صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۸:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۶۴۱۰۳
واکاوی توافقنامه ژنو۳

باید توافقنامه را در خدمت منافع ملی درآورد

رضا گرمابدری - اشاره حدود یک دهه پیش با جوسازی‌های استکبار علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، این موضوع به چالشی بین‌المللی و حوزه جدید رویارویی انقلاب اسلامی ایران با استکبار تبدیل شد. زیاده‌خواهی‌های استکبار از یک‌سو و اصرار ملت ایران بر برخورداری از حقوق مسلم هسته‌ای از سوی دیگر همواره مانع بزرگ توافق در مذاکرات متعددی بود که طی این مدت طولانی در چارچوب برنامه‌های مختلف بین دو طرف انجام گرفت. این کشمکش در مسیر طولانی طی شده هفته گذشته برای اولین‌بار در ایستگاه ژنو 3 با توقفی کوتاه و موقت و با امضای توافقنامه‌ای بین ایران و گروه 1+5 اندکی آرام گرفت. ساعاتی از خبر امضای توافقنامه نگذشته بود که اظهارات متفاوت دو طرف درباره توافقنامه آغاز شد. در پی این اظهارات گمانه‌زنی‌های کارشناسی و رسانه‌ای هم به میدان آمد و بر ابهامات موجود افزود تا نوبت به انتشار متن توافقنامه رسید. با انتشار متن توافقنامه بازار طرح دیدگاه‌های متعارض و متناقض گرم شد. با جهانی شدن این مباحث و پیوستن رسانه‌ها و تحلیلگران داخلی و ضدانقلاب‌های خارج‌نشین به این بحث، فهم درست موضوع با مشکل و پیچیدگی مواجه شد و این در حالی بود که برای مردم و مسئولان ایرانی فهم درست و دقیق آنچه واقع شده بود اهمیت ویژه و سرنوشت‌سازی داشت. سایه انگیزه‌های سیاسی بر سر برخی از اظهارنظرها و وانمایی‌ها و تحلیل‌ها و سیاه و سفید دیدن مسئله اجازه نمی‌داد آنچه که واقع شده به وضوح دیده شود و این برای افکار عمومی و مسئولان خطرساز بود و پس از گذشت چند روز از امضا و انتشار متن توافقنامه‌ به نظر می‌رسد این وضعیت همچنان ادامه دارد و لازم است این موضوع با دقت تمام و صادقانه ارزیابی و بررسی شود تا با آشکار شدن حقایقش امکان بهره‌برداری و مدیریت آن بیشتر فراهم آید. از این رو نوشتار حاضر در پی آن است تا با بررسی مسائل کلی و اساسی سه دوره گذشته، حال و آینده موضوع هسته‌ای به اختصار به ارزیابی این موضوع بپردازد. از بین سه وضعیت گذشته، حال و آینده، وضعیت حال مهم‌تر به نظر می‌رسد؛ از این رو این محور بیشتر پردازش شده است.

بررسی وضعیت گذشته

بیش از یک دهه پیش با جاسوسی منافقین و طرح ادعاهای واهی، موضوع فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران از حالت عادی که برای اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در نظر گرفته شده بود خارج شد و با جوسازی‌هایی که صهیونیست‌ها و استکبار انجام دادند حساسیت‌ها درباره آن افزایش یافت. علت این قضیه را باید در دو نکته مهم جست‌وجو کرد: 
1ـ خطر انقلاب اسلامی برای صهیونیسم و استکبار؛ از یک منظر یکی از کارکردهای فراجغرافیایی و فرادینی انقلاب اسلامی ایران آگاهی‌بخشی جهانی بوده است. انقلاب اسلامی با ارائه گفتمان ناب اسلامی و آگاه‌ ساختن افکار جهانی به مفاهیم الهی و حقوق تضییع شده آنها و پرده‌برداری از چهره خبیث و پلید صهیونیسم و استکبار و معرفی آنها به عنوان عوامل اصلی بدبختی ملت‌های تحت ستم، تهدید بزرگی را متوجه آنها ساخت. صهیونیسم و استکبار با شناختی که از نفوذ و قدرت انقلاب اسلامی داشتند و می‌دانستند توان جذب افکار جهانی را دارد با احساس خطر جدی تصمیم گرفتند با مقابله با آن نابودش کنند. زنجیره توطئه‌های نابودگرانه علیه انقلاب به نتیجه نرسید و در روند مخالف موجب محبوبیت و قدرت بیشتر انقلاب اسلامی ایران شد؛ از این رو صهیونیسم و استکبار راه دیگری را برگزیدند تا بخش زیادی از جهان را با ایران درگیر کنند. با به خدمت گرفتن منافقین خائن و طرح ادعاهای واهی آنها این برنامه را اجرا کردند.
2ـ خطر برخورداری ایران از توانمندی هسته‌ای برای صهیونیسم و استکبار؛ زمانی که صهیونیست‌ها و استکبار درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران حساس شدند و دریافتند که ایران مسیر رشد در این عرصه بسیار مهم و ارزشمند را که از مهم‌ترین سکوهای پیشرفت ملت‌ها در قرن 21 است، پیش‌رو دارد، احساس خطر جدیدی به آنها دست داد؛ اینکه حضور ایران در این عرصه و یافتن راه اصلی و موفقیت به‌زودی ایران را به نقطه‌ای از پیشرفت هسته‌ای می‌رساند که بیش از پیش موجب تقویت ارکان انقلاب اسلامی و ریشه‌دارتر شدن تهدید علیه صهیونیسم و استکبار می‌شود. شاید در آن زمان آنچه که آنها را بیش از هر چیز دیگر نگران می‌کرد، حرکت ایران به سمت ساخت بمب هسته‌ای بود و با اینکه بعدها با گزارش‌های متعدد آژانس به این نتیجه رسیدند که ایران برنامه‌ای برای ساخت بمب هسته‌ای ندارد؛ اما با نگرانی که از پیشرفت‌های پی‌درپی ایران در عرصه فعالیت‌های هسته‌ای داشتند و آنها را تهدید جدی می‌دیدند، از بهانه ساخت بمب هسته‌ای علیه ایران استفاده کردند تا با بسیج جهانی انقلاب اسلامی ایران را زمین زنند. با چنین برنامه‌ای حدود ده سال گفت‌وگوهای هسته‌ای با ایران را در دوره‌های مختلف مدیریت کردند و در چند مرحله با نقض پیمان، پرونده هسته‌ای ایران را از آژانس به شورای امنیت منتقل و شش قطعنامه علیه ایران صادر کردند که چهارتای آن تحریم علیه ایران را در پی داشت. موضع ثابت و مقاومت تحسین‌‌برانگیز نظام اسلامی در برابر تمامی فشارها و توطئه‌های استکبار و نیز اعتماد به نفس و حرکت پیشروانه در مسیر هسته‌ای و برخی رخدادها در میدان دشمن، زمینه‌ساز توافق ژنو3 شد.
بررسی وضعیت حال
بررسی وضعیت حال باید براساس متن توافقنامه انجام گیرد، اما پیش از آن لازم است به یک نکته مهم که به این دور از مذاکرات و تنظیم و امضای موافقتنامه منجر شد، پرداخته شود: 
بررسی وضعیت دو سوی مذاکره بیانگر آن است که هر دو طرف براساس نیاز به این مذاکره و توافق روی‌آورده‌اند؛ اما نیازهای دو طرف متفاوت است و در یک سطح نیست.
الف ـ نیاز استکبار
1ـ برگزیدن دیپلماسی؛ اوباما با چهره‌ای برخوردار از عقلانیت و درک خواسته‌های شهروندان آمریکایی و فهم نارضایتی آنها از اقدامات نظامی‌گرایانه که زندگی عادی مردم آمریکا را زیرفشار قرار داد وارد کاخ سفید شد و از آنجایی که تا پیش از وی یکی از ارکان تحرک سیاست خارجی آمریکا استفاده افراطی از برگ نظامی‌گری بود، وی نتوانست در سیاست خارجی از خود چهره موفقی عرضه کند و به همین سبب به وی زیاد انتقاد می‌شد. اوباما به سبب فضای تبلیغاتی حاکم بر زمان انتخابات آمریکا ابتدا تشخیص داد و بعد مجبور شد از بین دو گزینه جنگ و دیپلماسی در سیاست خارجی، گزینه دیپلماسی را برگزیند و به آن پایبند باشد. زیرا هم منطبق و در راستای شعار انتخاباتی وی بود و هم از جنگی که پرهزینه و دارای پایانی نامعلوم باشد به شدت گریزان بود.
2ـ ناتوانی اروپا از ادامه‌ همراهی با آمریکا؛ ناهمگون بودن کشورهای عضو اتحادیه اروپا از حیث توانایی اقتصادی و اختلافات و رقابت‌های مختلف و نیز بحران اقتصادی که چند سالی است گریبان‌ این اتحادیه را گرفته، سبب تحلیل رفتن توان آنها در همراهی با آمریکا برای ادامه تحریم علیه ایران شده است. شواهد ظاهری این ادعا آنچنان گویا و پرسروصدا است که برای اثبات آن به سرک کشیدن پشت‌پرده آنها نیاز نیست. این اواخر می‌شد فهمید که کشورهای اروپایی به سبب رودربایستی با آمریکا و تحت فشار آن تحریم علیه ایران را ادامه می‌دهند؛ اگر غیر از این بود فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه یکی دو روز پس از امضای توافقنامه ژنو 3 اعلام نمی‌کرد اتحادیه اروپا به زودی به بخشی از تحریم‌های ایران پایان می‌دهد. اگر اروپایی‌ها با نارضایتی که کاملاً مشهود بود به تحریم‌ها ادامه می‌دادند؛ برای اساس تحریم‌ها خطرناک بود؛ زیرا معنای این نارضایتی این بود که آنها رفته‌رفته به راه‌هایی می‌اندیشیدند که ظاهر تحریم‌ها را حفظ کند، اما به شکل پنهانی آنها را دور زند.
3ـ جلوگیری از شتاب پیشرفت فناوری ایران؛ طی چند سال گذشته و به‌ویژه در پنج سال گذشته ایران در پاسخ به تحریم‌های غیرقانونی و ظالمانه شورای امنیت که با فشار استکبار علیه ایران تصویب می‌شد با هوشمندی تمام و با اتکا به توان و انگیزه دانشمندان هسته‌ای به فعالیت‌هایش شتاب قابل ‌تحسینی بخشید تا آنجا که این شتاب اصلی‌ترین دغدغه‌ استکبار و به احتمال زیاد اصلی‌ترین عامل سوق دادن آن برای گفت‌وگوهای جدید بود. یقیناً باید گفت در تقابل تحریم‌ با شتاب فعالیت هسته‌ای ایران، پیروز قطعی شتاب فعالیت‌ هسته‌ای ایران بود و مردم ایران با پایداری و رفتاری صبورانه در برابر پیامدهای تحریم‌ها این فرصت طلایی را برای مدیران و دانشمندان هسته‌ای فراهم کردند تا آنها نیز با استفاده احسن از آن و توسعه فعالیت‌های هسته‌ای حس اوج نیاز روی‌ آوردن استکبار به ایران را در نزد آمریکا به وجود آورند و آمریکا ناچار شد، مشتاقانه از مذاکرات استقبال کند. 
ب ـ نیاز ایران
1ـ سرعت بخشیدن به عمران، آبادانی و پیشرفت؛ نگاه منطقی و مرحله‌ای ایران به سیر حکومتی، رسیدن به تمدن اسلامی است. با توجه به رویکردهای گفتمان انقلاب اسلامی، ملت‌هایی هم که به این انقلاب و گفتمان دل بسته‌اند نیز همین انتظار را دارند و سند چشم‌انداز هم نشانه‌های همین نگاه را در خود دارد که در زمان لازم این نشانه‌ها بیشتر و برجسته‌تر خواهد شد. ان‌شاء‌الله. به اعتقاد نظام اسلامی زمان در این سیر اهمیت ویژه‌ای دارد و چنانچه در زمان کمتر به اهداف میانی دست‌یافته شود ارزش موفقیت نهایی بیشتر است؛ چرا که با تأثیرگذاری بیشتر و زودتر بر ملت‌های دیگر زمان سبک‌تر شدن فشارها بر آنها کوتاه‌ترمی‌شود.
2ـ رفاه بیشتر و معیشت آسان‌تر برای مردم؛ یکی از اهداف مهم نظامی اسلامی و تعهداتش به مردم ایجاد رفاه بیشتر و آسان‌تر کردن امور معیشت آنان است که دشمنی‌های استکبار با نظام اسلامی و مردم حامی آن در چند سال گذشته و تقریباً در تمام دوران پس از انقلاب اجازه نداد تا نظام آنگونه که در نظر دارد و شایسته مردم ایران است رفاه و معیشت لازم را برای آنها فراهم کند. ایمان مردم به انقلاب و تعهدشان برای حفظ دستاوردهای آن و مقابله با هر دشمنی که این دستاوردها را برنمی‌تابد و نیز مناعت‌طبعی که ناشی از عرق دینی و ملی آنها است، سبب شده تا آنها با تحمل همه رنج‌ها و مشقات و کمبودها، سرافرازانه پای انقلاب بایستند و در واقع همین ایستادگی غیرتمندانه کمر استکبار را شکست و تحریم‌ها را بی‌اعتبار کرد و استکبار را واداشت که برخلاف میل ذاتی و استکباری‌اش با نرمشی فریبکارانه به نشستن در پشت میز مذاکره بیندیشد.
همانگونه که در آغاز این بخش اشاره شده اگر چه هر دو طرف بر اساس نیاز به مذاکره روی آوردند، اما نیازها متفاوت است و با مروری بر آنچه گفته شد مشخص است نیاز آمریکا به مذاکره بسیار بیش از نیاز ایران بود. شاید این توافقنامه تا حدودی نیاز داخلی افکار عمومی دو طرف را تأمین کند که بیشتر خودش را در شکل آرامش نسبی به وجود آمده نشان می‌دهد.
یکی از موضوعات بسیار بحث‌برانگیز پس از امضای توافقنامه، وضعیت «غنی‌سازی» است که طرف ایرانی اعلام کرده و اصرار دارد در توافقنامه صراحتاً به «حق غنی‌سازی» ایران اذعان شده و طرف غربی آن را نفی می‌کند. در توافقنامه در این باره آمده است: «این راه‌حل جامع متضمن یک برنامه غنی‌سازی با تعریف مشترک و محدودیت‌های عملی و اقدامات شفاف‌ساز به منظور تضمین ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای می‌باشد.» در ذیل عنوان «عناصر گام نهایی راه‌حل جامع» نیز اینگونه به آن اشاره شده است: «متضمن یک برنامه غنی‌سازی باشد که توسط طرفین تعریف می‌گردد، برنامه‌ای که شاخصه‌های آن با موافقت طرفین و منطبق با نیازهای عملی، با محدودیت‌های مورد توافق درخصوص دامنه و سطح فعالیت‌های غنی‌سازی، ظرفیت غنی‌سازی، محل‌هایی که در آن غنی‌سازی انجام می‌شود و ذخایر اورانیوم غنی شده برای دوره زمانی که مورد توافق قرار گیرد، تعیین می‌گردد.» به غیر از این دو مورد در یک جای دیگر هم این مسئله در ضمن عبارت «پیمان منع گسترش» یعنی معاهده ان‌پی‌تی ذکر شده است که از مجموع آنها نمی‌توان نتیجه گرفت آنها در این توافقنامه صراحتاً به «حق‌غنی‌سازی» ایران اذعان کرده‌اند. برداشت‌های متضاد مسئولان آمریکایی و ایرانی از این موضوع مؤید همین نکته است. یعنی برای بیان این حق از عبارات تفسیرپذیر استفاده شده که بحث‌های احتمالی آینده نیز بیشتر بر آن متمرکز خواهد بود. در سایر موارد هم توازن دقیقی بین داده‌ها و ستاده‌ها وجود ندارد. یعنی از لحاظ کمی نمی‌توان گفت درآمد 5/7 میلیارد دلاری از رفع تحریم فروش ناچیز نفت، پتروشیمی، طلا و فلزات گرانبها و صنعت خودرو، در ازای تعطیلی غنی‌سازی 20 درصد و تبدیل تمام مواد 20 درصد غنی‌سازی شده و راکد نگه‌داشت وضعیت آب سنگین اراک و گسترش ندادن تأسیسات هسته‌ای و... معامله و توافق سودآوری برای ایران است. اما در این میان وجود سه نکته در فرایند مذاکرات و توافق اهمیت دارد: 1ـ بازگشت‌‌پذیر بودن توافق 2ـ تزلزل در ارکان تحریم 3ـ آشکار شدن اهمیت شتاب دادن به پیشرفت هسته‌ای ایران. اگر چه این سه نکته در محاسبات کمی دیده نمی‌شود، اما می‌توان گفت ارزش آن از تمام امتیازهای کمی به مراتب بیشتر است زیرا نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در فرجام مسئله دارد که نباید از آن غافل شد.
بررسی وضعیت آینده
در حال حاضر با وجود انتقادهایی که به این توافق وجود دارد باید آن را توافقی انجام گرفته دانست که در هر صورت به نام نظام ثبت شده و از نکات فرصت‌ساز و قابل استفاده‌ای هم که به آن اشاره شد برخوردار است و باید برای مراحل بعد، از آن بهره‌برداری کرد. کار دقیق بر روی سه نکته بیش گفته و حفظ بی‌اعتمادی کامل به دشمن و اعتماد به پشتیبانی مردم در تحمل هر وضعیتی برای رسیدن به حقوق هسته‌ای و شناسایی ضعف‌های توافقنامه و رفع آن در گفت‌وگوهای مقدماتی برای اجرایی کردن توافقنامه و چینش عناصر بحث در قالبی که حقوق ایران را تأمین کند و مدیریت هوشمندانه تمامی آنچه که گفته شد، می‌تواند وضعیت جدیدی را به نفع جمهوری اسلامی ایران رقم بزند. ان‌شاء‌الله. در باره کلیت این بحث ناگفته‌هایی نیز وجود دارد که در صورت لزوم در وقتش به آن پرداخته می‌شود. ان‌شاء‌الله. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات