د ـ عملکرد سیاسى سازمان پس از جنگ مسلحانه
پس از شورش مسلحانه در خرداد 60 و شکست سازمان و در نتیجه فرار آنها به خارج از کشور، سازمان، شوراى ملى مقاومت ایران(1) را ایجاد کرد. این نام بر گرفته شده از شورایى در فرانسه به همین نام در زمان اشغال نازىها بود. آنها فکر مىکردند چون فرانسوىها با این شورا پیروز شدند پس اینها نیز مىتوانند!
هرچند در ابتدا شورا متشکل از 10 حزب و گروه(2) بود ولى همهکاره از همان ابتدا سازمان بود. از آنجا که در ابتدا غربىها شناختى از رجوى نداشتند و بنىصدر به دلیل ارتباطش با آمریکایىها و فرانسوىها و همچنین رئیسجمهور بودن، چهرهاى شناختهشده در غرب بود، رجوى سعى مىکرد در جلسات، پشت سر بنىصدر بنشیند. شعار محورى شورا نیز سرنگونى نظام جمهورى اسلامى و تشکیل دولت موقت به ریاست رجوى بود.(3)
به مرور با اقدامات یکجانبه سازمان و بهخصوص پس از انقلاب ایدئولوژیکى که سازمان رهبرى خود را بالاتر از شوراى ملى مقاومت و همه موفقیتهاى شورا را ناشى از رهبرى خود مىدانست، همه گروهها و افراد به تدریج خود را از شورا کنار کشیدند، بهگونهاى که در سال 1370 همه اعضاى شورا بدون استثنا از اعضاى سازمان بودند. از اقدامات دیگر سازمان در سال 71 این بود که تعداد اعضاى شوراى مقاومت را از 21 نفر به 209 نفر و در سال 72 به 235 نفر و بعدها به 500 نفر افزایش داد و جالب است که تمامى این اعضا عضو یا هوادار سازمان بودند. با تأیید این شورا مریم عضدانلو به ریاستجمهورى خودخوانده سازمان منصوب شد.
شورا نمایندگانى به کشورهاى آمریکا، هلند، فرانسه، ایتالیا، کانادا و کشورهاى اسکاندیناوى فرستاد که وظیفه آنها نمایش دموکراسى سازمان به دول غربى بود. سازمان عمده فعالیتهاى سیاسى، مالى و تبلیغى خود را تحت این عنوان انجام مىداد والا در عمل و واقعیت شورا وجود خارجى نداشت. اعضاى شورا همان اعضاى اصلى سازمان نفاق بودند که براى کسب اعتبار سازمان در غرب و اعمال سلطهگرى به دیگر گروهها و جریانهاى ضدنظام این نام را براى خود انتخاب کرده بودند؛ به همین جهت وقتى پاى رجوى در غرب محکم گردید، شورا به بخش سیاسى سازمان تبدیل گردید.(4)
هدف سازمان سقوط نظام بود که به صورت مسلحانه عملى نشده بود، لذا تلاش میکرد با پشتیبانى غربىها، چهره جمهورى اسلامى را در صحنه بینالملل تخریب کرده و با حمایت مالى، تبلیغاتى آنها، حکومت را در دست گیرد؛ بنابراین سعى مىکرد ارتباطات خارجى خود را در پوشش شورا که ظاهرى زیبا و جذاب داشت پیاده کند، به گونهاى که حساسیت بینالمللى هم نداشته باشد.
