۴. جدایى خانوادهها از یکدیگر
از ابتدای تشکیل سازمان، روابط خانوادگى بین زن و شوهر و فرزندان نه به صورت محتوایى، بلکه به صورتهاى متعارف نیز در سازمان وجود نداشت. سازمان وجود هسته خانواده در درون تشکیلات را نقطه جدایى روابط تشکیلاتى اعضا با سازمان مىدانست. پس از فرار اعضا و رفتن به عراق، ازدواج تشکیلاتى شدت بیشترى گرفت، زیرا در این ازدواجها عشق و عاطفه همسرى مطرح نبود بلکه اجبارى و مصلحتى بود و زن و شوهر به همدیگر اعتمادى نداشتند و فقط در هفته چند ساعتى با هم بودند و سپس هر کس به قسمت تشکیلاتى خود مىرفت. از این زمان، تشکیلات به صورت جدى وارد حوزه خانوادگى شد و زنان و شوهران را به گزارشنویسى و جاسوسى علیه یکدیگر مجبور کرد. شیوهاى که در زمان رهبرى رضا رضایى شکل گرفت و در زمان شهرام به جایى رسید که همسر شریفواقفى او را به قتلگاه برد ولى این بار همین شیوه، شکل افراطى به خود گرفت و ویرانىهاى مکرر و پىدرپى روحى و شخصیتى افراد را سبب شد.(۱)
آقاى شجونى، از مبارزان قبل از انقلاب مىگوید براى ما این سؤال پیش آمده بود که چطور دو سه دختر چادرى، نمازخوان باحجاب به مدت شش ماه با ۱۰ تا ۲۰ پسر جوان در یک خانه تیمى زندگى مىکنند، در یک بستر مىخوابند و برایشان مشکلى پیش نمىآید. براى حل این مشکل سازمان آیه «و لایُبدین زینَتَهُنَّ اِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ (نور/۳۱) که زینتها و جمال خود را آشکار نسازند جز براى شوهران» را اینگونه تفسیر مىکرد که مواضع زینت از زانو تا شکم است، بعولتهن نیز به معناى شوهر نیست بلکه به عنوان همسنگر است «و لایبدین زینتهن» یعنى زنها نباید مواضع زینتشان را که از شکم تا زانو است به کسى بهجز همسنگرها نشان بدهند! ایشان مىگوید آقاى نعیمآبادى، نماینده ولىفقیه و امام جمعه بندرعباس نیز شاهد این تفسیر در زندان بودند.(۲)
سازمان با لطایفالحیل توانست خانواده را جولانگاه تعصبات تشکیلاتى کند، زندگى خانوادگى جمعى شد و افراد همسطح در خانههاى مشترک گنجانیده شدند. سازمان زنان را حاکم تشکیلات کرد. آنها به مردان به دیده حقارت نگاه مىکردند چون توانسته بودند در اندک زمانى به بالاترین رده تشکیلاتى ارتقا پیدا کنند. همه افراد جاسوس همدیگر شدند بهگونهاى که ریزترین مسائل اخلاقى و جنسى را به سازمان گزارش مىدادند تا اینکه در سال ۶۹ بچهها نیز از خانواده جدا و به تبعید فرستاده شدند و به این طریق در سال ۷۰ حکم مرگ خانواده به تصویب رهبرى رسید.(۳)
نظر سازمان از ابتدا این بود که یک عضو نباید هیچگونه علاقهاى به خانواده داشته باشد و دلیل آن نیز این است که اگر به فکر خانواده باشند، خالص نیستند و در نتیجه خیانت به رهبرى مىکنند. به همین جهت، افرادى را که به صورت خانوادگى به عضویت سازمان درآمده بودند، از همان ابتدا از همدیگر جدا کردند و مىگفتند شما ممکن است روزى براى حفظ سازمان، پدر یا مادر خود را بکشید، لذا نباید به فکر خانواده باشید. از اینرو رجوى در یکى از نشستها، خانواده را مزاحم تشکیلات معرفى کرد که باید از بین برود. او گفت:
