دکتر یدالله جوانی
طی دو ماه گذشته و خصوصاً پس از معرفی اسامی وزرای پیشنهادی از سوی رئیسجمهور به مجلس شورای اسلامی، پرونده فتنه سال 88 به دلایل مشخص مورد بازخوانی قرار گرفت. بازخوانی حوادث سال 88 و اشاره به نقش برخی از وزرای پیشنهادی در فتنه پس از انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری، در اظهارنظرهای برخی از نمایندگان مجلس در مخالفت با این افراد، با اعتراضات نمایندگان موافق و رسانههای وابسته به اصلاحطلبان مواجه گردید. برخی از نمایندگان با ایراد نطقهای آتشین و با استناد به رخدادهای تاریخی صدر اسلام و رویکرد عفو و بخشش پیامبر اکرم(ص) و همچنین با اشاره به رهنمودهای مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت حفظ وحدت و تلاش برای بالا بردن انسجام ملی، پرداختن به فتنه را به نبش قبر تشبیه نموده و نتیجه عملی این نگاه را دامن زدن به اختلافات ارزیابی کردند.
سؤال این است که آیا واقعاً بازخوانی پرونده فتنه نبش قبر است؟ آیا پرداختن به فتنه و اشاره کردن به نقش برخی از افراد در حوادث سال 1388 دامن زدن به اختلافات است؟ آیا برای رسیدن به وحدت و بالا بردن انسجام داخلی، باید مسائل سال 88 را، با گفتن «بر گذشتهها صلوات!»، به فراموشی سپرد و بازخوانی مجدد آن را به منزله «نبش قبر» تلقی کرد؟
جواب این سؤال از نظر اصلاحطلبان افراطی و خود فتنهگران مثبت است. آنان بر این نکته تأکید و اصرار دارند که باید گذشته را فراموش کرد و با هدف تقویت وحدت داخلی، از موسوی و کروبی رفع حصر نمود و زندانیان مرتبط با حوادث سال 88 را آزاد کرد. فراتر از این درخواست و نگاه، برخی از اینها معتقدند برای حل مسائل و مشکلات داخلی و خنثیسازی تهدیدات و فشارهای خارجی، باید زمینه بازگشت به عرصه قدرت و سیاست را برای افرادی چون خاتمی و حتی کروبی و موسوی فراهم ساخت! آیا این نگاه صحیح است؟ اگر این حوادث به لحاظ ماهیت (نه شکل) در زمان حکومت پیامبر اکرم(ص) و یا امام معصوم(ع) رخ میداد، آیا آن بزرگواران در رویارویی با فتنهگران با همین نوع نگاه برخورد میکردند؟
برای پاسخ منطقی و سازگار با آموزههای دینی و اعتقادی به این پرسش باید گفت:
1ـ حوادث سال 88 و فتنهای که رخ داد از چه نوع ماهیتی برخوردار است؟ آیا کسانی که در نتیجه انتخابات تردید کردند و دست به اعتراض زدند، به هر دلیلی دچار یک خطا و اشتباه رفتاری شدند و حال باید این اشتباه را، با «غمض عین» به فراموشی سپرد؟ یا اینکه حوادث سال 88 و فتنهای که کشور را تا لبه پرتگاه پیش برد، نتیجه بزرگترین و پیچیدهترین توطئهای بود که با ماهیتی براندازانه، از سوی جبههای با بازیگران گوناگون خارجی و داخلی علیه انقلاب و جمهوری اسلامی طراحی و اجرا گردید؟ دلایل برای اثبات فرض اخیر بسیار است و اسناد غیرقابل انکار، همین فرض را تأیید میکند. به استناد همین دلایل و اسناد بود که موسوی و کروبی در حصر واقع شدند تا در شرایط مقتضی به دادگاه بروند و عدهای از فعالان فتنه نیز به حکم دادگاه، روانه زندان شدند. این نوع برخورد با توطئهگران و براندازان در یک نظام انقلابی که ثمره خون دهها هزار شهید و مجاهدتهای فراوان در طول تاریخ است؛ با لحاظ نهایت رأفت اسلامی صورت گرفته و اگر غیر از این بود، سرنوشت برخی از فتنهگران به گونهای دیگر رقم میخورد.
2ـ آیا فتنهگران و توطئهکنندگان علیه انقلاب و نظام اسلامی، با گذشت بیش از چهار سال از زمان وقوع فتنه، متنبه شده و دست به توبه زدهاند و به این دلیل، نباید مرتب گناهشان را یادآور شد؟ یا اینکه آنان، به جای اعتراف به توطئه و پذیرش جرم ارتکابی و عذرخواهی از مردم و نظام اسلامی، مدعی هستند که مظلوم واقع شدهاند و این نظام و مسئولان آن هستند که باید از آنان عذرخواهی و رفع ظلم کنند و اعاده حیثیت نمایند؟ پاسخ بسیار روشن است. متأسفانه فتنهگران و عناصر اصلی شناخته شده فتنه، نهتنها عذرخواهی نکردهاند، بلکه خود را طلبکار دانسته و انتظار دارند که نظام و مسئولان از آنان عذرخواهی کنند!!
کسانی که با اشاره به آموزههای دینی و حوادث تاریخی، میگویند باید برای رسیدن به وحدت، گذشته را فراموش کرد، به این پرسش پاسخ دهند که خداوند ارحمالراحمین، چه موقعی از گناه بندهاش میگذرد؟ آیا بنده گنهکار، بدون توبه کردن، باید توقع عفو و بخشش داشته باشد؟ بندهای که از اساس گناهش را انکار میکند و با خداوند عالم به همه چیز و قادر به هر کار، طلبکارانه برخورد میکند، آیا صحیح است که از خداوند طلب گذشت داشته باشد؟ رفتار امروز فتنهگران و حامیان آنان با نظام مظلوم و لکن مقتدر جمهوری اسلامی، از این نوع رفتار است.