود آگاهی از واهی بودن ادعای استفاده سوریه از سلاح شیمیایی به چنین فضاسازی روی آوردهاند.
ابعاد طراحی غرب
در ارزیابی رفتاری غرب چند نکته قابل توجه است که از آن جمله عبارتند از:
الف) کشورهای غربی اکنون با دو رسوایی بزرگ مواجه شدهاند. از یکسو گروههای تروریستی در سوریه در حالی اقدام به کشتار مردم کردهاند که جهانیان اذعان دارند محور این جنایات حمایتهای غرب و متحدان آنها از این گروهها است. از سوی دیگر غرب نتوانست طرح اقدام نظامی علیه سوریه را اجرایی سازد، بهویژه اینکه مخالفتهای جهانی با این طرح نشانگر زوال غرب در صحنه جهانی است. غرب اکنون با هوچیگری درباره گزارش سازمان ملل به دنبال سرپوش نهادن بر این رسواییها است. البته غرب تلاش دارد تا سوریه را به مسائل بیرونی معطوف سازد تا شاید فضای تنفسی برای گروههای تروریستی در داخل سوریه ایجاد گردد تا همچنان مجری خواستههای غرب باشند.
ب) کشورهای غربی خود را وامدار صهیونیستها و کشورهای مرتجع عربی از جمله عربستان میدانند. آنها که نتوانستند خواست آنها را در انجام گزینه نظامی اجرایی سازند، اکنون با استمرار تهدیدات علیه سوریه چنان وانمود میکنند که همچنان به خواست صهیونیست و اعراب توجه دارند و عقبنشینی نکردهاند.
آنها از نظر مالی و سیاسی به صهیونیستها و کشورهای عربی نیاز دارند، لذا برای جلب رضایت آنها به بحرانسازی علیه سوریه ادامه میدهند.
ج) نکته بسیار مهم، تقارن تحرکات ضد سوری غرب با نشست شصتوهشتمین سالگرد تأسیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد است. نشستی که سران و مقامات عضو این سازمان برگزار میکنند و به نوعی میتوان گفت بزرگترین نشست جهانی است.
کشورهای غربی از یک سو نتوانستهاند مقاومت سوریه را در برابر تهدیدات متزلزل سازند و از سوی دیگر طرح روسیه و ایستادگی مقاومت منطقه، عملاً غرب را با چالش مواجه کرده است. آنها با استمرار لفاظی علیه سوریه تلاش کردهاند تا فضای سازمان ملل را به سمت خود سوق دهند تا از یکسو چنان وانمود سازند که در تغییر نگرش افکار عمومی جهان علیه سوریه موفق بودهاند و از سوی دیگر از این حربه برای اعمال فشار بر سوریه، روسیه و جبهه مقاومت بهرهبرداری کنند.
غرب میداند که نشست سازمان ملل فرصتی برای سوریه و متحدانش برای مقابله با تحرکات جنگطلبانه غرب است. بر این اساس، با فضاسازی تبلیغاتی تلاش کرده تا مدیریت نشست سازمان ملل را در دست بگیرد تا مانع از استفاده سوریه و متحدانش از این مکان برای مقابله با جنگافروزی غرب باشد.
با توجه به آنچه ذکر شد، میتوان گفت تحرکات و هوچیگری غرب علیه سوریه نه برگرفته از قدرت و توانایی آنها بلکه برگرفته از چالشها و ناتوانی آنها بوده است. آنها تلاش کردهاند تا با استمرار جوسازیها، ضمن سرپوش نهادن بر ناکامیهای خود، حداقل امتیازاتی را از جامعه جهانی کسب کنند، تا شاید بتوانند کمی درد شکست در برابر سوریه را تسکین دهند. به عبارتی دیگر غرب را میتوان بازندهای دانست که بهدروغ، ادعای پیروزی سر میدهد.