علی تتماج
غرب همواره تلاش داشته تا نظم جهانی را بر اساس معیارهای خود چینش کند، چنانکه نمود آن را در معاهداتی همچون وین ۱۸۱۵، ورسای ۱۹۱۹، یالتا ۱۹۴۵ و حتی در تشکیل سازمان ملل متحد و بسیاری از معادلات بینالمللی میتوان مشاهده کرد. هر چند بسیاری از تحولات، جنبه منطقهای داشته و حتی در ساختار اروپا بوده است، اما غرب و نظام سلطه همواره این معاهدات و نشستها و حتی نهادهای بینالمللی را به مولفهای برای تقسیم منافع خود در جهان مبدل ساختهاند. مسئلهای که موجب شده تا صلحی ظاهری در جهان برقرار شود در حالی که در نهایت، به تأمین منافع و سلطهگری غرب مبدل شده است. البته باید توجه داشت که در هر مقطعی، بازیگرانی خاص در این عرصه حضور داشتهاند، چنانکه زمانی نام فرانسه، انگلیس، روسیه تزاری، پروس و اتریش به چشم میخورد و در دوران حاضر نیز نام آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان و… را میتوان مشاهده کرد.
منطقه غرب آسیا(خاورمیانه) از جمله مناطقی است که همواره مورد توجه و هجوم نظام نوین قدرتهای بزرگ بوده است که توافق «سایکس پیکو» برای تجزیه عثمانی و طرحهایی مانند تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی و نیز ادعاهای مطرح درباره خاورمیانه بزرگ و خاورمیانه جدید را میتوان در این چارچوب دانست.
در طول سه سال اخیر با آغاز بیداری اسلامی در منطقه و سقوط برخی سران عرب نظیر مبارک در مصر، بنعلی در تونس، قذافی در مصر و علی عبدالله صالح در یمن، غرب تلاش کرده تا نظم نوینی را در منطقه برقرار کند. در این میان، غرب برای حذف بیداری اسلامی و چینش نظم نوین بر اساس مولفههای خود با یک چالش مهم مواجه بوده و آن حضور جبهه مقاومت بوده است. مقاومتی با محوریت جمهوری اسلامی ایران، سوریه، حزبالله و گروههای مقاومت فلسطینی در کنار عراق و جریانهای مردمی منطقه به عنوان چالش اصلی نظم نوین غرب در منطقه مطرح بوده و هست.
بر این اساس، غرب تلاش کرد تا در حوزه نظامی و سیاسی به جریانسازی در منطقه بپردازد که در حوزه سیاسی اخوانالمسلمین را به عنوان نماد الگوی اسلام به ملتها تحمیل کرده و در حوزه نظامی نیز از گروههای تکفیری و القاعده به نام نجاتبخش مردم بهره گرفته است.
رویکرد غرب از این ساختارسازی آن بوده است که از یک سو از گرایش مردم به الگوی حقیقی اسلام یعنی مقاومت جلوگیری کند و از سوی دیگر از این گروهها بهویژه گروههای تکفیری و تروریستی برای ضربه زدن و حتی نابودی مقاومت بهره گیرد.
غرب با این فرایند و به آتش کشیدن کل منطقه تلاش کرده تا در نهایت ملتها را به یک سمت سوق دهد و آن اینکه بدون حضور غرب هیچ ثباتی برقرار نمیشود و در نهایت همگان باید پذیرنده نظم نوینی باشند که بر اساس منافع غرب چینش میشود.
هرچند که غرب تحرکات گستردهای در این حوزه صورت داده و تلاش کرده تا منطقه را گرفتار فضای بحرانی سازد، اما در نهایت در تحقق این طرح ناتوان بوده است که ریشه این ناتوانی نیز در آشکارتر شدن نقش مقاومت در تحقق ثبات در منطقه و حمایت از ملتها بوده است. در حالی که غرب و مهرههای آنها در قالب گروههای تروریستی و رژیمهای دستنشانده عربی و صهیونیستها آشکارا طرح کشتار ملتهای منطقه را اجرا میکردند مقاومت در راستای برقراری امنیت سراسری و حمایت از ملتها وارد عرصه شد. برخلاف غرب و مهرههای آن که برای نابودی منطقه هزینههای بسیاری پرداختند مقاومت در قالب جمهوری اسلامی ایران، حزبالله لبنان، سوریه، عراق و گروههای مقاومت فلسطین، از تمام ظرفیتهای خود برای حمایت از ملتها و مبارزه با عاملان فتنه بهره گرفته و در این راه شهدای بسیاری نیز داشتهاند. نکته مهم در عملکردهای مقاومت در تحولات اخیر آن است که مقاومت صرفاً معطوف به جنگ با دشمن صهیونیست نبوده، بلکه دامنه فعالیت آن به عرصه مقابله مستقیم با گروههای تروریستی و تکفیری به عنوان عاملان، جهت اجرای سیاستهای غرب نیز رسیده است. تحولات اخیر به ملتهای منطقه ثابت کرد که ادعاهای حقوق بشری و مبارزه با تروریسم غرب ادعایی واهی و فریبی برای توجیه مداخله در امور کشورها است و در اصل، گروههای تروریستی و تکفیری و رژیمهای عربی حامی آنها مهرههای آمریکا و صهیونیستها هستند، حال آنکه تنها عنصر مقابلهکننده با آنها مقاومت است؛ مقاومتی که بر خلاف غرب به دنبال تحقق آرمانها و مطالبات ملتهای منطقه است و رسالت خود را نیز حمایت از ملتهای منطقه در برابر فتنههای دشمنان قرار داده است.
بر این اساس میتوان گفت که غرب آسیا (خاورمیانه) اکنون با نظم نوینی همراه شده که برای نخستین بار غرب چینشکننده آن نیست، بلکه این مقاومت است که با تدابیر گسترده و با رویارویی با سلطهگری غرب و مهرههای تکفیری آنها، نظم نوینی را بر منطقه حاکم ساخته است که با آشکارتر شدن ماهیت ضدبشری غرب، حمایتهای ملتهای منطقه از نظم نوین بر اساس آرمانهای مقاومت رو به افزایش است، هر چند که دشمنان نیز برای مقابله با آن، هر روز فتنههای جدیدی را طراحی میکنند که تاکنون ناموفق بودهاند.