علی تتماج
در حالی افکار عمومی جهان معطوف به غرب آسیا (خاورمیانه) است که شرق آسیا این روزها با زنجیرهای از چالشها همراه است. از یکسو، کشورهای منطقه برآنند تا در اوضاع بحرانی جهان توان نظامی خود را توسعه دهند و از سوی دیگر، غرب بهویژه آمریکا و ناتو نگاهی ویژه به شرق دارند و برآنند تا از فضای بحرانی و نیز دخالتهای نظامی برای تحقق این مهم بهره گیرند.
مناقشات در منطقه در حالی ادامه دارد که طرح چین برای ایجاد منطقه دفاع هوایی در نقاط مرزی بهویژه در جزایر مورد مناقشه با ژاپن به تحولی قابل تأمل در منطقه مبدل شده است. پکن با دو محور این طرح را در پیش گرفته و تلاش دارد تا حریم دفاعی و نظامی خود را از سطح زمینی و دریایی به آسمانها گسترش دهد. محور نخست؛ مقابله با تحرکات ژاپن و بیان برتری نسبی خود نسبت به این کشور است تا در قبال جزایر مورد مناقشه با دستان بازتری به خواستههای خود دست یابد. پکن تأکید دارد که ژاپن در مسیر نظامی شدن در حال حرکت است و راهکار مقابله با آن نیز، افزایش فضای دفاعی کشور است که عرصه هوایی را نیز شامل میشود.
محور دوم برای پکن در ایجاد حریم هوایی را مقابله با آمریکا تشکیل میدهد. پکن تأکید دارد که ژاپن و حتی سایر کشورهای منطقه که با چین در حوزه دریای چین دارای اختلاف میباشند به تنهایی چالش بزرگی برای این کشور و منطقه هستند و این آمریکا است که بهطور مستقیم و غیر مستقیم منطقه را به سمت هرجومرج و بحران هدایت میکند.
اکنون بخش عمدهای از تحرکات نظامی ژاپن نیز بر اساس رفتارهای آمریکا است و توکیو چندان سیاست مستقلی ندارد. بر این اساس نیز چین مقابله با تهدیدات و تحرکات آمریکا را در اولویت کاری خود دارد و طرح منطقه دفاع هوایی را نیز برای مقابله با آمریکا ایجاد کرده است. بخش عمدهای از موازنه قدرت غرب در شرق آسیا را تجهیزات و ساختارهای هوایی تشکیل میدهد، لذا چین نیز اساس رفتاری خود را بر این حوزه متمرکز کرده است. پکن تلاش دارد تا از سه مولفه هوایی، زمینی و دریایی برای تثبیت پایههای قدرت و مقابله با تهدیدات آمریکا بهره گیرد.
نقش و جایگاه آمریکا در بحران شرق زمانی آشکارتر میشود که طرح چین برای ایجاد منطقه دفاع هوایی بیش از آنکه از سوی کشورهای منطقه مورد انتقاد قرار گیرد، با واکنش آمریکا همراه شد و این کشور بر عدم پذیرش این طرح تأکید کرد.
نکته قابل توجه در تحولات شرق آسیا، سفر معاون رئیسجمهور آمریکا به منطقه است. «جو بایدن» معاون رئیسجمهور آمریکا دهم آذرماه جاری راهی شرق آسیا شد. وی در این سفر از چین، ژاپن و کره جنوبی دیدار کرد. این سفر در حالی صورت گرفت که تنشهای اخیر سیاسی ژاپن و چین برای دریای شرقی و جزایر مورد مناقشه بر آن سایه افکنده است. بسیاری از ناظران سیاسی با اشاره به این وضعیت، سفر بایدن به شرق آسیا را رویکردی سیاسی برای تقویت اقدام نظامی علیه امنیت چین میدانند.
آمریکا تلاش دارد تا شرایط را چنان چینش کند که از یکسو اتحاد خود با کشورهای ژاپن و کره جنوبی را مورد تأکید قرار دهد و از سوی دیگر با افزایش فشارها بر چین، مطالبات خود از این کشور را مطرح سازد. آمریکا در حالی براساس راهبرد سال 2025 نگاه به شرق را در اولویتکاری خود دارد که همزمان به چالش کشاندن پکن از طرحهای اصلی این کشور است. آمریکا موازنهای دو وجهی را در قبال چین در پیش گرفته است که براساس آن از حربه نظامی و تحریک ضد چینی کشورهای منطقه برای اعمال فشار بر این کشور بهره میگیرد و همزمان با رویکرد سیاسی به دنبال باجگیری از این کشور است.
از مهمترین خواستههای آمریکا از چین را تغییر تراز تجاری بهنفع واشنگتن، نادیده گرفتن تحرکات نظامی آمریکا در شرق آسیا،تعدیل روابط میان چین و روسیه، همراهی پکن با غرب در قبال کرهشمالی، ایران، سوریه و سایر تحولات جهانی تشکیل میدهد؛ موازنههایی که جو بایدن با سفر به منطقه، در پی اجرای آن بوده است، لذا ژاپن، کره جنوبی و چین را محور سفر دورهای خود قرار داد. البته آمریکا برای ملاحظات سیاسی و اقتصادی، عدم تقابل گسترده با چین را مطرح میسازد، در حالی که در همین سفر، تلاش دارد تا شرایط را برای اعمال فشار بر این کشور تشدید کند. جالب توجه آنکه، آمریکا ابتدا بحران را ایجاد کرد و سپس با ادعای ناجی صلح و ثبات، دخالت در امور منطقه را توجیه میکند؛ امری که بایدن به دنبال آن بود تا هم مداخله آمریکا در شرق را توجیه کند و هم چهرهای مثبت و صلحطلب از آمریکا برای جهانیان به نمایش گذارد.