سازمان در بعد سیاسى از سال 60 تاکنون تلاش فوقالعادهاى انجام داده است تا بتواند نظر غربىها و بهخصوص آمریکایىها را جذب کند. در این میان، سازمان که هدف از ایجادش مبارزه با امپریالیسم و افتخارش کشتن چند آمریکایى بود، به صورت رسمى افتخارات خود را تکذیب کرد و ترور آمریکایىها را به کودتاگران در سازمان نسبت داد و عرض توبه و عذر تقصیر بجا آورد! در این میان سازمان حاضر شد به تعدادى از نمایندگان کنگره و سنا کمک مالى کند (رشوه دهد) تا منافقین را از لیست تروریسم خارج کنند و آمریکا قبول کند که آنها امید آینده ایران هستند. در این راستا آنها در محافل سیاسى و حقوقى عنوان مىکنند که از سال 1380 اقدام به عملیات مسلحانه نداشته و در آینده نیز نخواهند داشت و تلاش مىکنند تا به هر طریقى نامشان از فهرست تروریسم بینالمللى خارج شود. در عین حال سعى مىکنند تا نظر آمریکا را به هر شکل ممکن جذب کنند، به این امید که آمریکا روزى آنها را مسلح کرده و راه تهران را برایشان هموار نماید.(5)
سازمان براى رسیدن به قدرت به هر شیوهاى متوسل گردیده است. کسب اعلام حمایت افراد و احزاب بدنام در غرب و افتخار سازمان به این حمایتها، راهاندازى شبنشینىهاى آنچنانى و مجالس رقص عربى و بزم ایرانى، همکارى با سلطنتطلبان و فرماندهان ارتش شاهنشاهى که زمانى واحد اطلاعات سازمان براى شکار آنها پرونده درست کرده بود، از این قبیل است.(6)
تبلیغات سازمانى از طریق رادیوهاى رژیم بعثى، آمریکا، بىبىسى، اسرائیل و سازمانهاى بینالمللى مثل عفو بینالملل و دفاع از حقوق بشر مبنى بر اعلام حمایت از سازمان و محکوم نمودن و خشونتبار معرفى کردن چهره نظام با بهرهگیرى از سبکها و شیوههاى تبلیغى مدرن به منظور فشار روشنفکران غربى به دولتهایشان براى موضعگیرى در برابر جمهورى اسلامى از اقدامات دیگر سازمان در غرب بوده است.(7)
سازمان براى رسیدن به قدرت به هیچ اصل و حد و مرزى پایبند نیست. آنها که زمانى خود را پیشتاز خلق مىدانستند در سال 73 خواننده معروف زمان طاغوت (مرضیه) را به عضویت افتخارى سازمان درآوردند و از او به عنوان ستاره تابناک موسیقى ایران یاد کردند و او را روى تانک برده تا برایشان کنسرت اجرا کند و سپس او را بهعنوان مشاور هنرى مریم منصوب کردند.
نمونه دیگر اینکه سازمان پس از اشغال عراق توسط آمریکایىها در سال 1382 و استقرار آنها در اردوگاه اشرف براى تقرب به آمریکایىها هتلى در اختیار آنها قرار داد. در این هتل، سازمان از آمریکایىها به بهترین وجه پذیرایى مىکرد. نکته جالب توجه و البته ناراحتکننده اینکه سازمان این مهمانىها را در قرارگاه زنان برگزار مىکرد و آمریکایىها نیز از اینکه زنان سازمان براى آنها برنامه داشتند رغبت زیادى از خود نشان مىدادند.
سازمان با اجراى ترانههاى آمریکایى و با آهنگ و نمایش و پذیرایىهاى بسیار مفصل به صورت مرتب آمریکایىها را مهمان خود مىکرد و سعى هم مىنمود که همیشه طرفحساب سازمان با آمریکایىها زنان باشند تا آمریکایىها را منقلب کنند!(8)
سازمان از سال 1382 با دادن اطلاعات غلط به غربىها چنین وانمود کرد که ایران به دنبال سلاح هستهاى است، همین موضوع باعث مشکلاتی براى ایران در سطح بینالملل شد. آنها در پیامها و مصاحبههاى خود بهطور مرتب از آمریکایىها و غربىها مىخواستند که هرچه زودتر به ایران حمله کرده و بیش از این ابهت ابرقدرتى خود را زیر سؤال نبرند!(9)
در مقابل این خوشخدمتىها، آمریکا، منافقین را در عراق تحتالحمایه خود قرار داد. در مهرماه 1387 دولت عراق اعلام کرد که منافقین باید هرچه سریعتر خاک این کشور را ترک کنند که با مخالفت آمریکا و دیگر کشورهاى غربى مواجه شد. با این حال دولت و مجلس عراق بر این تصمیم خود اصرار مىورزند.
ممکن است سؤال شود که چرا سازمان به اینجا رسید. واقعیت آن است که انحرافات فکرى، جنون قدرتطلبى و فساد درون گروهى آنها را به اینجا رسانده است؛ به گونهاى که در سازمان، آرزو، جایگزین راهبرد شد. تکیهگاه سازمان پس از جنگ مسلحانه پناه بردن به دامن صدام، یعنى دشمن تمامى مردم ایران، منطقه و حتى خود عراق بود. وقتى این تکیهگاه را از دست دادند براى اینکه به فراموشى سپرده نشوند آتش بیار معرکه پرونده انرژى هستهاى ایران شدند، تا با خوشخدمتى به آمریکا و انگلیس و اسرائیل بر بنبست راهبردى خود سرپوش گذاشته و دل اربابان را به دست آورند.