قاسم غفوری
لبنان به عنوان یکی از کشورهای مهم و راهبردی در غرب آسیا (خاورمیانه) با تحولات متعددی همراه است که نه تنها بر آینده این کشور، بلکه بر کل منطقه تأثیرگذار خواهد بود.
در کنار مباحثی مانند تشکیل دولت جدید به نخستوزیری «تمام سلام» و نیز جنایات گسترده گروههای تروریستی تحت حمایت برخی گروههای غربگرای ۱۴ مارس و برخی کشورهای مرتجع عربی، موفقیتهای مقاومت لبنان با محوریت حزبالله امری قابل توجه است.
بررسی کارنامه لبنان نشان میدهد که حزبالله لبنان اکنون در چندین جبهه در حال نبرد است که به اذعان جهانیان با موفقیتهای مقاومت همراه بوده، چنانکه منابع خبری از رویکرد برخی کشورهای اروپایی به حزبالله برای برقراری ثبات در لبنان و منطقه خبر دادهاند.
بخشی از جنگ حزبالله را در مقابله با گروههای تروریستی و عاملان ناآرامی در لبنان میتوان مشاهده کرد. شواهد نشان میدهد که مخالفان مقاومت با ایجاد بحرانهای امنیتی، رهبران مقاومت حزبالله را هدف قرار گرفتهاند که شهادت برخی اعضای حزبالله نیز در این چارچوب بوده است. نکته مهم آنکه دشمنان مقاومت با استفاده از گروههای تروریستی به دنبال تخریب جایگاه حزبالله میان مردم و نیز ایجاد تقابل میان ارتش و حزبالله هستند که انفجارهای خونین در مناطق شیعهنشین و تحرکات تروریستها علیه ارتش لبنان در این چارچوب است.
بسیاری تأکید دارند که کمکهای نظامی عربستان و امارات و کشورهای غربی به ارتش لبنان نیز بعد دیگری از این فتنهانگیزی است. حزبالله از یک سو به دنبال برقراری ثبات و امنیت در لبنان است که در این راه چندین شهید نیز داشته است. از سوی دیگر، برای حفظ ارتباط با ارتش و راهبرد دفاعی لبنان (ارتش، مقاومت و مردم) تلاش میکند تا مانع از تحقق فتنه دشمنان برای ایجاد جنگ داخلی در لبنان شود.
محور دیگر نبرد حزبالله را در عرصه تشکیل دولت جدید لبنان میتوان مشاهده کرد. برخی جریانهای غربگرای ۱۴ مارس و حامیان عربی و غربی آنها تلاش بسیاری کردهاند تا حزبالله و مقاومت را از حضور در دولت تمام اسلام حذف کنند، چنانکه جریان المستقبل به ریاست سعد حریری با تمام طرحهای اعلام شده برای تشکیل دولت جدید مخالفت کرده و لزوم حذف حزبالله را پیششرط خود قرار داده بود. نکته قابل توجه، مخالفت گسترده جریانهای سیاسی لبنان با این طرحها و حمایت آنها از حزبالله بوده است، چنانکه منابع خبری از عقبگرد ۱۴ مارس از شروط خود برای تشکیل دولت تمام سلام خبر دادند. حزبالله تأکید دارد که حضورش در ترکیب دولت برای مشارکت در روند سیاسی لبنان و اجرای مطالبات مردمی باشد.
محور دیگری که حزبالله و مقاومت در آن نقش فعالی دارند در حوزه مقابله با تحرکات دادگاه ترور رفیق حریری نخستوزیر فقید لبنان است. رفیق حریری ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ در بیروت در انفجاری تروریستی و مشکوک کشته شد، در حالی که جریان ۱۴ مارس و حامیان عربی و غربی آنها با بینالمللی کردن پرونده وی تلاش کردند تا از این پرونده برای دخالت در امور لبنان و سوق دادن آن به سمت منافع خود علیه حزبالله و مقاومت بهره گیرند. یکی از این طرحها، متهمسازی اعضای حزبالله بوده تا در لوای آن از یک سو جایگاه مردمی حزبالله را تخریب کنند و از سوی دیگر، طرح قرار دادن حزبالله در لیست گروههای تروریستی را توجیه کنند. آنها برای تکمیل سناریوی خود ادعا کردهاند که برخی اعضای حزبالله به صورت خودسر و بدون دستور از مقامات رده بالا اقدام به ترور حریری کردهاند تا چنان وانمود سازند که شکاف و انشعاب در حزبالله روی داده تا به زعم خود، حزبالله را درگیر چالشهای درونی کنند.
غرب که تاکنون از فتنه دادگاه حریری علیه حزبالله به نتیجه نرسیده است در تاریخ (۲۶/۱۰/۹۲) بار دیگر پرونده حریری را به جریان انداخته، در حالی که محور کاری خود را محاکمه چهار نفر از اعضای حزبالله به بهانه نقش داشتن در ترور حریری قرار داده است. جالب توجه آنکه، آنها برای ادعاهای خود هیچ سند و مدرکی نیز ارائه نکردهاند و صرفاً براساس ادعاهای ظاهری و ساخته و پرداخته شده جریان ۱۴ مارس به اقدام علیه حزبالله میپردازند.
جبهه دیگر حزبالله در سوریه و مبارزه با گروههای تروریستی است. حزبالله لبنان در چارچوب حمایت از مردم لبنان و جلوگیری از گسترش فتنه طراحی شده از سوی دشمنان برای بر هم زدن امنیت منطقه، حضور نظامی سوریه را صورت داده که آزادسازی القصیر از بند تروریستها نمودی از این حضور است. گروههای تروریستی و حامیان آنها که برابر حزبالله شکستهای سنگینی متحمل شدهاند در کنار تقویت تروریستها در حوزه نظامی، در حوزههای مختلف به دنبال فضاسازی برای خروج حزبالله از سوریه هستند، چنانکه این گروهها و حتی حامیان لبنانی آنها تأکید دارند که انفجارهای لبنان، نتیجه حضور حزبالله در سوریه است. آنها برآنند تا حزبالله را از سوریه خارج کنند تا دامنه فتنهانگیزی و بحرانسازی خود در منطقه را گسترش دهند. این در حالی است که حزبالله بارها تأکید کرده است که هرگز تسلیم این تحرکات نمیشود و اگر هزار نیرو در سوریه داشته باشد آنها را به دو هزار و اگر دو هزار نیرو داشته باشد به چهار هزار نیرو افزایش خواهد داد.
در جمعبندی کلی از آنچه ذکر شد میتوان گفت که حزبالله در کنار مبارزه با رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن اصلی مقاومت و منطقه، در جبهههای مختلف در حال نبرد است. که به اذعان جهانیان، دستاوردهای بسیاری داشته است و در کنار سایر ارکان مقاومت فاتح نهایی این تحولات خواهد بود.