دکتر یدالله جوانی
در روزهای اخیر کتابی روانه بازار شده که نویسنده آن از متهمان و محکومان فتنه ۸۸ است. نویسنده این کتاب از عناصر اصلی حلقه کیان بوده و عضویت در حزب منحله مشارکت را در سابقه خود دارد. این فعال فتنه از شرکتکنندگان در اجلاس برلین بود و در انتشار چندین روزنامه زنجیرهای دوران اصلاحات مانند جامعه، توس، عصر آزادگان، نشاط و نوسازی نقش محوری داشت. نویسنده در کتابش با عنوان «جامعهشناسی» مجموعهای از مطالب را بیان میدارد که هر بخش آن نیاز به نقد و بررسی عالمانه و منصفانه دارد. نقد این کتاب آن هم در فضایی که ملت ایران فتنه ۸۸ را تجربه کرده میتواند به شفافسازی هرچه بهتر پشت صحنههای کودتا و استبداد رضاخانی، کودتای ۲۸ مرداد و حرکتهای براندازانه نرم در جمهوری اسلامی کمک کند. نویسنده معتقد است در ایران چهار انقلاب وجود داشته و دارد؛ انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی، اصلاحات وانقلابی که باید منتظر بود و آن را شکل داد.
در بخشی از این کتاب آمده است: «انقلاب مشروطه به ظهور دیکتاتوری رضاشاه منجر شد، نهضت ملی نفت ایران به کودتای ۲۸ مرداد و سلطه همهجانبه ساواک منتهی شد، انقلاب عظیم اسلامی به قدرت گرفتن طرفداران تئوکراسی (حکومت دینی) راه داد و جنبش اصلاحی و مدنی دوم خرداد با ممانعت دولت پنهان و تحریم و تخلفات آشکار انتخاباتی روبهرو شد. اعتراضات جمعی پس از انتخابات خرداد ۸۸ با برخورد شدید مأموران حکومتی مواجهه شد...» انقلاب چهارم مورد نظر نویسنده، در واقع به بار نشستن اصلاحات به سبک اصلاحات آمریکایی در ایران است؛ اصلاحاتی که به زعم ایشان، طرفداران تئوکراسی (حکومت دینی) را از ساختار قدرت خارج و طرفداران سکولاریسم با شعار دموکراسی را به قدرت رساند. نویسنده با یک ترفند به ظاهر علمی و جامعهشناسی، برای تخریب چهره طرفداران حکومت دینی، پیامدهای انقلاب مشروطه، نهضت ملی نفت ایران و انقلاب اسلامی را مشابه یکدیگر و در نقطه مقابل اهداف اولیه این حرکتها ارزیابی میکند. از نظر او و دیگر نظریهپردازان اصلاحات، جنبش اصلاحی و مدنی دوم خرداد، تلاش داشت تا ایران را در مسیر اصلی دموکراسی و آزادی قرار دهد، لکن این جنبش و اصلاحات با موانعی مواجه شد و در نهایت، اعتراضات جمعی پس از انتخابات ۸۸ نیز سرکوب شد! نویسنده در این کتاب تلاش میکند تا شیوهها و روشهای به ثمر نشاندن اصلاحات در ایران را به زعم خود تبیین و تبلیغ کند. بر همین اساس، در بخشهایی از این کتاب، بر ضرورت وحدت و انسجام تمامی نیروهای مخالف، اپوزیسیون و ناراضیها تأکید و بر انجام اقداماتی چون شورش، برگزاری رفراندوم و حتی پدید آوردن یک انقلاب دیگر تأکید میشود. در نقد این مطالب گفتنیهای فراوانی وجود دارد و از آن جمله است:
۱ـ نهضت و یا انقلاب مشروطه را کدام یک از جریانهای فکری سیاسی ایران به انحراف و شکست کشاندند و نقش قدرتهای خارجی و بهویژه نقش انگلیسیها در این پروژه چگونه است؟ سهم و نقش روشنفکران غربگرا با تفکر سکولاریستی، در کودتای رضاخانی و ظهور دیکتاتوری در ایران پس از مشروطه چه میزان است؟ نقش این سکولارهای طرفدار دموکراسی و آزادی در به بالای دار رفتن شهید مشروطه یعنی شیخفضلالله نوری چیست؟ در طول دوره دیکتاتوری رضاخانی، نقش سکولارهای غربگرا در مبارزه با دین، آداب و رسوم و سنتهای ملی ایرانیان چیست؟ آیا جریان سکولار و روشنفکری بیمار غربگرا در آن سالهای استبداد و دیکتاتوری، در کنار روحانیت اصیل، حوزههای علمیه و تودههای مردم بودند و یا به تحکیمبخشی استبداد رضاخانی و نهادینهسازی نفوذ استعمار انگلیس در ایران اشتغال داشتند؟!
آقا جلاییپور نویسنده کتاب مذکور اگر میخواهند به درستی و منطبق با واقعیات، جواب این سوالات را به دست آورند، اقدامات زیر را در قالب یک پژوهش انجام داده و نتیجه آن را در قالب کتابی دیگر برای استفاده عموم منتشر کنند.
الف ـ مطالعه و بررسی نشریات و روزنامههای دوران نوسازی و اصلاحات رضاخانی در ایران مانند: روزنامههای تجدد، ترقی، تکامل، ترقی ایران، تمدن، عصر آزادی، عصر انقلاب، عصر تمدن، عصر نو، عصر نهضت، عهد آزادی، عصر دموکراسی، عهد ترقی، عهد جدید، عهد تجدد و...
ب ـ بررسی افکار و اندیشههای دستاندرکاران این نشریات و ارتباط این افراد از یک طرف با حکومت دیکتاتوری رضاخانی و از طرف دیگر با دولت استعمارگر انگلیس.
۲ـ اگر کودتای ۲۸ مرداد در ایران به بار نشست، نقش روشنفکران غربگرا و سکولار در تضعیف نقش و جایگاه آیتالله کاشانی به عنوان رهبر روحانی نهضت ملی شدن صنعت نفت چگونه است؟ رابطه این جریان در طول حکومت ۳۷ ساله استبدادی و وابسته به آمریکای محمدرضا پهلوی، با استبداد داخلی و استعمار خارجی چگونه است؟
۳ـ در انقلاب اسلامی به عنوان مردمیترین انقلاب معاصر، خواسته مردم چه بوده است. فراگیرترین شعارهای انقلاب که همه مردم بر روی آن اتفاق نظر داشتند، کدامند؟ رهبری انقلاب اسلامی، دارای چه آرمانها و اهدافی در این انقلاب بود؟ نسبت آرمانهای ملت ایران در انقلاب اسلامی با آرمانها و اهداف حضرت امام خمینی(ره) در این انقلاب چگونه است؟ ایدئولوژی این انقلاب چیست؟ رأی ۲/۹۸ درصدی مردم در همهپرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ به جمهوری اسلامی به چه معنا است؟
شهدای انقلاب اسلامی در مرحله مبارزات و پیروزی انقلاب، در دوران دفاع مقدس و در دیگر صحنههای دفاع از انقلاب، دارای چه آرمانی بودند؟ آیا با دادن پاسخ صحیح به این پرسشها میتوان گفت انقلاب اسلامی با به قدرت رسیدن طرفداران تئوکراسی(حکومت دینی) از مسیر اصلی خود خارج شده و اکنون جنبش اصلاحی و مدنی دوم خرداد درصدد است تا با انجام اصلاحات و یا انقلاب چهارم، دموکراسی را در ایران به عنوان یک گمشده و آرزوی تاریخی برقرار سازد؟! آیا دهها هزار شهید انقلاب اسلامی، برای دموکراسی، سکولاریسم و آزادی جان خود را تقدیم کردند و یا اینکه آنان برای احیای اسلام، حفظ جمهوری اسلامی و پیشرفت انقلاب اسلامی ایثار جان کردند؟ برای رسیدن به پاسخ این قبیل پرسشها خواندن وصیتنامههای شهدا کفایت میکند. آقای حمیدرضا جلاییپور که اکنون سنگ دموکراسی و سکولاریسم را به سینه میزند، حداقل وصیتنامههای سه برادر شهیدش (شهیدان محمدرضا، علیرضا و حسین جلاییپور)را بخواند و تأمل کند که برادرانش برای چه چیزی شهید شدند. آری این وصیتنامهها را بخواند و بیندیشد که در سالهای تحصیل در لندن، انگلیسیها چه بر سرش آوردهاند که امروز اینگونه شده است؟!
