9. نصب توصیفی فقها از جانب معصومین
فـقهاى جامعالشرایط و ولىفقیه نصب توصیفى دارند، یعنى اوصافش را ائمه معصومین(ع) بیان فرمودند (با ویژگیهایی چون فقاهت، عدالت، مدیریت و...) آن وقت خبرگان مصداق را تعیین مىکنند.(۱)
برای نمونه امام عسکرى(ع) فرموده است:
فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا جَمِیعَهُمْ ...(۲)
.. هر کس از فقیهان که نفس خود را پاس دارد و دین خود را حفظ کند و به مخالفت با هواهاى خویش برخیزد و فرمان خداى را اطاعت کند، بر عوام است که از او تقلید کنند و اینچنین کس نخواهد بود، مگر بعضى از فقیهان شیعه نه همه آنان.»(۳)
امام خمینی (ره) که فقیهی ژرفاندیش بود با بررسی مجموعه روایات وارده، ویژگیهای زیر را برای ولیفقیه لازم میشمرد:
1ـ علم به قوانین الهی؛ یعنی در استنباط احکام الهی بهویژه در مباحث سیاسی اجتماعی متخصص و مجتهد باشد.
2ـ عدالت؛ عادت به تقوا داشته باشد؛ ترک گناه و انجام واجبات با وجود او آمیخته شده باشد. گناه کبیره نکند و بر گناه صغیره اصرار نورزد. دنیاطلب نباشد و حتی یک دروغ نگوید.
3ـ کفایت و صلاحیت؛ توانایی تشخیص مصلحت جامعه؛ توانایی تشخیص افراد صالح از ناصالح؛ دارای بینش صحیح حکومتی و قدرت تصمیمگیری؛ داشتن هوش و زیرکی لازم برای اداره یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیر اسلامی؛ مدیر و مدبر بوده، عقل سیاسی داشته باشد.(۴)
آیا مؤتلفه به نصب تنصیصی فقیه توسط ائمه معصومین(علیهمالسلام) اعتقاد دارد؟ در اینباره، مرکز مطالعات مؤتلفه چنین نوشته است:
«در زمان غیبت حضرت مهدی(عج) ما را به حال خود رها نفرمودهاند بلکه ما را به فقها و اسلامشناسان عادل و باتقوا سپرده و سفارشات اکیدی در اینباره کردهاند. حضرت مهدی (عج) با خط مبارک خود پیامی نوشتهاند که در آن سفارش شده بود: در حوادث و شدائد زندگی به علما و دانشمندان که علوم ما را نقل میکنند مراجعه کنید زیرا من آنها را به عنوان حجت در میان شما قرار دادم و خودم حجت خدا هستم.»(وسائل الشیعه، ج18، باب11)(۵)
بر اساس نوشته فوق، در زمان غیبت حضرت ولیعصر (عج)، امور مردم به دست فقهایی سپرده شده است که راوی علوم اهلبیت(ع) بوده، عادل و باتقوا باشند تا در تمام حوادث طبق قانون خدا حکم کنند.
آقای بادامچیان این صفات را برای یک روزنامهنگار خارجی اینگونه شرح داده است: این حق جامعه است که یک فقیه در رأس جامعه باشد. فقیه به معنی یک حقوقدان، اندیشمند و یک عمیقنگر است که در رأس جامعه قرار گیرد. رابطه این فقیه با مردم نیز نباید شاهانه باشد، بلکه باید ولایی باشد. ولی یعنی دوست صمیمی، رشددهنده به طرف اهداف. مثل حضرت امام و نیز معتقدیم که این فقیه، باید عادل هم باشد و عادل کسی است که به حقوق دیگران تجاوز نمیکند.(۶)
10ـ ولایت مطلقه فقیه
همانطور که به ولایت مطلقه امام معصوم(ع) اعتقاد داریم، باید به ولایت مـطـلقـه فـقـیـه اعتقاد داشته باشیم. حضرت امام در کتاب البیع مىفرمایند: فقیه عـادل در مـورد حـکـومت و سیاست داراى همه آن اختیاراتى است که پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصوم(علیهمالسلام) داشتند.(۷)
درباره محدودة اختیارات حکومت اسلامی سه نظریه وجود دارد؛
1. دیدگاه حداقلی: فتوا، قضاوت و امور حِسبیه (اموری که خدا راضی به زمین ماندن آنها نیست)؛
2. دیدگاه حداکثری در چارچوب احکام فرعی شرع؛
3. دیدگاه حداکثری فراتر از احکام فرعی شرع؛ در این دیدگاه که مورد نظر امام خمینی(ره) است، حکومت اسلامی ولایت مطلقه دارد، یعنی تمامی اختیارات معصومین(ع) را در امر حکومت دارد مگر مواردی که خاص معصوم(ع) تصریح شده باشد. ضمناًً حکومت اسلامی حق دارد بنابر مصلحت اسلام و مسلمین برخی احکام فرعی شرع را موقتاًً تعطیل کند.(۸)
نگاه امام خمینی(ره) درباره سطح اختیارت ولی فقیه در این سخن بهخوبی روشن شده است:
«حکومت، که شعبهاى از ولایت مطلقه رسولالله(صلىالله علیه وآله وسلم) است، یکى از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتى نماز و روزه و حج است.»(۹)
مؤتلفه اعتقاد راسخی به ولایت مطلقه فقیه دارد. مرکز مطالعات مؤتلفه مینویسد:
«اسلام قوانینی دارد که... اجرای آن را تنها بهدست فقهای عادل و اسلامشناسان باتقوا سپرده تا در تمام حوادث طبق قانون خدا حکم کنند و بر مردم اطاعت از آن فقها را همچون اطاعت از امام معصوم و رسول گرامی واجب دانسته است.»(۱۰)
از سخن بالا چنین فهمیده میشود که اختیارات حکومتی ولیفقیه با امام معصوم(ع) و رسولالله(ص) یکسان است؛ زیرا اطاعت از هر دو را یکسان دانسته است. چنین فهمی نشانگر آن است که ولایت مطلقه فقیه مراد است. زیرا از جمله بهترین معانی ولایت مطلقه یکی این است که اختیارات حکومتی ولیفقیه با امام معصوم و رسولالله(ص) یکسان است. آقای بادامچیان میگوید: «ما برای اداره کشورمان مکتب اسلام را برگزیدهایم و در این مکتب، خط ولایت مطلقه فقیه محوریت و سنگ بنای اصلی کار است.»(۱۱)
مؤتلفه اعتقاد به نصب الهی ولایتفقیه دارد. به تعبیر مرحوم آقای عسگراولادی، دبیر کل سابق مؤتلفه: «ولایت فقیه یک منصب الهی است.»(۱۲) مؤتلفه، علاوه بر اعتقاد به نصب الهی فقیه، نظریاتی مانند «نظارت فقیه» و یا «وکالت فقیه» را مردود میشمارد. مرحوم عسگراولادی میگوید: «مؤتلفه، ولایت مطلقه فقیه عادل را در سامان اسلامیت واقعی نظام مؤثر میداند و معتقد است «نظارت فقیه» یا «وکالت فقیه» بازگشت به قرون گذشتهای است که آن ولایتها را خفیف و مسلمانان را ضعیف میسازد.»(۱۳)
درباره اینکه ولیفقیه باید خواست مردم را پیگیری کند یا خواست خدا را، میشود به این دیدگاه استناد کرد. مرحوم عسگراولادی درباره چگونگی تحزب در اسلام معتقد بود: «در زمان رسول مکرم اسلام، تحزب به معنای عرفی در آن زمان وجود داشت. چند حزب بودند. اینها در اطراف پیغمبر فعالیت میکردند، میاندیشیدند و به پیغمبر پیشنهاد میکردند. پیغمبر تا آنجا که وحی نیامده بود، روی این مشورتها و پیشنهادها و رأی و بیعت حرکت میکرد. آنجایی که وحی میآمد همه باید تابع [وحی] میشدند.»(۱۴)
با توجه به الگو بودن رفتارهای رسولالله(ص) برای مؤتلفه میتوان چنین نتیجه گرفت که از نظر مؤتلفه حرکت ولیفقیه بر اساس مشورتهای مردمی تا آنجاست که دستور قاطع دین در کار نباشد وگرنه حکم خدا بر هر چیز دیگری برتر است.
گفتنی است خانم فاطمه رهبر، عضو مرکزیت مؤتلفه و نیز عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی، درباره عدم پیگیری برخی طرحهای مجلس ششم درخصوص حمایت از زنان مانند برابری دیه زن و مرد، برابری ارث و سپردن حضانت کودکان به مادر گفت: «در فراکسیون زنان برخی طرحهای مجلس ششم را پیگیری کردیم، اما بسیاری از این طرحها مانند مواردی که نام برده شده مغایر با احکام دینی ماست.» فاطمه رهبر در گفتوگو با عصر ایران افزود: «این احکام ثانویه ما هستند که آنها از حیطه اختیارات مجلس خارج است و توسط حاکم شرع باید تصمیمگیری شود.»(۱۵)
گفتنی است یک پایگاه اینترنتی ضد انقلاب، ضمن فحاشیها و اتهامهای بسیار، از روی طعن، واقعیتی را درباره مؤتلفه بیان کرده است: «آنها[مؤتلفه] امروز پیگیرترین مدافع ولایت مطلقه فقیه هستند.»(۱۶)
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.