صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۶۳۰۶۵
خانواده منافقین؛ جولانگاه تعصبات تشکیلاتى

احزاب سیاسى ایران (بخش دویست و سیزدهم)

تألیف: قدرت‌الله بهرامى - مقدمه: در دو شماره پیش، با بخشی از عملکرد و شیوه‏های خشن برخورد گروهک نفاق با اعضای خود در مقطع پس از پیروزى انقلاب اسلامى آشنا شدیم و به چگونگی زندانی کردن، شکنجه و توهین به کرامت انسانی اعضا در کمپ‌ها و اردوگاه نگهداری منافقین به‌اجمال اشاره کردیم. در ادامه به واکاوی عملکرد منافقین نسبت به خانواده‏هاى اعضای آن‌ها و چگونگی جدایی خانواده‌ها از یکدیگر به‌عنوان یکی دیگر از شیوه‌های این سازمان می‌پردازیم.

۴. جدایى خانواده‏ها از یکدیگر

از ابتدای تشکیل سازمان، روابط خانوادگى بین زن و شوهر و فرزندان نه به صورت محتوایى، بلکه به صورت‏هاى متعارف نیز در سازمان وجود نداشت. سازمان وجود هسته خانواده در درون تشکیلات را نقطه جدایى روابط تشکیلاتى اعضا با سازمان مى‏دانست. پس از فرار اعضا و رفتن به عراق، ازدواج تشکیلاتى شدت بیشترى گرفت، زیرا در این ازدواج‏ها عشق و عاطفه همسرى مطرح نبود بلکه اجبارى و مصلحتى بود و زن و شوهر به همدیگر اعتمادى نداشتند و فقط در هفته چند ساعتى با هم بودند و سپس هر کس به قسمت تشکیلاتى خود مى‏رفت. از این زمان، تشکیلات به صورت جدى وارد حوزه خانوادگى شد و زنان و شوهران را به گزارش‏نویسى و جاسوسى علیه یکدیگر مجبور کرد. شیوه‏اى که در زمان رهبرى رضا رضایى شکل گرفت و در زمان شهرام به جایى رسید که همسر شریف‏واقفى او را به قتلگاه برد ولى این بار همین شیوه، شکل افراطى به خود گرفت و ویرانى‏هاى مکرر و پى‌درپى روحى و شخصیتى افراد را سبب شد.(۱)
آقاى شجونى، از مبارزان قبل از انقلاب مى‏گوید براى ما این سؤال پیش آمده بود که چطور دو سه دختر چادرى، نمازخوان باحجاب به مدت شش ماه با ۱۰ تا ۲۰ پسر جوان در یک خانه تیمى زندگى مى‏کنند، در یک بستر مى‏خوابند و برای‌شان مشکلى پیش نمى‏آید. براى حل این مشکل سازمان آیه «و لایُبدین زینَتَهُنَّ اِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ (نور/۳۱) که زینت‏ها و جمال خود را آشکار نسازند جز براى شوهران» را این‏گونه تفسیر مى‏کرد که مواضع زینت از زانو تا شکم است، بعولتهن نیز به معناى شوهر نیست بلکه به عنوان همسنگر است «و لایبدین زینتهن» یعنى زن‌ها نباید مواضع زینت‏شان را که از شکم تا زانو است به کسى به‌جز همسنگرها نشان بدهند! ایشان مى‏گوید آقاى نعیم‏آبادى، نماینده ولى‌فقیه و امام جمعه بندرعباس نیز شاهد این تفسیر در زندان بودند.(۲)
سازمان با لطایف‌الحیل توانست خانواده را جولانگاه تعصبات تشکیلاتى کند، زندگى خانوادگى جمعى شد و افراد هم‏سطح در خانه‏هاى مشترک گنجانیده شدند. سازمان زنان را حاکم تشکیلات کرد. آن‌ها به مردان به دیده حقارت نگاه مى‏کردند چون توانسته بودند در اندک زمانى به بالاترین رده تشکیلاتى ارتقا پیدا کنند. همه افراد جاسوس همدیگر شدند به‏گونه‏اى که ریزترین مسائل اخلاقى و جنسى را به سازمان گزارش مى‏دادند تا اینکه در سال ۶۹ بچه‏ها نیز از خانواده جدا و به تبعید فرستاده شدند و به این طریق در سال ۷۰ حکم مرگ خانواده به تصویب رهبرى رسید.(۳)
نظر سازمان از ابتدا این بود که یک عضو نباید هیچ‏گونه علاقه‏اى به خانواده داشته باشد و دلیل آن نیز این است که اگر به فکر خانواده باشند، خالص نیستند و در نتیجه خیانت به رهبرى مى‏کنند. به همین جهت، افرادى را که به صورت خانوادگى به عضویت سازمان درآمده بودند، از همان ابتدا از همدیگر جدا کردند و مى‏گفتند شما ممکن است روزى براى حفظ سازمان، پدر یا مادر خود را بکشید، لذا نباید به فکر خانواده باشید. از این‌رو رجوى در یکى از نشست‏ها، خانواده را مزاحم تشکیلات معرفى کرد که باید از بین برود. او گفت:
«خانواده قلوس (انگشت اضافه دست) تشکیلات ماست و باید از بین برود.»(۴)
در جریان جنگ خلیج‌فارس، سازمان به بهانه نجات جان کودکان ولى به‌واقع در ادامه سناریوى ایدئولوژى طلاق و براى خالص کردن نیروها و تبدیل آن‌ها به انقلابی‌های حرفه‏اى، صدها کودک را از مادران و پدران‌شان جدا کرد و به اروپا فرستاد و چنین وانمود کرد که پدران و مادران آن‌ها در جنگ کشته شده‏اند، پس از آن، عاطفه‏ها از بین رفت. وقتى بچه‏ها رفتند، خانواده‏ها سرد شدند و زمینه روحى براى انقلاب ایدئولوژیک طلاق فراهم گردید و طلاق‏هاى اجبارى آغاز شد.(۵)
خانواده‏هایى که یکى از بستگان‌شان در سازمان هستند، هیچ‏گونه خبرى از این افراد در طى این مدت طولانى ندارند که آیا زنده یا مرده هستند. و آن‌ها طى این مدت طولانى حتى یک تماس تلفنى نیز با خانواده یا اقوام خود نداشته‏اند. در سال ۱۳۸۲ که دولت مردمى عراق حاکم شد، بعضى خانواده‏ها امیدوار شدند که بتوانند فرزند، پدر، مادر، شوهر، برادر و یا خواهر خود را پس از بیست سال ببینند، لذا از سراسر دنیا به عراق هجوم آوردند. ولى سازمان اجازه ملاقات به آن‌ها نداد. بعضى از خانواده‏ها سه ماه تمام در بغداد ماندند تا به آن‌ها وقت ملاقات داده شود. جالب این است که دختر یا پسر حاضر به صحبت با پدر خود به بهانه اینکه مأمور وزارت اطلاعات است، نمى‏شدند ضمن اینکه از طرف افراد سازمان مورد ضرب و شتم شدید نیز قرار مى‏گرفتند.(۶)
رجوى در پیامى به افراد سازمان در رابطه با خانواده مى‏گوید:
«راستى یادتان هست یک‌بار در یکى از نشست‏ها پرسیدم آیا به نسبت‏هاى موروثى و خانوادگى خودتان و اینکه پدر و مادران‌تان این و آن است (چه بهترین فرد روزگار باشد چه بدترین آن) متکى هستید؟ آیا به آن‌جا رسیده‏اید که از این قبیل ارث و میراث‏ها بالکل قیچى کنید و پدر و مادر یا خویشاوندان‌تان را هر که هستند، مبادا آن‌ها را وارد دستگاه محاسبه خلق کنید؟ در همان نشست گفتم که حساب باز کردن براى این نسبت‏ها را چه مثبت و چه منفى قیچى کنید و دور بریزید.»(۷)
در حال حاضر که سازمان در حال فروپاشى است، هر از چندگاهى گوشه‏اى از جنایات و اعمال خشن آن‌ها علیه خودشان در رسانه‏هاى گروهى منتشر مى‏گردد که هر خواننده‏اى را به تعجب وامى‏دارد. آخرین خبرى که از این سازمان مخوف توسط یکى از اعضاى شوراى رهبرى آن منتشر شده است، عقیم‏سازى زنان سازمان است که طى عملیاتى به نام «قلّه آرمانى» به اجرا درآمده است. او مى‏گوید به دنبال انقلاب طلاق و جدا کردن زنان و مردان از همدیگر، در بیش از دو دهه قبل سازمان تصمیم گرفت زنان عضو سازمان را عقیم کند که تاکنون حداقل ۱۵۰ نفر از آن‌ها را تحت نظر دکتر نفیسه بادامچى(۸) از پزشکان سازمان و به شکل خارج کردن رحم زنان اجرا کرده است که با واکنش سازمان دیده‏بان حقوق بشر مواجه شده و از طرف آن‌ها محکوم شده است.(۹)
پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات