فتحالله پریشان
زندگی سیاسی در عصر غیبت معصومین(علیهمالسلام) در فقه شیعه چگونه است و دارای چه شرایط و ویژگیهایی است؟ آیا در میان اندیشمندان و عالمان شیعی در این خصوص نظرات یکسانی وجود دارد؟ تلاش برای پاسخ به این پرسشها میتواند بخشی از فلسفه و اندیشه سیاسی شیعه در خصوص حکومت را تبیین و روشن سازد. تحلیل عالمان شیعی از ویژگیها و چگونگی زندگی سیاسی در دوران غیبت عموماً یکسان نیست، زیرا همه به این امر اذعان دارند که تحقق دولت ایدهآل از نوعی که در «عصر حضور» امکانپذیر بود، اکنون ممکن نیست. اما با وجود همه این مسائل، بنیاد و اساس زندگی سیاسی مورد تردید کسی واقع نشده است. برخی از فقها و عالمان شیعی تا مرز تشکیل حکومت، برخی تا حد مشارکت در دولتهای موجود و برخی نیز در حد فعالیت سیاسی در خارج از دولت و در درون جامعه شیعی پیش رفتهاند، به نظر میرسد مرحوم طبرسی از طرفداران گرایش دوم به شمار میرود. وی علاقه عمیق خود نسبت به دولت عادل غیر معصوم و حمایت معنوی از آن را ابراز داشته است، اما با وجود این، شواهد قانعکننده در مورد تلاش فکری و عملی او در جهت تأسیس نظام عادل تحت رهبری فقیه یا غیر فقیه وجود ندارد.(1) بنابراین، وی راهکار مشارکت در دولتهای موجود را بر تلاش برای تأسیس دولتهای عادل واقعی ترجیح داده است. احتمالاً فضای سیاسی مشارکتپذیر که از دوران روی کار آمدن آلب ارسلان سلجوقی(455ق) تا پایان دوران سلطان سنجر(552ق) به وجود آمده بود، بر گرایش سیاسی و فکری طبرسی بیتأثیر نبوده است و شاید به همین دلیل بود که او هیچگاه از نهضت اسماعیلیان علیه دولت سلجوقی حمایت نکرد. عناوین زیر ما را با اندیشه و سیره سیاسی علامه طبرسی در مورد زندگی سیاسی در عصر غیبت بیشتر آشنا میکند.
1- اتخاذ گفتمان علمی مشارکتگرا؛ مرحوم طبرسی با الگوپذیری از فقیه نامدار شیعه، مرحوم شیخ طوسی، گفتمان «تقریب بین المذاهب» را در گفتوگوهای علمی خویش برگزیده است. دو اثر علمی مهم او در تفسیر و فقه، یعنی مجمعالبیان و المؤتلفمنالمختلف از همین گفتمان پیروی کرده است. او بدون اعمال هرگونه تعصب علمی و مذهبی، از دیدگاههای تمام اندیشمندان صاحبنام مذاهب اسلامی در آثار خود بهره جسته و گاهی در این عرصه چنان عالمانه و بیطرفانه به بررسی آثار و آرا پرداخته است که بدون کمترین داوری نتیجه را به خود خواننده واگذار نموده است.(2)
2- برگزاری مراسم دینی ـ سیاسی؛ یکی از نمونههای عملی فعالیت سیاسی در عرصه عدم حضور معصوم(ع) در جامعه اسلامی، برگزاری مراسم دینی ـ سیاسی نماز جمعه است. طبرسی مینویسد: «نماز جمعه بر روستایی و شهری واجب است. هرگاه تعداد شرکتکنندگان به قدر لازم برسد.»(3)
البته وی در کتاب تفسیرش وجوب نماز جمعه را مشروط به حکومت سلطان عادل کرده است، اما در کتاب المؤتلف هیچگونه اشارهای به این شرط نکرده و بحث را متناسب با فضای فقه عامه که نماز جمعه را در دوران غیبت در هر شرایطی واجب میدانند، مطرح کرده است.
3- امر به معروف و نهی از منکر؛ امر به معروف و نهی از منکر یکی از عرصههای فعالیت سیاسی به شمار میآید که به مردم فرصت میدهد تا در مقابل مسائل مختلف، از جایگاه دینی موضعگیری کنند. طبرسی «انکار منکر» را در صورت قدرت و زوال عذر، واجب دانسته است.(4) وی گاهی از فعالیتهای نظارتی و انتقادی که ماهیت سیاسی نیز دارد، به «جهاد در راه خدا» تعبیر کرده است که وعظ و نصیحت به حکمرانان نیز در همین چارچوب میگنجد. خود وی کتاب «الآداب الدینیه» را در مقام موعظه برای وزیر معینالدین دستیار سلطان محمود سلجوقی نوشته است.
4- مشارکت عملی در سازمان حکومت؛ بارزترین شکل فعالیت سیاسی در عصر غیبت، حضور عملی در سازمان حکومت است. طبرسی از چنین مشارکتی به گرمی استقبال کرده است. طبرسی یکی از انگیزههای نگارش کتاب «اعلام الوری» را محروم ماندن از حضور در دولت و عدم توفیق در خدمت عملی به مردم ذکر کرده است. طبرسی از لحاظ نظری، فعالیت در داخل حکومت را بدون در نظر داشتن ظالم و عادل بودن آن، امری مفید میدانست و به همین دلیل از ورود حضرت یوسف در دستگاه دولت مصر دفاع کرده است.(5)
پینوشتها در دفتر هفتهنامه موجود است.