صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۶۴۰۷۰

جوهر پوپولیسم و دگردیسی در تعاریف آن

شهاب زمانى - اشاره: اگرچه اصطلاح پوپولیسم بسیار متداول است، اما تعریف اندکی از آن ارائه شده است. غالباً اصطلاح پوپولیسم به برنامه‌های بیش از حد عامیانه و یا مورد علاقه گروه‌های معینی از مردم (و همیشه هم گروه‌های ناجور) نسبت داده می‌شود. از این رو، برخی از نویسندگان با ناکامی در یافتن هسته اصلی پوپولیسم، یعنی آنچه در تمام اشکال متنوع آن وجود دارد، به این نتیجه قطعی رسیده‌اند که پوپولیسم مفهوم روشنی ندارد.

جوهر پوپولیسم 

تلاش برای درک جوهر پوپولیسم، همانند پیدایش جنبش‌های پوپولیستی، در دوره‌ها و مناطق متفاوت ناگهان شور و هیجان خاصی می‌یافت، اما به ندرت شواهدی مبنی بر الگویی منسجم از آن در دست است. بسیاری پوپولیسم را در ارتباط با بستر رشد آن بررسی کرده‌اند. تلاش‌های بلندپروازانه‌ای نیز برای تعریف عمومی‌تری از آن انجام شده است. عده‌ای دیگر آن را چون پدیده‌ای متنوع و رنگارنگ می‌دانند که دارای تنوع، اما فاقد جوهر است.(1)
تفاوت میان تعاریف پوپولیسم براساس بافت و بستر، گونه‌گونی و جنبه فراگیر آن تاحدی به نوع متفاوت تحقیق درباره این مقوله وابسته است. بنا به تعریف، بررسی‌های تاریخی از نمودهای خاص پوپولیسم مبتنی بر بستر رشد آن هستند. بسیاری از این‌گونه تعاریف بافتی ـ از جمله بررسی‌های رادیکالیسم روستایی، پرونیسم، اندیشه‌های جنبش «اعتبار اجتماعی» و نارودنی چستوو ـ نتیجه مطالعه دقیق وضعیت مشخص آن‌هاست. مطالعه تاریخی تک ساحتی و جامع از نمونه‌های مشخص به ناگزیر مفاهیم ضمنی گسترده‌تر آن‌ها را در نظر نمی‌گیرد. تلاش برای ارائه تعریفی عام بالقوه امکان‌پذیر است، حتی زمانی که تحقیق و بررسی مبتنی بر بافت و بستر است، اما به این شرط که مفاهیم تلویحی این بررسی آشکارا بیان و به گونه‌ای نظام‌یافته به کار برده شود. همواره می‌توان درک خود را از مفاهیم با تعمیم آن تعریف از یک بافت به بافت دیگر ارتقا داد. اما دیری نمی‌پاید که درمی‌یابیم تعاریف بافتی متناسب با بافت جدید نیستند و برداشت از پوپولیسم در شرایط ویژه‌ای شکل گرفته است. از سوی دیگر، برخی بررسی‌های معطوف به بافت و بستر پوپولیسم که درصدد ارائه تعریفی فراگیر از آن نیستند، مفاهیمی را مطرح می‌کنند که بسیار سودمند بوده است.
تعریف پوپولیسم مبتنی بر بستر و بافت
برای نمونه، «ادوارد شیلز» هنگام نگارش مطلبی در واکنش مستقیم به مک کارتیسم در آمریکای دهه 1950 میلادی تعریفی را از پوپولیسم ارائه کرد که مبتنی بر بستر و بافت آن بود. او پوپولیسم را پدیده‌ای چندجانبه و همانند دیکتاتوری نازی‌ها در آلمان و بلشویسم در روسیه، فراگیر می‌دانست. به نظر او پوپولیسم زمانی به وجود می‌آید که «مردم از نظم تحمیلی طبقه متمایز و دیرپای حاکم که انحصار قدرت، مالکیت و آموزش و فرهنگ را در اختیار دارد به ستوه آمده باشند.»(2) وی کلید درک پوپولیسم را رابطه نخبگان با توده‌ها می‌داند. تصویر پوپولیسم مبتنی بر تردید و تزلزل عمیق آن در برخورد با نهادهای دولتی، دانشگاه‌ها، بوروکراسی و نهادهای مالی است. بنابراین طبعاً پوپولیسم از پایه و ریشه نسبت به گردانندگان این نهادها بی‌اعتماد است و آنها را نه‌تنها فاسد بلکه فاقد خرد و شعور می‌داند.
پدیده مک کارتیسم در دهه 1950 بر بحث‌های دانشگاهی درباره پوپولیسم در آمریکا تأثیر چشمگیری گذاشت و برای بسیاری امکانات خطرناک افراط‌گرایی را گوشزد کرد. شیلز در چنین اوضاع و احوالی مطلب خود را نوشت. شیلز بعدها با بسط تحلیل خود از پوپولیسم کوشید تا این پدیده را در آفریقا و آسیا نیز تبیین کند. او این موضوع را مطرح کرد که پوپولیسم پدیده‌ای ناشی از پیدایش جامعه روشنفکری جهانی و بنابراین «نتیجه تنش میان مرکز و ایالت‌هاست که خود از گرایش به جامعه روشنفکری جهانی پدیدار می‌شود.» شیلز با رجوع به تاریخ پوپولیسم ریشه‌های آن را در تاریخ آلمان جست که با نفی و نقد فرمانروایی دولت، دانشگاه‌ها و مقامات کلیسا اعتقاد به خلق یا مردم جایگزین آن‌ها شده بود. شیلز با مقایسه پوپولیسم در آمریکا و روسیه برای توصیف پوپولیسم نخبگان روشنفکر در آفریقا و آسیا این بحث را مطرح می‌کند که مخالف‌خوانی ویژگی پوپولیسم است.
«کورن هوزر» نیز برای تحلیل خود از جامعه توده‌ای تعریف شیلز از پوپولیسم را به کار گرفت. وی معتقد بود که پوپولیسم هم علت و هم معلول جامعه توده‌ای و بیانگر مخالفت با چندگانگی و تأیید یکپارچگی در مقابل تمایزات اجتماعی است. بنابراین جامعه توده‌ای به شکل‌گیری دموکراسی پوپولیستی می‌انجامد که وی آن را نقطه مقابل دموکراسی لیبرالی می‌دانست.
توصیف پوپولیسم مبتنی بر ترکیب اجتماعی جنبش‌ها 
«تور کواتو دی‌تلا» پدیده پوپولیسم را در آمریکای لاتین به روش تطبیقی، به ویژه با مقایسه با اروپا، بررسی کرده است. به نظر او، پوپولیسم زمانی ایجاد می‌شود که نخبگان رده‌های متوسط مخالف وضعیت موجود باشند و افزایش انتظارات به بسیج همگانی شهروندان بینجامد و شرایط سبب برانگیختگی جمعی نخبگان و توده‌ها شود. دی‌تلا پوپولیسم را چنین تعریف می‌کند: «جنبشی سیاسی و متکی به توده‌های آماده عمل که هنوز به صورت مستقل سازماندهی نشده‌اند، رهبری آن با نخبگانی است که از اقشار متوسط و بالای جامعه هستند که رابطه‌ای کاریزماتیک و شخصی میان رهبر و مردم آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد.»(3) وی تلویحاً تأکید می‌کند که از ویژگی‌های مهم پوپولیسم، خصوصیات اجتماعی ائتلاف حامی آن و تفاوتی است که تهیدستان میان خود و بخشی از نخبگان احساس می‌کنند. این احساس دارای اهمیت است، اما توصیف پوپولیسم براساس ترکیب اجتماعی جنبش‌های پوپولیستی ناگزیر دامنه آن را محدود می‌کند، چرا که این پدیده در وجوه گوناگون خود پایه‌های اجتماعی بسیار متفاوتی داشته است.
به اعتقاد تاگارت، مضمون بسیاری از نوشته‌هایی که نویسندگان علاقه‌مند به تجربه آمریکای لاتین پرورانده‌اند مورد استفاده کسانی قرار گرفته است که نظام‌‌های سیاسی آفریقا یا به طور کلی جهان سوم را مطالعه می‌کنند.
پوپولیسم و توسعه
«گاوین کیچینگ» پوپولیسم را در کانون تحلیل خود از توسعه جای می‌دهد. وی معتقد است که پوپولیسم واکنشی به صنعتی شدن است و از ویژگی‌هایش حمایت تولیدکنندگان خُرد از آن و ضدیت با تولید متمرکز است. از این رو، ملاحظه می‌شود که تحلیل او شدیداً اقتصادی و به‌ویژه بر ایدئولوژی‌های روستایی متمرکز است و در نتیجه پوپولیست‌های روسیه را نمونه ایده‌آل این گونه تفکر می‌داند.(4)
پوپولیسم و تعریف مارکسیستی
«ارنستو لاک‌لائو» نظریه‌ای را درباره پوپولیسم مطرح ساخت که شدیداً ماهیتی به ظاهر تناقض‌آمیز و فرّار دارد و نشانگر تعهد به روایت مارکسیستی است. وی این موضوع را مطرح ساخت که تلاش برای تعمیم پوپولیسم با ارائه ویژگی‌های مشترک مجموعه‌ای از جنبش‌ها، که پوپولیستی تلقی می‌شوند، دوری باطل است. او تحلیل خود را از پوپولیسم با این نکته آغاز می‌کند که این مقوله اساساً مفهومی فرّار و ظاهراً تناقض‌آمیز دارد. وی استدلال می‌کند که اندیشه‌های حاکم بر جامعه، یعنی ایده‌هایی که بیانگر اندیشه طبقه حاکم یا مسلط هستند، همیشه به دلیل سلطه خود می‌توانند با جذب ایده‌ها و اندیشه‌های دیگر آنها را خنثی کنند، به این طریق که اجازه بیان آن را می‌دهند، اما فقط به آن شکل که اندیشه‌ای متفاوت و نه اساساً خصم‌آمیز به نظر رسد. بنابراین، به یک معنا، پوپولیسم را می‌توان ایدئولوژی نخبگان دانست. این موضوع زمانی رخ می‌دهد که جناحی از طبقه مسلط می‌کوشد برتر بودن خود را تحمیل کند، اما قادر به انجام آن نیست و در نتیجه مستقیماً به توده‌ها متوسل می‌شود. در شماره آینده ضمن آشنایی با اندیشه مارگارت کنووان در مورد پوپولیسم به بررسی گونه‌های پوپولیسم از منظر وی خواهیم پرداخت.
پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات