علی موحد
در هفتههای اخیر منطقه با مجموعهای از تحولات همراه بوده است که محور اصلی آن را چگونگی سرانجام سوریه و نیز انفجارهای خونین در برخی کشورهای منطقه تشکیل میداد. در حوزه سوریه افکار عمومی کاملاً معطوف به این کشور بوده و سرنوشت این کشور بهویژه چگونگی اقدام سازمان ملل در قبال آن مورد توجه همگان بوده است، بهخصوص اینکه مسئله سوریه به صحنه تقابل میان روسیه و آمریکا مبدل شده است.
در حوزه ناامنیها نیز، افغانستان، پاکستان و عراق با زنجیرهای از انفجارهای خونین همراه بودهاند که در نتیجه آنها صدها نفر به کام مرگ رفتهاند.
مجموعه تحولات سوریه و ناامنیهای منطقه در حالی روی داده است که منطقه در لوای آن، تحولات مهمی را تجربه کرده که در جای خود قابلتأمل است. اهمیت این تحولات زمانی است که غرب با نگاهی خاص به آنها نگریسته و حتی برای پنهانسازی آنها اقدام کرده است.
در عربستان، فضای سرکوب ابعاد گستردهتری گرفته است، چنانکه در روزهای اخیر چندین نفر بازداشت شده و تظاهرات و اعتراضات مردمی با سرکوبهای شدیدتری همراه شده است، هرچند که مردم همچنان به قیام خود ادامه میدهند. در این چارچوب، مردم «قطیف» با برپایی تظاهرات اعتراضی خواستار آزادی زندانیان سیاسی از جمله «سلمان امین قریش» از ساکنان قطیف شدهاند که بیش از ۲۰۰ روز از عمر خود را در شکنجه و بازداشت گذرانده است. مردم همچنین خواستار آزادی «ولید ابوالخیر» موسس سازمان دیدهبان حقوق بشر در عربستان شدهاند که نیروهای امنیتی به اتهام ایجاد سازمانی غیرقانونی و میزبانی از انقلابیون در منزلش در جده او را دستگیر کردند.
در بحرین نیز آلخلیفه به شدت سرکوبگری را در پیش گرفته است. سازمان عفو بینالملل رسماً اعلام کرده است که آلخلیفه 50 نفر از سران معترضان را که در زندانها تحت شکنجه بودهاند هر کدام به 10 تا 15 سال زندان محکوم کرده است. همچنین با وجود بازگشایی مدارس، همچنان دهها کودک در زندان به سر میبرند. اخراج علمای دینی نیز از مولفههای دیگری است که بهشدت اجرا میشود.
در مصر نیز ارتش از یک سو به دنبال خارج کردن مردم از میدان است، در حالی که درگیریهای اخیر میان مردم و نیروهای امنیتی دهها کشته و زخمی بر جای گذاشته است. از سوی دیگر، ارتش تلاش دارد تا با پروندهسازی، اخوان را از صحنه سیاسی حذف کند که بازداشت و توقیف اموال و لغو فعالیت شاخه سیاسی اخوان در قالب حزب عدالت و آزادیبخشی اهداف از این سناریو است. برخی منابع خبری از طرح جمعآوری امضا برای ریاستجمهوری «السیسی» وزیر دفاع مصر حکایت دارد. نکته مهم در مصر، رویکرد کشورهای غربی به این کشور است که سفر «اشتون» رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا به قاهره در این چارچوب است. مسئله مهم دیگر در مصر را ادامه عملیات ارتش در صحرای سینا تشکیل میدهد که به بهانه مقابله با تروریسم به تخریب تونلهای فلسطینیها که تنها پل ارتباطی میان غزه و دنیای خارج است، میپردازد که ابهامات بسیاری در صداقت گفتاری ارتش مبنی بر مبارزه با تروریسم ایجاد کرده است. برخی این اقدامات را در چارچوب همراهی با صهیونیستها و غرب برای پذیرش ریاستجمهوری السیسی میدانند.
اما نقطه اوج تحولات منطقه را در فلسطین میتوان مشاهده کرد. در حالی محاصره غزه از جانب صهیونیستها و مصر تشدید شده و نتانیاهو، نخستوزیر صهیونیستها در آمریکا به هوچیگری و فضاسازی علیه جمهوری اسلامی ایران میپردازد و ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان در آمریکا ابعاد جدیدی از مذاکرات سازش را اجرا میسازد که در کرانه باختری و قدس روند تحولات بهگونهای دیگر است.
در قبال کرانه باختری «اوری ارئیل» وزیر اسکان رژیم صهیونیستی تأکید کرد کرانه باختری تا ابد تحت سیطره این رژیم باقی خواهد ماند و شهرکسازی به شدت در این منطقه اجرا خواهد شد. در برابر قدس نیز در هفتههای اخیر صهیونیستها با ادعای برگزاری مراسمهای متعدد از یک سو به شهرکنشینان اجازه حضور گسترده در مسجدالاقصی را دادهاند، در حالی که همزمان ارتش به سرکوب فلسطینیها میپردازد و از سوی دیگر، صهیونیستها طرحهای متعددی را ارائه کردهاند که عملاً قدس و مسجدالاقصی تحت سیطره صهیونیستها قرار میگیرد. این اقدامات در حالی صورت میپذیرد که این روزها سیزدهمین سالگرد انتفاضه مسجد الاقصی است.
مجموع این تحولات در حالی مصر، فلسطین، بحرین و عربستان را در برگرفته است که یک اصل درباره آنها مشاهده میشود و آن، سکوت و یا پردازشهای موردی غرب به این تحولات است بهگونهای که یا مانند عربستان و فلسطین اشارهای به تحولات نمیکنند و یا مانند بحرین و مصر صرفاً بر لزوم توجه دولتمردان به خواستههای مردمی تأکید میکنند.
رفتار غرب نشان میدهد که آنها برای تأمین منافع خود به نادیده گرفتن حقوق ملتهای بحرین، عربستان، مصر و فلسطین میپردازند، در حالی که با هوچیگری علیه سوریه و ایران به توجیه این رفتارهای مغرضانه میپردازند و چنان وانمود میکنند که هیچ تحول مهمی جز مسئله سوریه و یا لزوم مقابله غرب با ایران وجود ندارد، در حالی که همزمان، ایادی غرب در بحرین، عربستان، مصر و فلسطین به کشتار و نابودی آرمانهای ملتها ادامه میدهند.