۴ـ و اما در مورد اصلاحات دوم خردادیها و اصلاحطلبان این دوران، گفتنیهای فراوانی وجود دارد که فقط به اختصار و در قالب چند سوال مطرح میشود، شاید در مجالی دیگر شرح و بسط داده شود.
الف ـ رابطه فکری سیاسی جریان اصلاحات، با آن جریانی که در برابر شهید مشروطه ایستاد و در نهایت، زمینههای کودتای رضاخانی را فراهم ساخت و در دوران رضاخان، شعارهای نوگرایی، تجدیدنظرطلبی و... به تحکیم پایههای دیکتاتوری رضاخان کمک کرد، چه نوع رابطهای است؟
ب ـ رابطه فکری، سیاسی جریان اصلاحات که نویسنده کتاب مذکور به آن وابستگی دارد، با جریانی که در دوران رضاخان، این دیکتاتور وابسته به انگلیس را در مبارزه علیه دین و آداب و رسوم و سنتهای ملی ایرانیان پشتیبانی فکری مینمود، چگونه است؟
ج ـ اگر در شکست و ناکامی نهضت مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت، پای بیگانه و اجنبی در کار است و خارجیها با کمک مزدوران داخلی، این دو حرکت را با شکست مواجه ساختند، در دوره دوم خرداد و به زعم نویسنده کتاب، دوره جنبش اصلاحی و مدنی، این اجانب و بیگانگان شامل، آمریکا و دولتهای اروپایی و بهویژه انگلیس، پشت سر کدام یک از دو طرف منازعه قرار داشتند؟ بیگانگان که همواره در مقابل منافع ملت قرار داشتهاند، در نزاع میان حکومت دینی و سکولارهای اصلاحطلب، از جمهوری اسلامی حمایت کردند و یا تمام قد پشت سر اصلاحطلبان بودند؟!
آقای جلاییپور برای رسیدن به پاسخ پرسش مذکور، نیاز به مطالعه و بررسی تاریخی ندارند، زیرا خودشان عضو گروه اصلاحطلب شرکتکننده در اجلاس برلین به میزبانی حزب صهیونیستی سبزهای آلمان بودند.
د ـ در فتنه ۸۸ که نویسنده معتقد است اعتراضات جمعی با سرکوب مواجه شد، باید به این پرسش پاسخ داد که چه کسانی با دروغ تقلب، در پی فریب افکار عمومی بودند؟ حماسه ۹ دی با حضور دهها میلیونی مردم به همراه شعارهای شفاف در حمایت از نظام دینی، ولایت فقیه و ابراز تنفر و انزجار از نظام سلطه و فتنهگران داخلی، از نظر جامعهشناسی چگونه تحلیل میشود؟
در پایان باید گفت؛ انتظار انقلاب چهارم، توهمی بیش نیست و خوابی است که هرگز تعبیر نمیشود. پرچم انقلاب اسلامی در دستان پرتوان ولایت فقیه است و او با پشتیبانی مردم ایران، انشاءالله روزی این پرچم را به دست صاحب اصلیاش آقا امام زمان(عج) خواهد داد. حضور هوشمندانه مردم در صحنه بهرهگیری از تجارب گذشته اجازه نخواهد داد، انقلاب اسلامی با همراه شدن سکولارهای داخلی و اجانب، به سرنوشت انقلاب مشروطه و نهضت ملی نفت دچار شود.