صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۶۴۰۵۱

آنچه در شمال آفریقا می‌گذرد


قاسم غفوری

شمال آفریقا با محوریت مصر، تونس و لیبی از سال 2011 با مجموعه‌ای از چالش‌های امنیتی و سیاسی همراه شده است. هر چند که مردم در مصر، مبارک، در تونس، بن‌علی و در لیبی، قذافی را از صحنه خارج کردند، اما فقدان رهبری واحد و مقتدر و فریب‌خوردگی دولتمردان از غرب و برخی کشورهای عربی موجب شد تا چنان که باید، قیام مردمی به نتیجه مطلوب خویش دست نیابد. 
سه کشور مذکور در هفته‌های اخیر با مجموع جدیدی از چالش‌های امنیتی مواجه شده‌اند چنانکه در مصر پس از سرنگونی مرسی توسط ارتش، درگیری‌های خیابانی به اوج رسیده است و در تونس نیز ترور محمد البراهمی از نمایندگان پارلمان و رهبران مخالف دولت و در لیبی نیز ترور برخی فرماندهان نظامی و سیاسی، فضایی از التهاب و درگیری را به همراه داشته است. حال این سؤال مطرح است که آیا این تحولات ارتباطی با یکدیگر دارند یا خیر و دشمنان بیداری اسلامی چه اهدافی را در ورای تحولات کنونی پی‌گیری خواهند کرد؟
ابعاد بازیگران تحولات
هر چند تحولات مصر، تونس و لیبی در قالب ساختاری تفاوت‌هایی دارند اما در نهایت، دارای نقاط راهبردی هستند که به نوعی، آن‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهند. در هر سه کشور در حوزه داخلی چند بازیگر را می‌توان مشاهده کرد. نخست؛ مردم و آنانی که زمانی علیه دولت‌های حاکم قیام کردند اکنون شرایط را مغایر با آرمان‌های خود می‌بینند و برای جلوگیری از مصادره قیام‌شان به خیابان‌ها آمده‌اند. آن‌ها برآنند تا آرمان‌های خود را حفظ کنند که به آتش کشیدن پرچم آمریکا نمودی از آن است.
دوم؛ جریان‌های حاکم هستند که به دلیل نداشتن توان نظامی به مؤلفه‌های خیابانی روی آورده‌اند و برآنند تا با استفاده از وزن‌کشی خیابانی و پایداری حامیان خود، مانع از سقوط دولت شوند و یا مانند مرسی در مصر به دنبال بازگشت به قدرت در ورای اعتراض‌های مردمی هستند. 
سوم؛ جریان‌های مخالف شامل گروه‌های بر جای مانده از دوران حاکمان و نیز گروهی از جریان سکولار هستند که برآنند تا از فضای موجود برای کسب مجدد قدرت استفاده کنند. 
چهارم؛ جریان‌های سلفی هستند که نتوانسته‌اند در سوریه امارت اسلامی خود را ایجاد کنند اکنون برآنند تا در مصر، تونس و لیبی به این امر دست یابند، چنانکه بخش عمده ناآرامی‌های این کشورها برگرفته از اقدامات آن‌ها است.
پنجم؛ ارتش که تلاش دارد تا ضمن معرفی خود به عنوان ناجی کشور، قدرت را کاملاً در اختیار گیرد، چنانکه ارتش مصر در روز جمعه 4/4/92 در فراخوانی بر حضور مردم در میدان تأکید کرد تا شاید با این روند بتواند قدرت را در دست گیرد.
حوزه خارجی
در کنار بازیگران عرصه داخلی، در صحنه بیرونی این کشورها نیز بازیگرانی حضور دارند که هر کدام به‌نوعی خواستار دخالت در امور این کشورها هستند و نقش‌آفرینی آن‌ها بر این بحران‌ها دامن زده است. در این حوزه دو طیف بازیگران مشاهده می‌شوند.
