صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۲  ، 
کد خبر : ۲۶۴۰۸۵
بررسی مواضع مذبذب آمریکا در قبال ایران

اوباما در آزمون صداقت مردود شد

قاسم غفوری - مقدمه: آیین شصت‌وهشتمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد در مقر مجمع عمومی این سازمان در نیویورک در حالی برگزار شد که یکی از اصلی‌ترین محورهای آن را مباحث مطرح شده در باب رفتارشناسی جمهوری اسلامی ایران و کشورهای غربی تشکیل می‌داد. حضور هیئت ایرانی به ریاست دکتر حسن روحانی رئیس‌جمهوری اسلامی ایرانی همچون سال‌های اخیر با استقبال جهانی همراه بود چراکه جهانیان همواره تأکید دارند که جمهوری اسلامی اندیشه‌ها و ابتکارهای عملی بسیاری برای تحقق صلح و عدالت جهانی دارد لذا جهان تشنه پایان نظام سلطه، با نگاهی ویژه به جمهوری اسلامی می‌نگرد. در کنار این مقوله از نکات مطرح در نشست امسال نوع رفتارهای دیپلماتیک کشورهای غربی بود که نمود آن را در رایزنی‌های مقامات غربی با رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و نیز برگزاری نشست ایران و گروه 1+5 در سطح وزیر خارجه می‌توان مشاهده کرد. هرچند که رفتار غرب برگرفته از گام‌های عملی در پایان دادن به خصومت با ملت ایران نبود، اما در مجموع می‌توان نوعی تغییر در رفتار آنها ولو در ظاهر را مشاهده کرد. امری که برگرفته از اقتدار جهانی جمهوری اسلامی و ناتوانی غرب در اجرای سیاست‌های ضد ایرانی بود. آنها برآن بودند تا با ادعای تغییر دولت در ایران و نگاه مثبت غرب به آن، حقیقت ناتوانی در برابر اراده ملت ایران را پنهان سازند تا ضمن در حاشیه قرار دادن اقتدار و دستاوردهای سال‌های اخیر ملت ایران در ایستادگی در برابر غرب، بر ناتوانی خویش در ادامه تقابل با ملت ایران سرپوش گذارند. در کنار تمام آنچه در نیویورک روی داد نوع رفتار مقامات آمریکایی در برابر جمهوری اسلامی ایران امری قابل توجه است. در تبیین رفتاری باراک اوباما رئیس‌جمهور و سایر مقامات آمریکایی دو لحن متفاوت در قبال جمهوری اسلامی مشاهده می‌شود. بخشی در زمان برگزاری نشست سازمان ملل که بر اساس ادعای گفت‌وگو بوده و دیگری پس از نشست سازمان ملل که بر اساس گفتمان قدیمی تمام گزینه‌ها روی میز است. متعاقب رفتار آمریکا، نوع مواضع صهیونیست‌ها از جمله نتانیاهو نخست‌وزیر صهیونیست‌ها در نشست سازمان ملل و دیدار با اوباما نیز حلقه تکمیلی رفتارها در مقابل جمهوری اسلامی ایران است که البته نوع مواضع برخی کشورهای عربی و برخی متحدان اروپایی آمریکا را نیز باید به آن افزود. حال این سوال مطرح است که چرا رفتار آمریکا در قبال ایران در طی دو هفته با دو رویکرد کاملا متفاوت همراه بوده و آنها از قبل این رفتارها به دنبال چه مولفه‌هایی هستند و نقش بازیگران حاشیه‌ای نظیر صهیونیست‌ها، برخی کشورهای اروپایی و عربی در این معادلات چیست؟

رفتارشناسی آمریکا

رفتار متفاوت آمریکایی‌ها به‌ویژه باراک اوباما را در دو مقطع در دو محور می‌توان برررسی کرد:
الف) نوع رفتارها در سازمان ملل: در زمان برگزاری نشست سازمان ملل متحد آمریکا و برخی متحدان اروپایی آنها تلاش کردند تا نوعی تعادل رفتاری را از خود به نمایش گذارند که شامل ادبیات سیاسی نرم و همراه با برخی رایزنی‌های دیپلماتیک بوده است که نمود آن را در دیدار برخی مقامات غربی با مقامات جمهوری اسلامی ایران و نیز مذاکرات ایران و گروه 1+5 می‌توان مشاهده کرد. البته این رفتارها فاقد گام عملی ملموس برای جبران اشتباهات گذشته این کشورها در مقابل ملت ایران و نظام اسلامی بود. آنها تلاش کردند تا چنان وانمود سازند که به‌دنبال تغییر رفتار در مقابل جمهوری اسلامی هستند در حالی که در ورای آن بر اصل لزوم برداشتن گام‌های عملی از سوی ایران تأکید می‌کردند. 
ب) نوع رفتارها پس از نشست سازمان ملل: هنوز چند روزی از نشست سازمان ملل متحد نگذشته بود که نوع مواضع و رفتارهای غربی‌ها به‌ویژه آمریکایی‌ها با تغییر لحن‌های 180 درجه‌ای همراه گردید به‌گونه‌ای که جهانیان اعلام کردند غرب باردیگر به خانه اول خود بازگشته که برگرفته از سیاست خصومت‌ورزی علیه ملت ایران و نظام اسلامی است. در این چارچوب باراک اوباما در دیدار با نتانیاهو نخست‌وزیر صهیونیسـت‌ها باردیگر جمله تکراری همه گزینه‌ها روی میز است را مطرح کرد. جان کری وزیر امور خارجه و بایدن معاون رئیس‌جمهور آمریکا و نیز سوزان رایس مشاور امنیت ملی اوباما در کنار برخی سناتورهای کنگره بار دیگر ادعای ادامه تحریم‌ها و حتی اقدام نظامی را مطرح ساختند. رفتار آنها یادآور دوران بوش و عملکردهای اوباما پیش از نشست سازمان ملل بوده است. 
همزمان با چرخش‌های رفتاری آمریکایی‌ها سران صهیونیست‌ها در کنار برخی کشورهای عربی و محافل رسانه‌ای غربی ـ صهیونیستی به فضاسازی علیه جمهوری اسلامی پرداختند که سخنان ضد ایرانی نتانیاهو در نشست سازمان ملل و نیز برخی ادعاهای محافل سیاسی و رسانه‌ای عربی نظیر مقامات یمنی و بحرینی مبنی بر دخالت ایران در امور داخلی این کشورها و نیز ادعاهای رسانه‌های صهیونیستی، غربی و عربی مبنی بر خشم صهیونیست‌ها و کشورهای دیگر از رویکرد غرب به ایران نمودی از این رفتارها است. مواضعی ضد ایرانی که احتمالاً در روزهای آتی از سوی برخی مقامات اروپایی نظیر فرانسه، انگلیس و آلمان نیز تکرار خواهد شد. حال این پرسش مطرح است که دلیل تغییر لحن آمریکایی‌ها چیست و چه اهدافی را در ورای آن پیگیری می‌کنند و نقش طراحی شده برای بازیگران حاشیه‌ای یعنی صهیونیست‌ها، اروپا و برخی کشورهای عربی در این حوزه چیست؟
تحلیل رفتاری آمریکا
برای آنکه بتوان به تحلیل دوگانگی رفتاری آمریکا پرداخت بررسی چند اصل قابل توجه است.
1) آمریکایی‌ها و متحدان‌شان در نشست سازمان ملل تلاش داشتند تا با لبخندهای دیپلماتیک در حالی بر اساس نیاز به تعامل با ایران برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های گسترده ایرانی برای کاهش بحران‌ها اقتصادی حاکم بر غرب و حل مشکلات غرب در منطقه نوعی رفتار تعاملی را در قبال ایران به نمایش بگذارند که در ورای آن می‌کوشیدند تا به نوعی اصول نظام و انقلاب اسلامی از جمله استقلال و آزادی ملت ایران، اصل سیاست‌ مقابله با نظام سلطه، دستیابی به حقوق هسته‌ای، حمایت از مقاومت و دشمنی با صهیونیست‌ها را در حاشیه قرار داده و چنان القا سازند که جمهوری اسلامی ایران برای تعامل با غرب از این اصول دست کشیده و یا باید برای تعامل با غرب به دنبال کنار نهادن این اصول باشد. نمود این امر را در سخنرانی اوباما می‌توان مشاهده کرد. وی در سخنان خود ادعا کرد «جمهوری اسلامی باید در حوزه هسته‌ای اقدام عملی صورت دهد که در ادبیات گفتاری غرب کنار نهادن تمام فعالیت‌های هسته‌ای برابر با تضمین عینی به صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای است. وی همچنین تأکید می‌کند ایران باید بداند که حمایت از سوریه پیامدهای سنگینی دارد که همان اصل لزوم دوری ایران از مقاومت است و در نهایت وی ادعا می‌کند حل مسئله ایران و رژیم صهیونیستی تأثیر مثبت بر حل مسائل خاورمیانه دارد که همان ادعای لزوم عدم دشمنی ایران با دشمن اول جهان اسلام یعنی صهیونیست‌ها است. باوجود تمام فضاسازی‌های صورت گرفته از سوی آمریکا و متحدانش، مواضع هیئت ایرانی در سازمان ملل برگرفته از همان اصول نظام و انقلاب اسلامی بود که در ادبیاتی دیپلماتیک و قابل توجه مطرح گردید و تأکید رئیس‌جمهور بر قابل مذاکره نبودن مسئله حقوق هسته‌ای ملت ایران و نیز واکنش صریح وی و ظریف، وزیر امور خارجه در برابر ادعاهای ضد ایرانی مقامات آمریکایی‌ نشانگر توهم بودن خواست غرب برای پیوند زدن میان مذاکره، با اصول انقلاب اسلامی است. با توجه به شکست سنگین غرب در این حوزه می‌توان گفت که آمریکایی‌ها با تغییر لحن خود از ادبیات گفت‌وگو به ادبیات گذشته تهدید و تحریم به‌دنبال پنهان‌سازی شکست خود در برابر ایران در سازمان ملل بوده‌ و تلاش دارند تا با هوچی‌گری این حقیقت را که اصول ارزشی جمهوری اسلامی تغییرناپذیر است در حاشیه قرار داده و مانع از افشای شکست خود برای وادار ساختن ایران به کنار نهادن ارزش‌ها و اصول انقلابی شوند. 
2) نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت نوع واکنش جهانی به عملکردها و مواضع جمهوری اسلامی و کشورهای غربی در سازمان ملل است. جهانیان اذعان دارند که جمهوری اسلامی شاخصه‌ها و مولفه‌های عملی برای تعامل با جهان در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی ، امنیت بین‌الملل و... را در نشست سازمان ملل ارائه کرد حال آنکه غرب گفتمان جدیدی ارائه نکرده و صرفاً کلمات قدیمی را در بسته‌های جدید ارائه کرده است. چنانکه حتی آنها از جمله اوباما در سخنرانی‌هایش در سازمان ملل به تکرار مواضع خصمانه در برابر ایران پرداختند به‌گونه‌ای که بسیاری از محافل رسانه‌ای و سیاسی جهان تأکید داشتند که غرب کلام جدیدی در قبال ایران نداشته است در حالی که جمهوری اسلامی مولفه‌های عملی را در سازمان ملل ارائه کرد. جهانیان بر صداقت رفتاری ایران و بی‌صداقتی غرب تأکید کردند. اکنون غرب با جنجال‌سازی و تکرار خصومت علیه ایران تلاش می‌کند تا شکست بی‌منطقی خود در برابر منطق ایران در سازمان ملل را پنهان سازد تا از یک رسوایی دیگر جلوگیری کند. 
