صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۹۲ - ۰۸:۰۳  ، 
کد خبر : ۲۶۳۹۲۳

پیامدهای دیپلماسی اعتمادسوز آمریکایی


رسول سنایی‌راد
اولین دور مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با گروه ۵+۱ در دولت یازدهم در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه هفته گذشته در ژنو برگزار شد که علاوه بر ترکیب متفاوت هیئت ایرانی، بسته پیشنهادی کشورمان نیز با عنوان «پایان دادن به بحرانی غیر ضروری و باز کردن افق‌های جدید» نسبت به گذشته تفاوت یافته بود. گرچه مفاد این بسته محرمانه اعلام شده اما پیام آن در راستای اعتمادسازی و پاسخ به برخی نگرانی‌های دولت‌های غربی بوده است که البته پیش از این هم در مذاکرات دوره‌های پیش دنبال می‌شده، اما در دوره جدید با لحن متفاوت و از سوی تیم جدید با جدیت و تأکید بیشتری دنبال می‌شود.

اما جالب اینجاست که در عین تلاش تیم جدید برای نشان دادن حسن نیت، نتایج این دور از مذاکرات تفاوت چندانی با دوره‌های پیشین نداشت و گرچه طرفین تلاش کردند با تکرار جملات و عبارات کلیشه‌ای مثل سازنده بودن و یا وجود جو مثبت و نگاهی رو به آینده از آن تجلیل کنند، این جمله خانم اشتون میزان توافقات احتمالی را به‌خوبی نشان می‌دهد. رئیس گروه ۵+۱ اعلام داشت: «تصمیم گرفتیم نشست بعد را ۷ و ۸ نوامبر در ژنو بگذاریم و هیئت‌ها و کارشناسان هسته‌ای و تحریم، قبل از نشست ملاقات کنند تا در بحث‌ها کمی جلو برویم.» همانگونه که چنین تصمیمی در متن بیانیه مشترک نیز آمده بود.
در همین حال برخی نشریات مدعی اصلاح‌طلبی با انتخاب تیترهای جنجالی ذوق‌زدگی خود را نسبت به روند مذاکرات اعلام داشته و پیامی به دور از واقعیت را به خواننده القا می‌کردند که گویی گشایشی جدی حاصل شده و غرب تغییر رویکردی سازنده در مذاکرات داشته است.
گرچه سرعت و شتاب در عرصه دیپلماسی منطقی نبوده و نباید زحمات مسئولان و دستگاه دیپلماسی کشور را نادیده انگاشت، اما به نظر می‌رسد، ماهیت طرف مقابل و اهداف مخالفان فناوری هسته‌ای کشورمان هم نباید مورد غفلت قرار بگیرد. به‌عبارتی به همان میزان که باید به دولت و دستگاه دیپلماسی کشور اعتماد و حسن نیت داشت، نسبت به طرف مقابل و در رأس آنها آمریکا نباید لحظه‌ای از واقع‌بینی غفلت کرد و اهداف آنها را نادیده گرفت؛ کما اینکه رفتار آنها در همین دور از مذاکرات هشداردهنده بود.
آمریکا و متحدانش در وضعیت جدید، بدون تغییر در رویکرد اهداف چندگانه زیر را دنبال کردند و به‌زعم خویش درصدد گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی برآمده‌اند: 
۱ القای تأثیرگذاری فشار و تحریم بر جمهوری اسلامی ایران و حفظ خط فشار و حتی تشدید آن 
۲ تلاش برای ایجاد دوقطبی سازش  مقاومت و ایجاد اختلاف و شکاف در داخل جمهوری اسلامی ایران
۳ شرطی‌سازی مطالبات اقتصادی و رفتار بازار و پیوند آن با مذاکرات و حتی روابط با آمریکا 
۴ تأثیرگذاری بر محاسبات راهبردی نخبگان و تعمیم آن به توده‌ها و القای ارتباط بین حل مسائل اساسی به موضوع مذاکره و رابطه با آمریکا
