جواد رضایی
انفجار حدود دو هفته پیش در ضاحیه بیروت که منطقه اصلی شیعیان است و انفجارهای جمعه گذشته در طرابلس لبنان که شهری سنینشین است و در هر دو منطقه دهها کشته و صدها مجروح بر جای گذاشت، برای تحلیلگران این پرسش را مطرح ساخت که طراحان توطئهگر از ابتدایی که دست به توطئه زدند بهویژه در قضیه سوریه، لبنان را نیز در این توطئه گنجانده بودند یا خیر؟ به این پرسش مهم اینگونه میتوان پاسخ داد که اگر در هنگام طراحی توطئه صراحتاً از لبنان نامی برده نشده باشد یقیناً سرایت دادن آتش جنگ داخلی سوریه به لبنان در ذهن طراحان بوده تا در بزنگاهی آن را عملی کنند. این نظر بر دو پایه قرار دارد:
۱ـ پیوند لبنان با سوریه؛ یکی از مباحث مهمی که از گذشته درباره تمامی مسائل غرب آسیا مطرح بود و موضوعیت داشت، پیوند سیاسی لبنان و سوریه بود. این پیوند آنچنان مستحکم بود که بخش قابل توجهی از نیروهای نظامی سوریه در لبنان و به شکل پراکنده مستقر بودند و حکومت سوریه در مسائل سیاسی و حکومتی لبنان تأثیر مستقیم و تعیینکننده داشت. با اینکه چند سال پیش حکومت سوریه تحت فشار آمریکاییها ناچار شد نیروهای نظامیاش را از لبنان خارج و نفوذ سیاسیاش را نیز محدود کند، اما این پیوند همچنان در حد قابل توجهی مشهود است.
۲ـ روابط حزبالله با سوریه؛ سوریه با درک درست از رفتار سیاسی ذلتبار برخی از سران عرب که در ظاهر ادعای حمایت از آرمان فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی را داشتند و در خفا در پی یافتن راههای سازش و کرنش در برابر این رژیم نامشروع بودند، در صدد یافتن شرکای قابل اطمینان برای مقابله با رژیم صهیونیستی بود. شکلگیری حزبالله با آرمانهای بلند اسلامی و تأکید بر مقابله با زیادهطلبیهای رژیم صهیونیستی و صداقت و قاطعیتی که در این مقوله از خود نشان داد و ارتباطش با ایران، سوریها را به خواستهشان رساند. پس از آن روابط حزبالله و سوریه کاملاً راهبردی، مستحکم و بسیار تأثیرگذار بر معادلات منطقه به ویژه در قضیه فلسطین و رژیم صهیونیستی و در کل در خط مقاومت شد.
توطئهگران به این نتیجه رسیده بودند که سوریه پیشتر در نفوذ نظامی و سیاسی در لبنان به اندازهای که خطر نداشته باشد، تضعیف شده، آنچه که آنها را نگران میکرد وجود حزبالله مقتدر در لبنان و پیوندش با سوریه و ایران بود. سه گروه صهیونیسم، استکبار و عربهای مرتجع از این موضوع به شدت احساس خطر میکردند و منتظر فرصت بودند تا با زدن ضربه سنگین به حزبالله تمامی موانع تسلط بر منطقه را از میان بردارند. در این حیص و بیص بود که حزبالله با پیشدستی و ورود به جنگ سوریه و تغییر دادن وضعیت، آنها را واداشت تا پرده برنامهریزی برای توطئه در لبنان را کنار بزنند. حزبالله در این پیشدستی دو ضربه سنگین به این مثلث توطئهگر زد؛ ابتدا مرزهای لبنان را که از خطوط اصلی انتقال نبرد و سلاح برای تروریستهای سوریه بود، بست و سپس با حضور شجاعانه و قدرتمندانه در عملیات بازپسگیری«القصیر»، کلیت برنامههای عملیاتی تروریستها را مختل کرد و موجب آغاز عملیاتهای متوالی پیروزمندانه ارتش سوریه شد. مثلث توطئهگر با برخی اقدامات ضدامنیتی در لبنان فضای عمومی این کشور را غیر عادی و ملتهب نگه داشت و فضای تبلیغاتی علیه حزبالله را سنگین کرد و پس از آن به انفجارهای جنایتآمیز در میان شیعیان و سنیها دست زد تا فضای التهابی از پیش ساخته شده باعث جرقه جنگهای مذهبی شود. واکنش خردمندانه سران گروههای سیاسی تاکنون اجازه نداده حرکتی خلاف مصالح ملی لبنان صورت گیرد، اما قطعاً این پایان توطئه نیست و لبنانیها باید آماده اجرای طرحهای خطرناکتر دشمن باشند. حزبالله هدف اصلی است، زیرا صداقت و بیتوقعیاش مردم لبنان را اطرافش گرد آورده و با حفظ همین مردم میتواند بر توطئهها غلبه کند.