3) نکته مهم دیگر واکنش برخی کشورهای عربی، غربی و صهیونیست‌ها به سیاست‌ها ادعایی تعامل غرب با ایران است. چنانکه ذکر شد صهیونیست‌ها از جمله نتانیاهو تلاش کردند تا فضای سنگین را علیه ایران در سازمان ملل مطرح سازند که نهایت آن را در گفت‌وگوی وی با اوباما می‌توان مشاهده کرد.
پیش از هر چیز این اصل باید مورد توجه باشد که خشم صهیونیست‌ها و برخی کشورهای عربی از رویکرد تعاملی غرب با ایران نیست و ادعاهای رسانه‌ای در این عرصه صرفاً یک فضاسازی حاشیه‌ای است؛ خشم آنها از این است که چرا غرب از روی ناتوانی و ضعف در قبال ایران قرار گرفته به‌گونه‌ای که جهانیان از دست برتر ایران در مذاکرات سخن می‌گویند. آنها از رویکرد غرب به ایران به دنبال تخریب و تضعیف ایران بوده‌اند در حالی که نرمش قهرمانانه جمهوری اسلامی و نیز ظرفیت‌های عظیم ایران در حوزه‌های مختلف غرب را وادار به سیاست تعاملی کرده است که نشانگر جایگاه جهانی ایران است که خشم صهیونیست‌ها و برخی کشورهای عربی را به همراه داشته است. 
با این وجود نوع رفتار آمریکایی‌ها نشان می‌دهد که آنها به‌دنبال یارگیری در صحنه جهانی از میان صهیونیست‌ها، کشورهای عربی و غربی برای نمایش ادعای چند صدایی در مخالفت با ایران هستند تا به گمان خود اصل هزینه‌تراشی برای ایران را اجرا کنند. نکته مهم آنکه غربی‌ها تلاش می‌کنند تا با القای لزوم ایجاد شرایط برای مقابله آنها با کشورهای عربی و صهیونیست‌ها، از یک‌سو خواستار امتیازات بیشتری از ایران گردند تا به‌اصطلاح جبران‌کننده هزینه‌های آنها در تقابل با کشورهای عربی و صهیونیست‌ها باشد. از سوی دیگر با ادعای لزوم جلب رضایت و رفع دغدغه‌های سران عرب و صهیونیست‌ها خواستار افزایش فشارهای جهانی به ایران می‌گردند. 
به عبارتی دیگر غرب به‌ویژه آمریکا نقش مثبت این نمایش را بر عهده می‌گیرد و صهیونیست‌ها و اعراب نیز نقش منفی را در حالی که هدف نهایی هر دو طیف اعمال فشار بیشتر بر ایران و سوق دادن آن به اجرای خواسته‌های آنها است که در نهایت بر سه اصل کنار نهادن فعالیت‌های هسته‌ای، دوری ایران از محور مقاومت و عدم تقابل با صهیونیست‌ها تأکید دارد. اصولی که هدف نهایی آن نیز خلع سلاح و منزوی ساختن ایران در منطقه و جهان است تا در نهایت طرح تسلیم شدن ملت ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب اجرایی گردد. 
4) بر هم زدن فضای داخلی ایران: بررسی رفتاری غرب نشان می‌دهد که آنها از هر ابزاری برای اجرای رویای متزلزل ساختن وحدت ملی میان مردم و نظام اسلامی و دور ساختن ایران از مبانی اصلی و سوق به حاشیه‌ها بهره می‌گیرند. در شرایط کنونی نیز آمریکایی‌ها با هوچی‌گری‌های گسترده با محوریت تکرار خصومت و تهدید برآنند تا چنان القا سازند که دیپلماسی ایران در سازمان ملل و تعامل با جهان با شکست همراه شده است تا در لوای آن از یک‌سو فضای سیاسی درون ایران را ملتهب ساخته و به نوعی انرژی کشور را به سمت تقابل به جای تعامل برای رسیدن به آرمان‌ها و حل مسائل داخلی کشور هدایت کنند و از سوی دیگر با غبارآلود ساختن فضای داخلی با محوریت موافقان و مخالفان آنچه در نشست سازمان ملل و تعامل ایران با غرب روی داده، ملت ایران و نظام اسلامی را از اصلی‌ترین شاخصه یعنی حماسه اقتصادی که برگ برنده ایران در برابر غرب است دور سازند. غرب که با حماسه سیاسی ملت ایران شکستی سخت را متحمل شده سعی دارد تا مانع از اجرای حماسه اقتصادی شود که تکمیل‌کننده حماسه سیاسی است. نکته مهم آنکه آنها با گرفتارسازی ایران در حوزه داخلی به‌دنبال دوری آن از نقش‌آفرینی در عرصه جهانی هستند تا مانع از حضور فعال ایران در تحولاتی مانند سوریه و حتی تعامل ایران با جامعه جهانی شوند. غرب در نهایت برآن است تا ایران را از مولفه‌های قدرت در حوزه‌های داخلی، منطقه‌ای و جهانی تهی ساخته تا در مذاکرات هسته‌ای آینده و حتی ژنو 2 درباره سوریه به باج‌خواهی از ایران بپردازد. 
نتیجه‌گیری
در جمع‌بندی نهایی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت که تغییر لحن مقامات آمریکایی و تلاش آنها برای تکرار این مواضع از سوی صهیونیست‌ها، کشورهای عربی و احتمالاً برخی کشورهای غربی بیانگر بی‌صداقتی و بی منطقی آنها در قبال جمهوری اسلامی است که برگرفته از ادبیات سلطه‌طلبانه و غیر منطقی غرب است. در این میان دو اصل مورد توجه است. نخست آنکه تغییر لحن آمریکایی‌ها برگرفته از لابی صهیونیستی و از جمله سران رژیم صهیونیستی است که در این صورت آمریکا تا زمانی که خود را از بند صهیونیست‌ها رها نکرده و به استقلال گفتاری در عمل دست نیافته است، نمی‌تواند ادعای تعامل با ایران را داشته باشد، از این‌رو انتظار غرب مبنی بر لزوم اقدام عملی از سوی ایران امری واهی است چراکه غرب اصلی‌ترین مولفه یعنی قدرت تصمیم‌گیری مستقل را ندارد و صرفاً سخنگوی اصلی‌ترین دشمن ملت ایران یعنی صهیونیست‌ها است و در این شرایط مسلماً جمهوری اسلامی حاضر به مذاکره با غرب نخواهد بود. دوم آنکه رفتارهای مقامات آمریکایی نشانگر بی‌صداقتی آنها است که عملاً مولفه‌ای به نام مذاکره را ابطال می سازد. جمهوری اسلامی همواره تأکید دارد که اصل اول مذاکره منطق عملی و رفتاری است که جمهوری اسلامی همواره به آن پایبند بوده و غرب فاقد چنین منطقی بوده است. اکنون نیز پیش زمینه مذاکره از جمله در عرصه هسته‌ای اثبات صداقت رفتاری غرب از جمله آمریکا است. آنها ابتدا باید صداقت خود را در عمل به ملت ایران اثبات کنند و سپس درخواست مذاکره حتی در حوزه هسته‌ای را داشته باشند. اکنون توپ در زمین غرب است و اصل اول آن نیز گام عملی برای نشان دادن صداقت رفتاری است که پایان رسمی خصومت‌ورزی علیه ملت ایران، پذیرش تمام حقوق هسته‌ای و جهانی ملت ایران، لغو تمام تحریم‌ها و عذرخواهی از ملت بزرگ ایران به دلیل سال‌ها خصومت و دشمنی تنها گام‌های اولیه برای نشان دادن صداقت رفتاری غرب است که پس از تحقق این امر می‌توانند سخن از زمینه سازی برای مذاکره از جمله در حوزه هسته‌ای را مطرح سازند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات