
پایگاه بصیرت؛ گروه بین الملل: "فرانسوا اولاند" رئیس جمهور و "لوران فابیوس" وزیر امور خارجه فرانسه هر دو به نمادهای شکست و عقب گرد پاریس در عرصه سیاست خارجی تبدیل شده اند. از سال ۲۰۱۲، یعنی از زمان راهیابی اولاند به کاخ الیزه عملا شاهد حلول روح عقلانیت و منطق در سیاست خارجی فرانسه نبوده ایم. البته این روند منفی و معکوس در دوران حضور نیکولا سارکوزی در کاخ الیزه نیز به چشم می خورد. با این حال از زمان حضور سوسیالیست های افراطی چنین روندی تقویت شده است. اساسا یکی از اصلی ترین دلایل شکست سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲، نارضایتی شهروندان فرانسوی از تصمیم گیری های شتابزده رئیس جمهور سابق خود در حوزه روابط بین الملل بوده است. شهروندان فرانسوی، مخصوصا دو قشر معلمان و کارگران که نقش عمده ای در پیروزی سوسیالیست ها در آخرین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده در کشورشان داشتند، امیدوار بودند اولاند با اتخاذ مواضعی عاقلانه و موثر در حوزه های داخلی و بین المللی مانع از استمرار وضعیت آشفته حاکم در دوران سارکوزی شود. با این حال اولاند با اتخاذ سیاست های نادرست و تنش زا این آشفتگی و هرج و مرج را تقویت کرده است.
بحران های مزمن در سیاست خارجی فرانسه
هم اکنون در حوزه داخلی فرانسه شاهد بروز انواع بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هستیم. افشای رسوایی اخلاقی اخیر اولاند نیز منجر به تشدید نارضایتی عمومی از وی شده است. بر اساس آخرین نظرسنجی صورت گرفته، اولاند لقب منفورترین رئیس جمهور تاریخ فرانسه را به خود اختصاص داده است. این خود برای سوسیالیست های فرانسه یک فاجعه محسوب می شود. "لوران فابیوس"، وزیر امور خارجه فرانسه را می توان پیام آور شکست پاریس در عرصه سیاست خارجی و روابط بین الملل دانست. فابیوس بارها به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر لزوم احیای جایگاه فرانسه به عنوان یک "قدرت جهانی" تاکید کرده است. برخی مخالفت های فرانسه با مواضع آمریکا نیز دقیقا از همین نگاه نشات می گیرد. فرانسه اساسا یکجانبه گرایی آمریکا در نظام بین الملل را نمی پذیرد و در مقابل، به "تکثیر قدرت ها" و "بازیگران سلطه گر" در جهان معتقد است. به عبارت بهتر، مخالفت فرانسوی ها با یکجانبه گرایی آمریکا نه به دلیل مخالفت با سلطه گری و اعمال زور، بلکه به دلیل تمرکز قدرت در دست یک کشور است.
واقعیت امر این است که پس از خروج ژاک شیراک از کاخ الیزه، عقلانیت سیاسی و محاسبهگری خردمندانه دیگر نمود چندانی در تصمیم گیری های مهم و تعیین کننده وزارت امور خارجه فرانسه و کاخ الیزه نداشته است. در دوران ریاست جمهوری سارکوزی شاهد بودیم که وی بابت حضور برنارد کوشنر در وزارت امور خارجه هزینه های سیاسی زیادی پرداخت کرد. درست در همان دوران بود که «فرانسه» به جای تاثیرگذاری مستقیم در مسائل و بحرانهای پیش روی اتحادیه اروپا، به تابعی از تصمیم گیریهای آلمان در قبال بحران یورو و دیگر موارد مشابه تبدیل شد. همین مسئله به پاشنه آشیل سارکوزی و راستگرایان میانه در انتخابات سال 2012 تبدیل شد. در دوران حضور فرانسوا اولاند و حزب سوسیالیست، پاریس همچنان در محاسبه واقعیات پیرامونی خود ناشیانه عمل می کند. اعلام همراهی اولاند با اوباما در حمله احتمالی به سوریه نه تنها منجر به تقویت موقعیت فراآتلانتیکی پاریس نشد، بلکه شکست سختی را در حوزه سیاست خارجی برای فرانسوی ها رقم زد.
بسیاری از تحلیلگران مسائل بین الملل معتقدند که در برهه فعلی بهتر است افرادی مانند شیراک و دوویلپن دست به کار شده و پروسه بازگشت عقلانیت سیاسی به پاریس را بازتعریف و هدایت کنند. کارشکنی اخیر فابیوس در مذاکرات ژنو، وجهه بین المللی پاریس را نزد افکار عمومی جهان مخدوش کرده است. بدون شک در صورت ادامه روند فعلی، فرانسه به جای «بازیگر واسطه گر»، به «بازیگر مخرب» عرصه های دیپلماتیک و سیاسی تبدیل خواهد شد.
تقویت توهم بناپارتیسم در کاخ الیزه
به نظر می رسد توهم بناپارتیسم در کاخ الیزه تا حدود زیادی افزایش یافته است. مقامات فرانسوی در مواجهه با بحران های مزمن اقتصادی در اروپا نیز همین خطای محاسباتی و عقلانی را مرتکب شده اند. به عبارت بهتر، اولاند و فابیوس قدرت محاسبه وزن واقعی بحران ها و حوادث پیرامونی خود را از دست داده اند. اعلام همراهی فرانسه با آمریکا در حمله علیه سوریه ( که در نهایت نیز صورت نگرفت) نشان از فقدان درک مقامات فرانسوی از واقعیات جاری در خاورمیانه و جهان دارد. در جریان مذاکرات هسته ای ایران و فرانسه نیز کارشکنی های لوران فابیوس در مذاکرات به سوژه ای قابل تامل برای رسانه ها و تحلیلگران مسائل بین الملل تبدیل شد. اکثر تحلیلگران بر این باور هستند که اقدام فابیوس در بر هم زدن توافقات ژنو ( در دور دوم مذاکرات دولت جدید و اعضای ۱+۵) نوعی خودزنی سیاسی محسوب می شود. حتی پس از امضای توافقنامه ژنو «لوران فابیوس نسبت به امکان حصول توافق نهایی در مورد برنامه هستهای ایران، ابراز تردید کرده است.
فابیوس به روزنامه «والاستریتژورنال» گفته است بعید میداند ایران در مرحله بعد مذاکرات بپذیرد توان هستهای خود را به حدی پایین بیاورد که به هیچوجه امکان حرکت به سمت سلاح هستهای وجود نداشته باشد. فابیوس که این مرحله 6 ماهه را فاز اول خوانده میگوید لازم است که این مرحله «صادقانه اجراشود».
فرانسویها در طول مذاکرات هستهای پیش از توافق موقت نیز مواضع بسیار تندی اتخاذ کردند. «فرانسوااولاند» رئیس جمهور فرانسه نیز در حالیکه مذاکرات در جریان بود، ضمن سفر به فلسطین اشغالی، بر تعهد خود به امنیت و منافع اسرائیل تاکیدکرد. در هر حال کارشکنی های بی پایان فرانسه در مسیر مذاکرات هسته ای همچنان ادامه دارد. البته در این میان نمی توان تاثیرپذیری فرانسه از صهیونیست ها را نیز نادیده انگاشت. فرانسه که به شدت از تحقق شکست های پی در پی خود در نظام بین الملل، مخصوصا در قبال مسئله سوریه احساس سرخوردگی می کند، سعی دارد به منفورترین و نامشروع ترین رژیم جهان یعنی رژیم اشغالگر قدس پناه ببرد. این در حالیست که کشورهای آمریکا،انگلیس و آلمان نیز هر یک به نوعی نسبت به تل آویو احساس مسئولیت می کنند. با این حال فرانسوی ها در این رقابت سرتاسر باخت گوی سبقت را از شرکای غربی خود بوده اند.
وزیر امور خارجه فرانسه در سومین دور مذاکرات هسته ای میان دولت جدید ایران و اعضای ۱+۵ نیز در حالی پا به محل مذاکرات هستهای گذاشت که همگان وی و کاخ الیزه را مسئول اصلی شکست در مذاکرات قبلی ژنو میدانستند. گویا فرانسوا اولاند و مقامات کاخ الیزه این بار به فابیوس تفهیم کرده بودند که ژنو محلی برای بروز توهمات ناپلئونی و محل مذاکرات نیز سالن آمفیتئاتری جهت برگزاری مراسم یادبود مارشال دو گل نیست! فابیوس این بار کاملا ساکت بود! او نه از «بد بودن توافقنامه» سخن گفت و نه از «وجوداختلافات اساسی با ایران»! در چنین شرایطی وزیر امورخارجه فرانسه ناچار شد برای نخستین بار سر کلاس دیپلماسی دست به سینه بنشیند تا بیشتر از این وجهه کاخ الیزه را در اروپا و نظام بینالملل نابود نکند.
خشم فابیوس از ناکامی پاریس در سوریه
لوران فابیوس نمی تواند خشم خود را از ناکامی سیاست های کشورش در سوریه کتمان کند. واقعیت امر این است که پاریس هزینه استراتژیک و سیاسی زیادی در سوریه نسبت به آلمان و انگلیس متحمل شده است و دربرهه فعلی نمی تواند خود را صرفا قطعه ای از یک پازل بزرگ قلمداد کند. در جریان تهدیدات آمریکا مبنی بر حمله نظامی به سوریه، دولت فرانسوا اولاند علیرغم مخالفت عمومی شهروندان فرانسوی با مشارکت در این اقدام نظامی موافقت کرد. این در حالی بود که لندن و برلین هر یک به بهانه ای از حضور در این بازی از پیش باخته اجتناب کردند. در نهایت زمانی که واشنگتن از حمله به سوریه عقب نشینی کرد، پاریس بدترین هزینه سیاسی را در این خصوص متحمل شد و نام کاخ الیزه به عنوان اصلی ترین کانون جنگ طلبی در اروپا ثبت و ضبط شد.
اظهارات اخیر وزیر امور خارجه فرانسه در خصوص برگزاری کنفرانس ژنو 2 در نوع خود قابل تامل است. لوران فابیوس در سخنانی درباره اوضاع سوریه و کنفرانس ژنو 2 از حصول نتیجه در این کنفرانس ابراز بدبینی کرده است:
" دست یافتن به نتیجه در کنفرانس ژنو بسیار دشوار است. به این صورت که هر یک از دو طرف اصلی ماجرا در تضاد کامل با یکدیگر هستند.آقای بشار اسد می گوید نمایندگان خود را به ژنو اعزام خواهد کرد. اما اگر صادق باشیم آیا واقعاً تصور می کنید که نمایندگان آقای بشار اسد درباره شیوه هایی که موجب شود وی همه قدرت خود را از دست بدهد وارد مذاکره می شوند؟از سوی دیگر مخالفان میانه رو هم با مشکل مواجه خواهند بود. ما به عنوان کشور فرانسه در کنفرانس ژنو 2 به گونه ای عمل خواهیم کرد که حداکثر تلاش خود را برای حصول نتیجه صورت دهیم، اما خودم شخصاً به حصول نتیجه بدبین هستم."
از سوی دیگر، مخالفت صریح و علنی فرانسوی ها با حضور ایران در کنفرانس ژنو ۲ به خوبی نشان داد که پاریس اساسا در تشریح صورت مسئله بحران سوریه نیز ناتوان مانده است. کنفرانس ژنو 2 در حالی برگزار می شود که حکومت و ارتش سوریه با دستانی پرتر نسبت به معارضین و گروه های تروریستی در صحنه مذاکرات حاضر خواهند شد. پیروزی های ارتش سوریه در "القصیر" و "القلمون" در مقابل تشدید نزاع مسلحانه میان ارتش آزاد و داعش سبب شده است تا حکومت سوریه در موضعی برتر نسبت به مخالفان خود قرار گیرد. در حالی که دمشق آماده است مرگ تروریسم را در کشور خود جشن بگیرد، واشنگتن و متحدان غربی و عربی آن، خود را بازنده قماری بزرگ و بلند مدت در دمشق می بینند. این در حالیاست که موقعیت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها کشور حامی سوریه در منطقه تحکیم شده است.
نتیجه گیری
فابیوس با چشمانی بسته و درونی پرآشوب تحولات بین الملل را رصد می کند. وزیر امور خارجه فرانسه پس از شکست در مانور نظامی علیه سوریه و تحقق انزوای پاریس در اروپا و کاهش محبوبیت دولت اولاند در نظرسنجی ها، به دنبال محلی برای فریاد عقده های فروخورده خود است. بدیهی است که ادامه چنین رویکردی منجر به عقب گرد و انزوای فرانسوی ها در نظام بین الملل خواهد شد؛ انزوایی که اولاند و فابیوس نقش به سزایی در تحقق و عینیت یافتن آن خواهند داشت و در آینده باید بابت چنین مسئله ای به ملت خود پاسخگو باشند.
رسیدن محبوبیت اولاند به زیر ۲۰ درصد در آخرین نظرسنجی های صورت گرفته در فرانسه به خوبی نشان از مسیر خطایی است که پاریس در نظام بین الملل در پیش گرفته است. تاکنون اولاند و فابیوس نه تنها اقدامی در راستای اصلاح مسیر نادرست خود صورت نداده اند، بلکه بر ادامه آن اصرار می ورزند. در چنین شرایطی پیش بینی شکست سوسیالیست های پر ادعا در فرانسه در انتخابات ریاست جمهوری آتی بسیار آسان خواهد بود!/