«خانواده قلوس (انگشت اضافه دست) تشکیلات ماست و باید از بین برود.»(۴)
در جریان جنگ خلیجفارس، سازمان به بهانه نجات جان کودکان ولى بهواقع در ادامه سناریوى ایدئولوژى طلاق و براى خالص کردن نیروها و تبدیل آنها به انقلابیهای حرفهاى، صدها کودک را از مادران و پدرانشان جدا کرد و به اروپا فرستاد و چنین وانمود کرد که پدران و مادران آنها در جنگ کشته شدهاند، پس از آن، عاطفهها از بین رفت. وقتى بچهها رفتند، خانوادهها سرد شدند و زمینه روحى براى انقلاب ایدئولوژیک طلاق فراهم گردید و طلاقهاى اجبارى آغاز شد.(۵)
خانوادههایى که یکى از بستگانشان در سازمان هستند، هیچگونه خبرى از این افراد در طى این مدت طولانى ندارند که آیا زنده یا مرده هستند. و آنها طى این مدت طولانى حتى یک تماس تلفنى نیز با خانواده یا اقوام خود نداشتهاند. در سال ۱۳۸۲ که دولت مردمى عراق حاکم شد، بعضى خانوادهها امیدوار شدند که بتوانند فرزند، پدر، مادر، شوهر، برادر و یا خواهر خود را پس از بیست سال ببینند، لذا از سراسر دنیا به عراق هجوم آوردند. ولى سازمان اجازه ملاقات به آنها نداد. بعضى از خانوادهها سه ماه تمام در بغداد ماندند تا به آنها وقت ملاقات داده شود. جالب این است که دختر یا پسر حاضر به صحبت با پدر خود به بهانه اینکه مأمور وزارت اطلاعات است، نمىشدند ضمن اینکه از طرف افراد سازمان مورد ضرب و شتم شدید نیز قرار مىگرفتند.(۶)
رجوى در پیامى به افراد سازمان در رابطه با خانواده مىگوید:
«راستى یادتان هست یکبار در یکى از نشستها پرسیدم آیا به نسبتهاى موروثى و خانوادگى خودتان و اینکه پدر و مادرانتان این و آن است (چه بهترین فرد روزگار باشد چه بدترین آن) متکى هستید؟ آیا به آنجا رسیدهاید که از این قبیل ارث و میراثها بالکل قیچى کنید و پدر و مادر یا خویشاوندانتان را هر که هستند، مبادا آنها را وارد دستگاه محاسبه خلق کنید؟ در همان نشست گفتم که حساب باز کردن براى این نسبتها را چه مثبت و چه منفى قیچى کنید و دور بریزید.»(۷)
در حال حاضر که سازمان در حال فروپاشى است، هر از چندگاهى گوشهاى از جنایات و اعمال خشن آنها علیه خودشان در رسانههاى گروهى منتشر مىگردد که هر خوانندهاى را به تعجب وامىدارد. آخرین خبرى که از این سازمان مخوف توسط یکى از اعضاى شوراى رهبرى آن منتشر شده است، عقیمسازى زنان سازمان است که طى عملیاتى به نام «قلّه آرمانى» به اجرا درآمده است. او مىگوید به دنبال انقلاب طلاق و جدا کردن زنان و مردان از همدیگر، در بیش از دو دهه قبل سازمان تصمیم گرفت زنان عضو سازمان را عقیم کند که تاکنون حداقل ۱۵۰ نفر از آنها را تحت نظر دکتر نفیسه بادامچى(۸) از پزشکان سازمان و به شکل خارج کردن رحم زنان اجرا کرده است که با واکنش سازمان دیدهبان حقوق بشر مواجه شده و از طرف آنها محکوم شده است.(۹)
پینوشتها در دفتر هفتهنامه موجود است.