قاسم غفوری
سران غرب یک واژه مشترک را مطرح میسازند و آن اینکه، امنیت رژیم صهیونیستی برای آنها اصل اول است. باراک اوباما و اولاند روسایجمهور آمریکا و فرانسه در کنار کامرون، نخستوزیر انگلیس و مرکل، صدر اعظم آلمان از جمله افرادی هستند که امنیت صهیونیستها را محور اول اهداف خود عنوان میدارند. برای نمونه دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس در نشست صهیونیستها میگوید: «دشمن اسرائیل، دشمن انگلیس است و لندن از هیچ اقدامی برای خدمت به دوستان اسرائیلیاش فروگذار نیست.»
مواضع سران غرب مبنی بر تلاش مطلق برای تأمین امنیت صهیونیستها این سوال را مطرح میسازد و آن اینکه در حالی که صهیونیستها با چالشهای داخلی و خارجی زیادی مواجه هستند، غربیها چه امتیازاتی را برای صهیونیستها در نظر گرفتهاند که تأمینکننده امنیت این رژیم باشد؟
حمایتهای نظامی گسترده و نیز سوق دادن مذاکرات سازش تشکیلات خودگردان با صهیونیستها به سمت خواستههای امنیتی و اقتصادی صهیونیستها بهویژه استمرار طرح اختلافافکنی میان فلسطینیها برای جلوگیری از آغاز انتفاضه جدید از جمله سیاستهای ساختاری و زیربنایی غرب برای طرح امنیت صهیونیستها است.
در کنار این شاخصهها، غربیها رویکردهای دیگری را نیز در دستور کار دارند که از آن جمله عبارتند از:
الف) مذاکرات سازش کشورهای عربی با صهیونیستها در حالی همچنان ادامه دارد که در طرح جدید آمریکا، مسائل سیاسی در حاشیه قرار دارد و الگوهای جایگزین برای آن تعریف شده است.
محورهای اقتصادی بخشی از این روابط است، چنانکه منابع خبری از همگرایی اقتصادی قطر، بحرین و امارات به صهیونیستها و اجرای پروژه خط آهن سرزمینهای اشغالی به اردن و از آنجا به امارات خبر دادهاند که در نهایت سناریوی سازش اقتصادی را محقق میسازد.
بخش مهم دیگری که در روند سازش مطرح است، رویکردهای امنیتی است. در سال 2009 هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه دور اول ریاستجمهوری اوباما در نشست شرق آسیا اعلام کرد آمریکا به دنبال چتر امنیتی برای تلآویو با حضور کشورهای منطقه است. در سال 1387 وزیر امور خارجه بحرین نیز طرحی با محوریت همگرایی اعراب خلیجفارس، رژیم صهیونیستی و ترکیه برای امنیت منطقه اعلام داشت. بررسی کارنامه تحولات اخیر منطقه نشان میدهد که آمریکا در حال اجرای پروژه مذکور در قبال منطقه است بهگونهای که ائتلاف عربی، ترکی و صهیونیستی را با ادعای امنیت منطقه به راه انداخته است که نمود آن را در جنگ علیه سوریه میتوان مشاهده کرد.
نکته قابل توجه در این عرصه، رویکردهای اخیر عربستان به رژیم صهیونیستی در حوزه امنیتی است. منابع خبری فاش کردند عربستان و تلآویو در چارچوب مقابله با مقاومت، طرحهای متعددی را در دستور کار دارند. جالب توجه آنکه محافل رسانهای غربی و صهیونیستی برای ایجاد شکاف میان ایران و عربستان، همگرایی ریاض به تلآویو برای برهم زدن مذاکرات ایران و گروه 1+5 را فاش کردند که نشانهای دیگر از طرح آمریکا برای پیوند زدن امنیت عربی به روابط و سازش با صهیونیستها است.
ب) محور دیگری که این روزها غرب برای طرح امنیت صهیونیستها در پیش گرفته، پیوند زدن مذاکرات هستهای جمهوری اسلامی ایران با گروه 1+5 به امنیت منطقه و در نهایت، پیوند زدن آن به امنیت رژیم صهیونیستی است. بهعبارتی دیگر، آنها چنان القا میسازند که مذاکرات هستهای با ایران نه در چارچوب فنی و حتی سیاسی، بلکه برگرفته از مسائل امنیتی برای منطقه و جهان است. در حالی که غرب به عنوان ناجی صلح وارد مذاکرات شده است. آنها برای تکمیل این پروژه در حالی که خود ادعای لزوم تأمین امنیت رژیم صهیونیستی به عنوان مولفه تأمین امنیت منطقه را در قبال مذاکرات هستهای با ایران مطرح میسازند که همزمان صهیونیستها در جنگ زرگری با غرب بر طبل نارضایتی از روند مذاکرات و توافقات غرب با ایران کوبیده و چنان عنوان میسازند که ادامه مذاکرات تهدید امنیت این رژیم است که برای مقابله با آن هر اقدامی حتی جنگ در منطقه را حق خود میدانند.
کنکاش در رفتار غرب نشان میدهد که آنها برای ماههای آینده و مذاکرات احتمالی ایران و گروه ۵+۱ دو محور را پیش روی افکار عمومی قرار میدهند. نخست آنکه، غربها حل مسئله هستهای ایران را در گرو تأمین مطالبات صهیونیستها عنوان میکنند و لزوم توجه به امنیت صهیونیستها در مذاکرات را برجسته میسازند.
دوم آنکه، غرب اجرای مطالبات صهیونیستها را برابر با تأمین امنیت در منطقه و حتی صلح جهانی بر میشمارد.
این دو مولفه زمانی بیشتر نمود پیدا میکند که رادیوی رژیم صهیونیستی چندی پیش ادعا کرده بود که اوباما و نتانیاهو توافق کردهاند در مذاکرات بعدی ایران و گروه ۵+۱ نماینده رژیم صهیونیستی نیز حضور داشته باشد تا به اصطلاح آنها، اقدامات عملی برای امنیت این رژیم صورت گیرد.
شاید ادعای رادیوی رژیم صهیونیستی ادعایی ساختگی باشد، اما میتوان آن را اقدامی تبلیغاتی در چارچوب همان دو اصل پیوند زدن مذاکرات و امنیت منطقه به امنیت رژیم صهیونیستی دانست.
غرب در حالی درصدد شکل دادن به این پیوندها است که در مطالبات صهیونیستها در باب ایران و امنیت این رژیم چند اصل مشاهده میشود. نتانیاهو نخستوزیر صهیونیستها در باب عملکرد غرب در قبال ایران میگوید: «حذف فعالیتهای هستهای و دور ساختن ایران از منطقه باید در رأس اقدامات غرب باشد.»
با توجه به این سخنان و طرح غرب مبنی بر پیوند زدن مذاکرات و امنیت منطقه به امنیت رژیم صهیونیستی میتوان گفت که غرب در آینده مذاکرات صرفاً دو هدف را پیگیری میکند؛ حذف تمام فعالیتهای هستهای ایران از جمله حق غنیسازی و به انزوا کشاندن ایران در منطقه با مولفه حذف جریان مقاومت، به عنوان بازوی توانمند ایران در معادلات منطقه.
ج) مشغولسازی کشورهای منطقه به مسائل و چالشهای داخلی و حاشیهای بخش دیگری از طرح غرب میباشد. غربیها در حالی همچنان در رسیدن به راهبردی واحد در قبال بیداری اسلامی ناکام ماندهاند که یک اصل را در دستور کار دارند و آن، ملی کردن حرکتهای مردمی است، بهگونهای که از پیوند بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی جلوگیری شود. نمود عینی این امر را در مصر، تونس، لیبی و یمن میتوان مشاهده کرد.
د) محور مهم دیگر تحرکات امنیتی غرب برای صهیونیستها مشغول داشتن ارتشهای منطقه بهویژه ارتشهای ضد صهیونیستی به مسائل امنیتی برای تضعیف آنها است. در این چارچوب «بشار الجعفری» نماینده سوریه در سازمان ملل اعلام کرد غرب و ائتلاف عربستانی و صهیونیستی با به کارگیری سلفیها طرح گرفتارسازی و در نهایت فرسودهسازی ارتشهای عراق، سوریه و لبنان را در دستور کار دارند. آنها برآنند تا منطقه را به سمتی سوق دهند که دیگر ارتشی برای مقابله با صهیونیستها وجود نداشته باشد.
در جمعبندی کلی از آنچه ذکر شد میتوان گفت که غرب پروژه امنیت صهیونیستها در رأس امور خود قرار داده است که خود سندی بر بیصداقتی غرب در قبال تحولات منطقه و راهکار سیاسی برای به اصطلاح برقراری صلح در منطقه میباشد. رفتاری که یک اصل را آشکار میسازد و آن اینکه برای مقابله با تحرکات غرب یک گزینه بیشتر باقی نمیماند و آن استمرار و تقویت مقاومت است که همواره ناکامی طرحهای غرب و دشمنان منطقه را به همراه داشته است.