۵ مدیریت و کنترل موج نفرت از آمریکا و تأثیرگذاری بر بیداری اسلامی و حتی مقاومت با القای ناچار بودن ایران اسلامی به ترمیم روابط و ارتقای مناسبات سیاسی با آمریکا.
با توجه به چنین اهدافی است که می‌توان پیش‌بینی کرد آمریکا و متحدانش راهبرد «مذاکره برای مذاکره» را با استفاده از سیاست موازی فشار و مذاکره، همچنان در دستور کار داشته و احتمالاً اروپا نیز با برعهده گرفتن نقشی جدید، در کنار آمریکایی‌ها دور جدیدی از بازی‌های قبلی را همراه با آمریکا پیش خواهد برد. با این وجود، برونداد چنین رفتاری برای کشورمان می‌تواند دستاوردهای زیر را رقم زند:
۱ اقناع افکار عمومی در داخل و خارج از کشور به اینکه آمریکا و متحدان اروپایی‌اش قابل اعتماد نبوده و حاضر به پذیرش حقوق مسلم جمهوری اسلامی ایران نیستند.
۲ متقاعدسازی افکار عمومی به صحت مواضع گذشته و حال جمهوری اسلامی ایران و اینکه کشورمان همواره راهکارهای منطقی و مذاکره را برای اعتمادسازی در دستور کار داشته و این آمریکا و متحدانش بوده‌اند که گوشی شنوا برای پذیرفتن حرف منطقی نداشته‌اند.
۳ اقناع‌سازی نخبگان و مردم کشورمان به اینکه راه‌حل اساسی برای عبور از تحریم‌ها و پاسخ‌دادن به روحیه استکباری دشمنان، پیشرفت، عزت و سربلندی ایران اسلامی تنها استحکام‌بخشی در درون می‌باشد و منازعه و چالش اساسی بر سر استقلال‌طلبی جمهوری اسلامی و عدم تمکین به سلطه ظالمانه قدرت‌های استکباری است.
بنابراین در چنین وضعیتی حفظ وحدت و انسجام درونی، حمایت از دولت و دستگاه دیپلماسی، یک ضرورت جدی است و در عین حال باز نگه داشتن پرونده پر از جفا و رفتارهای اعتمادسوز آمریکا برای شناخت او نیز ضرورت دیگری است. گویا آمریکا که تاکنون چند بار به نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد و همراهی با صدام در جنگ تحمیلی اعتراف داشته، همچنان به تکرار اشتباهات و افزودن بر قطر و ارتفاع دیوار بلند بی‌اعتمادی به خویش اصرار دارد و این بار نیز در مواجهه با نرمش قهرمانانه نظام به اشتباه افتاده و همچنان بر طبل اعتمادسوزی می‌کوبد.
البته برخی سیگنال‌های ارسالی از داخل هم می‌تواند بر این اشتباه محاسباتی آمریکایی‌ها موثر باشد که در رأس آن القای خستگی مردم از شعارها و اصول اساسی و تأثیرگذاری تحریم‌ها است. با همین نگاه سخن از نظرسنجی برای مذاکره با آمریکا به میان آمد و خاطرات مربوط به حذف شعار مرگ بر آمریکا تکرار شد. این در حالی است که مردمی که تجربه انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس را داشته و رفتار غلط آمریکایی در کودتای ۲۸ مرداد، حمایت از ضدانقلاب و کودتاچیان، مداخله در صحرای طبس و همراهی با صدام و حمله به هواپیمای مسافربری ایرانی را نیز در حافظه تاریخی خود جای داده، هرگز حاضر به بازگشت به گذشته و گذشتن از حق و عزت خویش نخواهد بود. تنها اشتباهات محاسباتی آمریکا می‌تواند مهر تأیید بر هویت استکباری و زورگویانه آنان و درست بودن بی‌اعتمادی مردم ما به آنان باشد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات