صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۳  ، 
کد خبر : ۲۶۳۰۵۴

شکست سیاست‌های پوپولیستی در آمریکا

شهاب زمانى - اشاره: گفته شد اولین حزب پوپولیست آمریکا، یعنی حزب مردم در حوزه عمل سیاسی به دلیل فاصله‌گیری از هسته اصلی ایدئولوژیکی خود و اتحادی متزلزل با دموکرات‌ها که بیشترین قرابت فکری را با آنها داشتند، فروپاشید و به عنوان نیرویی مستقل از صحنه سیاسی آمریکا حذف شد. البته تجربه حزب مردم و شکست جنبش به هیچ‌وجه به معنای پایان یافتن اندیشه‌های پوپولیستی در سیاست‌های آمریکا نبود. بالعکس، این اندیشه‌ها همچنان در زبان، فضای سیاسی و حتی جنبش‌های بعدی و دوره‌های مختلف تاریخ آمریکا نفوذ کرده است.

چرایی شکست پوپولیسم  در آمریکا

پوپولیست‌ها در آمریکا به راستی جنبشی توده‌ای بودند. ستاره بخت و اقبال پوپولیسم آمریکایی در مقایسه با جنبش‌های پوپولیستی در مقاطع مختلف تاریخی، آشکارا به رهبری کاریزماتیکی این یا آن فرد وابسته نبود. رهبران بسیاری با جاذبه‌های گوناگون وجود داشته‌اند، اما تاریخچه نفوذ این رهبران از تاریخ گسترده‌تر جنبش متمایز بود. «ریچارد هوفشتاتر» یادآور شده است که هیچ نظریه‌پرداز برجسته‌ای در پوپولیسم آمریکا حضور نداشت و «لورنس گودوین» بخشی از شکست پوپولیسم را ناشی از نبود یک نظریه اجتماعی می‌دانست که فراتر از اندیشه‌های تعاون‌گرایی اقتصادی قرار گیرد.(۱)
ماهیت توده‌ای جنبش مشکلات ایدئولوژیکی را برای نهادی شدن آن تشدید می‌کرد. سرانجام مواضع متفاوت جنبش‌های منطقه‌ای و ایالتی درباره رویدادهای سرنوشت‌ساز آن دوران نشان داد که تاریخ پوپولیسم آمریکا بیش از آنکه شور و شوقی ایدئولوژیک باشد، مظهر سازش سیاسی بوده است. در قلب این شکاف، تعهد پوپولیست‌های جنوبی به حزب جنوب، یعنی دموکرات‌ها نهفته است، حال آنکه پوپولیست‌های غرب آمریکا، به رهبری پوپولیست‌های کانزاس، بیشتر طرفدار ایجاد نیروی حزب سومی بودند که دهقانان را از تبعیت تاریخی خود رها سازد. چالش پوپولیستی از احساس واقعی وجود بحران اقتصادی در میان کشاورزان پدید آمد. این بحران ناشی از این امر بود که کار کشاورزی کفاف تأمین نیازهای‌شان را نمی‌داد. اتحاد کشاورزان تلاشی بود برای خارج شدن از بحران با اقداماتی مستقیم، اما عوامل چندی این تلاش را عقیم گذاردند که از جمله می‌توان به عدم تمایل نهادهای مالی برای وام‌دهی بیشتر به شرکت‌های تعاونی جدید اشاره کرد. علاوه بر آن، مسئله بحران مالی عمومی و موضوع پول رایج در میان بود که بانکدارها، کمپانی‌های راه‌آهن و سوداگران زمین را در چشم کشاورزان به مشتی اهریمن بدل کرده بود.(۲)
پوپولیست‌ها در مقابل این چالش‌ها، آمریکای روستایی و اندیشه‌های مربوط به کانون آرمانی خود را پیش کشیدند. اندیشه‌های آنان، تصویری پر آب و تاب از روستایی بارآور و شهروندی ساعی و وظیفه‌شناس ارائه می‌کرد که حامل اندیشه‌های اصلی انقلاب آمریکا بود که دست آخر به جمهوری خودگردان روستاییان می‌انجامید.
دستاوردها و میراث حزب مردم
آنچه پوپولیسم را در چشم‌اندازی گسترده‌تر غیرعادی جلوه می‌داد، این بود که به دلیل ریشه گرفتن در «اتحاد» مخالفتش با نهادها کاملاً گزینشی بود. پوپولیست‌ها در همان حال که نهادهای مالی و اقتصادی محلی را رد می‌کردند، می‌کوشیدند در مقابل آنها مجموعه پیچیده نهادهای بدیل خود را به وجود آورند. نهادهای محلی بدون مشکل نبودند، اما ایجاد ساختارهای پیچیده برای پوپولیست‌ها امری غیرعادی است.
میراث حزب مردم با وجودی که در عرصه عمل سیاسی با شکست مواجه شده بود، دو سویه است. نخست آنکه تلاش تقریباً موفقیت‌آمیز آن برای شکل‌گیری پوپولیسم به‌عنوان نیرویی مستقل در خارج از نظام دو حزبی آمریکایی بعدها به عامل تعیین‌کننده‌ای در صف‌آرایی این نظام تبدیل شد و در واقع قالب متصلب دو حزبی را که قدرت را میان خود دست به دست می‌کردند، شکست. هر چند آن احزاب اصلی باقی ماندند و عناوین‌شان حفظ شد، اما برنامه نظام سیاسی آمریکا به تمامی دگرگون شد و این تغییر در برنامه «طرح نو» روزولت با احزابی که نماینده ائتلاف‌های کاملاً جدیدی از نیروها با مواضع متفاوت ایدئولوژیک بودند به اوج رسید. پوپولیست‌ها نوید دهنده تغییرات آتی بودند. دومین میراث حزب مردم، تثبیت فضایی سیاسی و سازگار با فرهنگ مسلط بود. رادیکالیسم خاموش پوپولیسم و اجتناب از انقلاب به‌نفع اصلاح‌طلبی رادیکال، در نظام سیاسی آمریکا کاملاً کارایی داشت. اهمیت «آمریکانیسم» که تقریباً شالوده تمامی گفتمان‌های سیاسی در آمریکاست، اصلاح‌طلبان را مجاز و حتی ترغیب می‌کند تا از الگوهای پوپولیستی در آرای سیاسی خود استفاده کنند.(۳)
موفقیت سیاست‌‌های پوپولیستی را می‌توان در رفتار سیاسی دو تن از افراد سیاسی آمریکا در ایالت‌‌های لوییزیانا و آلاباما مشاهده کرد. «هیولانگ» شکل‌گیری اندیشه‌های سیاسی خود را مرهون شکوفایی پوپولیسم در ناحیه وین از ایالت لوییزیانا می‌داند که به عنوان پیش‌زمینه‌ای برای موفقیت‌های بعدی وی نقش ایفا کرد. سال ۱۸۹۳ یکی از سال‌های رکود اقتصادی در سراسر آمریکا و دوران رشد جاذبه جنبش پوپولیستی بود. لانگ گرچه پوپولیست بود، اما با پرهیز از پوپولیسم جنبش روستایی، به عنوان طرفدار دموکرات‌ها وارد سیاست شد و از همان آغاز فعالیت سیاسی‌اش در مقابل تمرکز ثروت و نابرابری اوضاع اجتماعی ناشی از آن و به‌ویژه ماهیت آموزش، بنای مخالفت گذاشت. لانگ به کنگره راه یافت و باوجود تمام دغدغه‌هایش برای تهیدستان کار زیادی برای سیاه‌پوستان ایالت خود نکرد و حتی هنگامی که از مقام فرمانداری کناره گرفت، اختلاف سطح آموزش میان سفیدپوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها در سایه سیاست تبعیض نژادی وی افزایش یافته بود. وی باوجود اینکه در سراسر زندگی سیاسی‌اش تصویری مردم‌پسند از خود به‌جا گذاشته بود، اما به دلیل برخی اقداماتش چون اعتقاد به تبعیض نژادی میان سیاهان و سفیدان و تمرکز قدرت در لوییزیانا در حد دیکتاتوری ترور شد.
اما پوپولیسم در جنوب بار دیگر در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ سر برآورد. انتخاب جورج والاس به مقام فرماندار آلاباما در سال ۱۹۶۳ پوپولیستی را به قدرت رساند که به گفته خود فعالیت سیاسی‌اش را با «سخن گفتن از مدارس و بزرگراه‌ها و زندان‌ها و مالیات‌ها» آغاز کرده بود. وی نیز سخت به تبعیض نژادی اعتقاد داشت و سیاست‌هایش آمیزه‌ای از سه موضوع بود؛ حمایت شدید از تبعیض نژادی و به‌تبع آن اتخاذ خط مشی آشکارا نژادپرستانه، بی‌اعتمادی به دستگاه حاکم که از تشکیلات سیاسی لیبرالی جدید تا بانک‌ها و ثروتمندان را در بر می‌گرفت و آخرین مولفه دیدگاه سیاسی او دفاع از کسانی بود که خارج از این تشکیلات قرار داشتند. پوپولیسم ارتجاعی و دفاعی والاس مرهون چالش جنبش‌های اجتماعی حقوق مدنی و چپ جدید و بیانگر دفاع از ارزش‌های مورد نظر او بود. البته او در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۶۸ شکست خورد و با معطوف‌سازی تمام اهتمام و توجه خود به کسب فرمانداری آلاباما در سال ۱۹۷۰ به این مقام رسید و در مسئله قدرت از سیاست‌های نژادپرستی فاصله گرفت و به حزب دموکرات پیوست و در چند انتخابات درون حزبی به رقابت پرداخت. در مریلند هدف گلوله قرار گرفت و ناگزیر به استفاده از صندلی چرخدار شد و از انتخابات بازماند. تغییر موضع والاس بیانگر رابطه سیاست‌های نژادی با پوپولیسم در آمریکاست. این تغییر موضع نشان داد که پوپولیسم به بستری که موجد آن است سخت وابسته است و ناچار با تغییر آن خود نیز دگرگون می‌شود. به همین دلیل است که اکثر روسای جمهور گذشته آمریکا چون نیکسون، کارتر و ریگان همگی قدرت جنبش پوپولیستی را به عنوان یک راهبرد برای کسب قدرت تشخیص دادند. در شماره آتی با آثار سیاست‌های پوپولیستی در نظام سیاسی معاصر آمریکا بیشتر آشنا خواهیم شد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات