صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۰  ، 
کد خبر : ۲۶۳۰۶۷

پوپولیسم و ساختار نظام سیاسی آمریکا

شهاب زمانى - اشاره: در شماره گذشته وعده کردیم به نمونه‌هایی از جنبش‌های مبتنی بر پوپولیسم به‌ویژه با تأکید بر آرای سیاسی جنبش‌ها و سیاست‌های پوپولیستی در آمریکا اشاره کنیم. شناخت از نظام سیاسی آمریکا بدون درک پوپولیسم دشوار است. بدون تشخیص اهمیت پوپولیسم در آمریکا شناخت از پوپولیسم نیز امری ناممکن است.

پوپولیسم و ساختار نظام سیاسی آمریکا

ساختار نظام سیاسی آمریکا که در قانون اساسی آن تجلی یافته و نیز هویت ملی آن پیرامون اصول دموکراسی مبتنی بر نمایندگی سامان‌یافته است. بنابراین، پوپولیسم به‌عنوان واکنش به نظام سیاسی مبتنی بر نمایندگی تار و پود نظام سیاسی آمریکا را در برگرفته است.
حزب مردم و جنبش پوپولیستی که در قرن نوزدهم پدید آمدند، در معبد پوپولیست‌ها جایگاه مهمی دارند. اما این پدیده در تاریخ سیاسی آمریکا اهمیت چشمگیری ندارد. با بازاندیشی گذشته، درمی‌یابیم که ناکامی پوپولیست‌ها به‌عنوان نیرویی مستقل و جدید در نظام حزبی آمریکا، از این رو بوده است که همواره در معرض ضربه جنگ داخلی در دهه 1860 و تجدید سازماندهی روزولت با برنامه «طرح نو» در دهه 1930 قرار داشته‌اند. پوپولیست‌ها نمودار تغییر جهتی تاریخی و جالب، اما نامنسجم در کشمکش گلادیاتوروار دو حزب سرسخت نظام سیاسی آمریکا، یعنی دموکرات‌ها و جمهوریخواهان به شمار می‌آیند. اهمیت حزب مردم و جنبش پوپولیستی در دهه‌های 1880 و 1890 بیش از اینها است. آنها درونمایه‌های پوپولیستی را که عمیقاً در نظام سیاسی آمریکا ریشه دوانده بود، شکل و تحرک بخشیده و به روشنی بیان کردند. (1)
پوپولیسم در آمریکا با حزب مردم آغاز نمی‌شود و با آن نیز پایان نمی‌پذیرد. به گفته مایکل کازین، نظام سیاسی آمریکا به پوپولیسم نیاز دارد. به نظر او ریشه‌های پوپولیسم عمیقاً در ترکیبی از اندیشه‌های ضدنخبه‌گرا و قرن نوزدهمی نهفته بود و از جنبش اصلاح دین پروتستانی (رفرماسیون) و روشنگری- به‌ویژه جنبش زهدباوری و خردباوری- نشأت می‌گرفت و در بافت معنایی که شالوده «آمریکانیسم» را تشکیل می‌دهد، درهم تنیده شده است. به نظر کازین این سبک از لفاظی‌های سیاستمدارانه پایدار و در همان حال تغییرپذیر می‌تواند از ایدئولوژی چپ‌گرای اصلاح‌طلبانه و ترقی‌خواهانه به ایدئولوژی محافظه‌کار و ارتجاعی تبدیل شود، همچنان که به واقع چنین بوده است.(2)
از دیدگاه کازین، چرخش پوپولیستی از سیاست‌های ترقی‌خواهانه به سیاست‌های محافظه‌کارانه ارتجاعی با جنگ سرد آشکار می‌شود. دوران بگیر و ببندهای ضدکمونیستی مک کارتی در کنگره و سیاست‌های تبعیض‌نژادی جورج والاس در جنوب، صحنه را برای فتح نهایی پوپولیسم از سوی راست که مظهر آن سیاست‌های ریچارد نیکسون و رونالد ریگان بود، آماده کرد.
زمینه‌های ظهور جنبش‌های پوپولیستی در آمریکا
پوپولیسم قرن نوزدهمی آمریکا اغلب الگوی پوپولیسم تلقی می‌شود. حجم آثاری که به تاریخچه آن اشاره دارد بسیار زیاد است و تفسیرها تقریباً بی‌شمار. تاریخ حزب مردم و جنبش پوپولیستی از یک سو به‌عنوان جنبش ارتجاعی و بومی ترسیم شده و از سوی دیگر کاملاً بر عکس به‌عنوان نخستین نشانه سیاست‌های ترقی‌خواهانه در آمریکا به شمار می‌آید، جنبشی با «وعده‌های بزرگ دموکراتیک». تاریخ حزب مردم به هر شکلی که توصیف شود نمایانگر دوره‌ای کاملاً غیرمعمول در تاریخ سیاست آمریکا است. جنگ داخلی آمریکا (1865- 1861) این نتیجه را در پی داشت که درگیری‌های منطقه‌ای، فرهنگی و اقتصادی به‌عنوان بنیاد همیشگی نظام سیاسی آمریکا کنار گذاشته شد. پوپولیست‌ها از درون این الگوی ویژه سیاسی سر برآوردند. از این رو درک زمینه‌ای که موجب ظهور جنبش‌های پوپولیستی شد دارای اهمیت است و همین موضوع توجه ما را به جنگ داخلی و میراث آن معطوف می‌کند. (3)
جنگ داخلی را شکستی برای جنوب دانسته‌اند و اثر و نشان تقسیم‌بندی شمال و جنوب چون یادگاری دائمی از این مناقشه برجای ماند. این تمایز به اشکال مختلف بیانگر مقابله شمال شهری با جنوب روستایی بود. جنگ اساساً به دلیل وابستگی اقتصادی جنوب به برده‌داری برپا شد، اما جدایی شمال و جنوب ناشی از تقسیماتی بود که از مناقشه بر سر برده‌داری فراتر می‌رفت. شمال مراکز قدرت سیاسی و مالی را در برمی‌گرفت. در حالی که جنوب وابسته به کاشت پنبه، یعنی محصول عمده‌اش همچنان جامعه‌ای کشاورزی با ارزش‌ها و فرهنگی متفاوت باقی‌مانده بود. از این رو جنبش پوپولیستی اساساً جنبش جنوبی بود، ولی سرنوشت آن در گرو آن بود که تا چه حد بتواند در غرب گسترش یابد.
دومین عامل تقسیم‌بندی موضوع پول بود. جنگ داخلی تأثیر ژرفی بر سیاست‌های پولی گذاشته بود. کنگره هنگام جنگ یک نظام بانک ملی به وجود آورد و پول کاغذی را به شکل دلار رایج کرد. پس از جنگ داخلی، دولت ناگزیر با برخوردهای فراوانی بر سر پول روبه‌رو شد. یکی از دلایل این برخوردها آن بود که پول رایج بیانگر ارزشی به جز ارزش مجسم خود بود. دلیل دیگر، هزینه‌هایی بود که جنگ بر بخش‌های مختلف اقتصاد آمریکا تحمیل کرده بود.
شکاف میان صنعت و کشاورزی سومین شکاف شمال و جنوب بود. اگر چه تا حدی این امر ناشی از جدایی شمال و جنوب بود، اما توسعه زیرساختار صنعتی به شکل خطوط تلگراف و راه‌آهن، تقسیم‌بندی میان کارگران صنعتی شهری با کارگران کشاورزی و افزایش قدرت بخش مالی و بانکداران از عوامل تعیین‌کننده شکل‌گیری اقتصاد، سیاست و جامعه آمریکا در نیمه دوم قرن نوزدهم بود. پوپولیست‌ها در جست‌وجوی آرمان مشترکی با کارگران بودند که گاهی ائتلاف‌هایی شکل می‌گرفت و گاهی در منطقه عقیم می‌ماند.
سرانجام شکاف نهایی در نظام حزبی پدیدار شد. میان جمهوریخواهان، حزب لینکلن، حزب شمال و دموکرات‌ها یعنی حزب محافظه‌کارتر و مدافع جنوب، مدافع برده‌داری و مدافع حقوق ایالت‌ها رقابت سیاسی جریان داشت. این احزاب نیروهای منطقه‌ای به شمار می‌آمدند و هنوز رد و نشان مناطق خود را برچهره داشتند. زورآزمایی احزاب با مواضعی متفاوت به عرصه پولی نیز کشیده شد. جمهوریخواهان علناً طرف محافظه‌کاری مالی را گرفتند و خواستار حفظ نظام واحد پولی شدند. دموکرات‌ها عمدتاً بر حسب وضعیت منطقه‌‌ای مواضع متفاوتی اتخاذ کردند. به‌گونه‌ای که جناح شرقی همراه با تشکیلات بانکی شرق طرفدار محافظه‌کاری مالی بود، حال آنکه عناصر غربی و شمال غربی حزب از سیاست‌های پول رادیکال‌تری دفاع می‌کردند.
اتحاد کشاورزان، آغاز تحرک پوپولیست‌ها
تحرک مستقل جنبش پوپولیستی با «اتحاد کشاورزان» آغاز شد. ریشه این جنبش ملی به «اتحاد تگزاس» می‌رسید که در سال 1877 تشکیل شد و هدفش نجات کشاورزان از نظام نسیه‌فروشی در ایالات متحده و متکی‌سازی آنها به خود بود. این اتحاد نظامی را به وجود آورد که مشوق کشاورزان در تشکیل تعاونی و کسب استقلال بود. در سال 1884، در تگزاس موضوع مورد بحث «اتحاد» سیاسی شدن بیشتر جنبش بود، اما پیش از آن در قطعنامه‌هایش از جنبش تعاونی فراتر رفته و به جنبش سیاسی تبدیل شده بود.
اتحاد تگزاس، با وجود اهمیت آن، یگانه جنبش پوپولیستی نبود. رادیکالیسم روستایی حتی گسترده‌تر ازآن بود. کشاورزان در ایالت‌های ایلی‌نویز، داکوتا، مینه سوتا و کانزاس اتحادهای تعاونی را به وجود آوردند. در سال 1890، تأسیس حزب مردم در ایالت کانزاس سبب شد که در انتخابات به موفقیتی نسبی دست یابد. وضعیت اتحاد در جنوب متفاوت بود. پیوندهای قومی میان اعضای جنوبی اتحاد و حزب دموکرات مانع از تحقق این برنامه شد. در سال 1892 با برگزاری نخستین کنگره حزب مردم در سالروز استقلال آمریکا در اوماها، حزب مردم تصویب و تشکیل شد. برنامه‌ای که بعدها به «پلاتفرم اوماها» معروف شد، به سنگ محکی برای جنبش پوپولیستی تبدیل شد. مقدمه برنامه شامل سه محور یعنی پول، حمل ونقل و زمین بود. اهمیت کنگره اوماها برای باب کردن حزب سوم ملی به دلیل ماهیت جنبشی که به‌دنبال آن شکل گرفت، کمتر شد. حزب در اجلاسی برای تعیین نامزد ریاست‌جمهوری یکی از ژنرال‌های پیشین آمریکا (ژنرال جیمزویور) را برگزید که در انتخابات 1892 بیش از یک میلیون رأی نیاورد و داوطلب دموکرات‌ها (گرور کلیوند) به ریاست جمهوری برگزیده شد. رفتن کامل حزب به سمت حمایت از برایان نامزد دموکرات‌ها در انتخابات 1896 و شکست وی سبب فروپاشی حزب مردم شد. (4) زیرا حزب با قبول برایان به‌عنوان نامزد پوپولیست‌ها از هسته اصلی ایدئولوژیکی خود که در پلاتفرم اوماها مطرح شده بود فاصله گرفت و به سازشی یک‌جانبه درباره پول و اتحادی متزلزل با دموکرات‌ها نزدیک شد. این اتحاد حزب دموکرات را نجات داد، اما حزب مردم را نابود کرد. 
پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات