طبرسی به موارد و شرایط خاصی که نظام سیاسی مطلوب بر جامعه اسلامی حکمفرما نیست، در آثار خود اشاره کرده و برخی از مصادیق و شیوههای تعامل و رابطه با دولت جائر را مورد بررسی قرار داده است. در صورتی که نخبگان جامعه اسلامی بتوانند در دولت جائر خدمتی برای اسلام و مسلمین انجام دهند، ارتباط با ظالم اشکالی ندارد. دفاع از حق، امر به معروف و نهی از منکر و تسلیم حق به اهل آن، از جمله مواردی هستند که برای تحقق آنها میتوان با ظالم ارتباط برقرار کرد. وی در این زمینه میگوید: «از آیه مبارکه ۵۶ سوره یوسف(ع) استفاده میشود که قبول ولایت از جانب کفار در صورتی که از طریق آن اقامه امر به معروف و نهی از منکر و رد حقوق مردم به ذی حق ممکن و میسر شود، جایز است. چنانکه حضرت یوسف(ع) حکومت و ولایت از کافر وقت را قبول کرد.» (۱)
مورد دیگر در جایی است که با ورود در دستگاه دولت جائر، بتوان شری را از مومنان و مسلمانان دفع کرده و رنج و مصایب آنان را کاهش داد: «فاما الدخول علیهم او مخالطتهم و معاشرتهم دفعاً لشرهم فجائز»(۲) در ادامه همین بحث در کتاب تفسیرش مینویسد: «اگر بتوان با قبول قضاوت در حکومت ظالم، احکام دین را بر پا و اجرا کرد، در این صورت قبول منصب قضاوت جور جایز است، چنانکه در مورد یوسف(ع) جایز بود.»(۳) همچنین طبرسی دادخواهی از حکومت جور را در صورتی که امید به استیفای حق داشته باشد، جایز میشمارد. البته وی حکومت کفر را مستثنی میکند که تلقی این است که به هیچ وجه مشروعیتی برای حاکمیت کفر قائل نبودهاند. مسئله دیگری که در اندیشه سیاسی مرحوم طبرسی مشاهده میشود، رویکرد عدالتگرایانه او نسبت به حکومتهای محلی و فرمانروایان نظام سلجوقی در عصر خویش است. او با اینکه مشروعیت اصل حکومت را نمیپذیرد، اما از عدالت حکومتهای محلی مانند ابیالحسن علیبن شهریار در مازندران سخن به میان میآورد. این امر از واقعگرایی او نسبت به اوضاع سیاسی زمانهاش حکایت میکند.(۴)
اصل دیگری که بر تفکر سیاسی شیعه و علمایی چون طبرسی در حوزه رفتار سیاسی نسبت به حکومت جور حاکم است، «استراتژی تقیه» است. پیروان مذهب شیعه در اوضاعی که حکومت ظالم در جامعه مستقر است، بایستی برای امنیت و بقای خود به استراتژی تقیه روی آورند و از هویدا کردن هویت مذهبی و دینی خود پرهیز کنند. این استراتژی توجیهگر وضع موجود نیست، بلکه بیانگر وظیفه افراد در وضعیت نامطلوب است. طبرسی راهبرد تقیه را از آموزههای فقه شیعه میداند و اتخاذ آن را برای حفظ جان و دین توصیه میکند. طبرسی در تفسیر مجمعالبیان در ذیل آیه مبارکه «الا ان تتقوا منهم تقاه» مینویسد: «این آیه دلالت میکند که تقیه در زمان خوف بر دین و جان، جایز است.» و ادعای اجماع میکند که اصحاب شیعه گفتهاند: «تقیه هنگام ضرورت در هر موردی جایز است و چه بسا واجب باشد. البته در شرایطی که با تقیه، خوف مومنی بریزد یا فسادی در دین پیش بیاید، تقیه جایز نمیباشد.»(۵)
بدین صورت، طبرسی تقیه را اعتراض پنهان به وضعیت موجود تلقی کرده و دورنمای زندگی در حکومت طاغوت (ظلم) را برای شیعیان ترسیم میکند. وی در ارزیابی تاریخی از زندگی سیاسی ائمه معصومین (علیهمالسلام) سیاست آنان را مبتنی بر تقیه تحلیل میکند که متناسب با اوضاع زمان و مکان و به مقدار ضرورت انجام شده است.
در انتهای این مطلب لازم به ذکر است که مطالعه و تعمق در اندیشه سیاسی مرحوم طبرسی، به ویژه با متدولوژی تفسیر سیاسی قرآن، این حقیقت مهم را آشکار ساخت که وی در حوزه اندیشه سیاسی مباحث درخور توجهی ارائه کرده است. اگر چه حکومت مطلوب ایشان، حکومت معصوم است و به همین دلیل اندیشه سیاسی او برمحور نظام امامت دور میزند، اما نظریه سیاسی او در عصر غیبت درخصوص همکاری و تعامل مشروط با نظامهای جور از هوشمندی او برای حفظ حیات سیاسی شیعه حکایت میکند. از شماره آتی، پای مشق سیاسی یکی دیگر از مفاخر و اندیشمندان مسلمان خواهیم نشست.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.