اولاً؛ کشورهایی مانند ترکیه هستند که روند تحولات را برابر با حذف خود از صحنه شمال آفریقا می‌دانند به‌ویژه اینکه، سقوط دولت‌ها در این کشورها برابر با سقوط جریان اخوان‌المسلمین است که مهم‌ترین پشتوانه ترکیه برای ایفای نقش در این کشورها بوده است. بر این اساس است که سران ترکیه آشکارا تحولات شمال آفریقا را کودتا دانسته، بر مقابله با آن تأکید دارند.
ثانیاً؛ کشورهای عربی نظیر عربستان و قطر، در کنار آمریکا و اروپا و صهیونیست‌ها هستند که برآنند تا سوار بر موج حرکت‌های مردمی و هدایت آن‌ها، منافع خود را تأمین کنند.
در چارچوب رفتاری آن‌ها، اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت مشاهده می‌شود. در حوزه کوتاه‌مدت، آن‌ها برآنند تا جریان اخوان‌المسلمین را که تهدیدی برای آن‌ها است، از صحنه سیاسی حذف کنند. هر چند آن‌ها یک سال پیش، به‌اجبار جریان اخوان را در لیبی، مصر و تونس پذیرفتند، اما در این مدت، چنان طراحی کرده‌اند تا در نهایت اخوان به‌عنوان مؤلفه‌ای ناکارآمد از صحنه حذف گردد. نکته مهم در این حوزه آنکه، ائتلاف مذکور ابتدا از اخوان‌المسلمین علیه مقاومت بهره‌برداری کرد، چنانکه اکثر نیروهای سلفی و تکفیری اعزام‌شده به سوریه از طریق مصر، تونس و لیبی بوده است. اکنون که اخوان وضعیت اجتماعی متزلزلی یافته و از سوی دیگر در صحنه سوریه امیدی به سرنگونی نظام سوریه ندارند، برآنند تا طرح حذف اخوان از صحنه را اجرایی سازند. نکته مهم آنکه، ائتلاف مذکور همزمان با اخوان، ترکیه را نیز که داعیه‌دار بازیگری در منطقه است به زیر کشیده و بیش از گذشته، آنکارا را به پذیرش خواسته‌های خود سوق می‌دهند.
گفتنی است ائتلاف مذکور در کنار اهداف کوتاه‌مدت، طرح‌های بلندمدتی را نیز در نظر دارد و آن اینکه، تلاش می‌کند تا با الگو نشان دادن لیبی، مصر و تونس به عنوان محورهای آغاز بیداری اسلامی چنان عنوان دارد که حکومت اسلامی و دموکراسی مردمی نتیجه‌ای به همراه ندارد، لذا ملت‌های عربی از یک سو باید پذیرنده حاکمان دست‌نشانده باشند و از سوی دیگر، از مقابله با غرب خودداری کنند، چرا که تنها الگوی باقی‌مانده برای رسیدن آن‌ها به دموکراسی است.
نتیجه‌گیری
در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت؛ شمال آفریقا دورانی پر فراز و نشیب را سپری می‌کند چرا که از یک‌سو دسته‌بندی قدرت در داخل این کشورها در حال افزایش است و از سوی دیگر، بازیگران خارجی برای رسیدن به اهداف خود بر موج اعتراض‌های مردمی سوار شده و برآنند تا تحولات را به نفع خود هدایت کنند. در این میان، مصادره بیداری اسلامی و ایجاد فضای منفی مبنی بر ناکارآمدی بیداری اسلامی، مهم‌ترین تهدید در این حوزه است. در برآیند داخلی این کشورها در مقطع کنونی، سلطه ارتش بر لیبی، تونس و مصر محتمل‌ترین گزینه است، مگر در معادلات خیابانی و معادلات جهانی تغییرات ایجاد گردد و در غیر این صورت، نظامیان، اولین گروه خواهند بود که به بهانه امنیت، برای مصادره قدرت گام برخواهند داشت. در حالی که بازیگران خارجی نیز همچنان برای رسیدن به اهداف خود به بحران‌سازی ادامه می‌دهند.  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات