دکتر یدالله جوانی
بررسی ادبیات دولتمردان آمریکا در قبال جمهوریاسلامی در یک دهه گذشته، نشان میدهد یک عبارت در سخنان آنان بیش از حد تکرار شده و میشود. آن عبارت چنین است: «همه گزینهها بر روی میز است.» بعضاً این عبارت هم جایگزین میشود که: «هیچ گزینهای از روی میز حذف نشده است.» تکرار این جملات و جملات مشابه و هممعنا از سوی مقامات آمریکا توجه و تأمل در این مفاهیم را ضروری میکند. بنابراین موضوع این یادداشت، پاسخ به این پرسش است: «معنای قرار داشتن همهگزینهها بر روی میز چیست؟»
در پاسخ به این پرسش باید گفت، این نوع سخن گفتن آمریکاییها، مرتبط با راهبرد فشار ـ مذاکره، در قبال جمهوریاسلامی ایران است. آمریکاییها بر این تصور هستند که با وارد ساختن فشار بر جمهوری اسلامی، میتوانند ایران را تسلیم خواستههای خود کنند. بنابراین منظور از تمامی گزینهها، تمامی ابزارهای اعمال فشار بر جمهوریاسلامی است. اما آنچه در ابتدا به ذهنها متبادر میشود، تهدیدات نظامی آمریکاییها است.
در واقع افکارعمومی در خارج از ایران و در داخل ایران، در ابتدا این تصور را پیدا میکند که مقامات آمریکایی از طریق این جمله و با این نوع ادبیات، ایران را به صورت غیرمستقیم به استفاده از ابزار نظامی تهدید میکنند، اما واقعیت آن است که هم آمریکاییها میدانند با توجه به قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی در حوزه دفاعی، اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی به ضرر آنان خواهد بود و هم مقامات ایران بر این امر واقف هستند که به دلیل قدرت دفاعی کشور، نباید تحتتأثیر عملیات روانی آمریکاییها قرار گرفت و در موضوع هستهای یا دیگر مسائل که آمریکاییها بر مبنای خلق و خوی استکباری مطرح میکنند، عقبنشینی کرد و تسلیم خواست آنان شد.
با توجه به نکته مذکور، میتوان دریافت که کمرنگترین گزینه روی میز آمریکاییها، همین گزینه نظامی است. آمریکاییها با توجه به شکستهای سنگین نظامی در یک دهه اخیر، بهویژه در دو کشور افغانستان و عراق، شهامت ورود به یک جنگ گسترده دیگر را ندارند. آنچه سبب شد آمریکاییها از دست زدن به یک اقدام نظامی محدود علیه سوریه انصراف دهند، نگرانی آنان از گسترش جنگ در منطقه و گرفتار شدن در باتلاقی دیگر بود. به طریق اولی، هر نوع جنگ علیه جمهوری اسلامی، از سوی آمریکا یا رژیم صهیونیستی، به صورت مستقل یا مشترک متجاوزان را در کل منطقه و غرب آسیا دچار مشکل خواهد کرد و پیامدهای نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی چنین تجاوزی، برای آنان قابل پیشبینی نیست.
آمریکاییها تاکنون هر نوع اقدامی را که درخصوص جمهوری اسلامی توانستهاند انجام دهند، انجام دادهاند. اگر آنان اقدامی را تا بهحال انجام ندادهاند، در توان آنها نبوده است. بنابراین گر چه عبارت تمامی گزینهها شامل گزینه نظامی هم میشود، لکن آمریکاییها بیشتر بر روی کلمه «همه» یا «تمامی» بیشتر تمرکز دارند تا برروی «کلمه» نظامی، به عبارتی، آمریکاییها میخواهند بگویند ما در مقابل جمهوری اسلامی، برای ضربه زدن و فشار آوردن، هر کاری از دستمان بر آید، انجام خواهیم داد. بر همین اساس است که پشت هر نوع توطئه علیه ملت ایران و جمهوری اسلامی، نقش آمریکاییها برجستگی دارد. آمریکاییها در موضوع تحریمهای اقتصادی، تهاجم فرهنگی و جنگنرم، فتنهانگیزی در ایران، اخلالهای امنیتی از طریق گروهکهای تروریستی مثل پژاک در شمال غرب، جندالشیطان و جیشالعدل در جنوب شرق، ترور دانشمندان هستهای در داخل ایران بهشدت فعال هستند.
در پروژههای اسلامهراسی و اسلامستیزی، شیعههراسی و شیعهستیزی، ایرانهراسی و ایرانستیزی، به راهانداختن جنگهای فرقهای و مذهبی، فشار بر روی محور مقاومت و...، در راستای تضعیف موقعیت منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی نقش اصلی را عهدهدار هستند. حال سوال این است آیا نسبت به چنین شیطانی که با استفاده از هر شیوه و روشی برای ضربهزدن به اسلام، شیعه، جمهوری اسلامی و ملت ایران استفاده میکند و تمامی امکانات خود را در این راستا بسیج کرده، میتوان اعتماد کرد. به هر حال آمریکا همچنان شیطان بزرگ است و دشمنی او با ملت ایران ادامه دارد. در این شرایط فقط و فقط با هوشیاری، مقاومت و ایستادگی میتوان عزت ملت و استقلال کشور را حفظ کرد و به پیشرفت. برای حل مشکلات اقتصادی، باید بدانیم خداوند متعال گرهگشایی از مشکلات ما در این حوزه را، در دستان دشمنان قرار نداده و باید بر روی راههای دیگر با تکیه برتواناییهای داخلی تمرکز کنیم.