تقدس زدایی از چهره ای که «انقلاب 57 را دروغ می خواند»
اما صبح امروز عبدالجبار کاکایی دبیر جشنواره شعر فجر در مصاحبه با روزنامه شرق در واکنش به انتقادات مطرح شده از حضور «رویایی» در بخش بین الملل جشنواره، گفت: «ارزیابی ما این بود که ایشان تقریبا شاعر کمحاشیهای است و در تشکیلات سیاسی خاصی نیز عضویت نداشته و اساسا هیچگاه موضعگیری سیاسی بارزی نداشته و تنها در فضای ملتهب سال 88 مانند شاعران دیگری همچون شفیعیکدکنی و سیدعلی صالحی و شمس لنگرودی که در ایران هم هستند به وقایع 88 واکنش نشان داد حتی ایشان واسطه دعوت جشنواره از میشل دوگی، شاعر فرانسوی شد.»
کاکایی و سوابق درخشانش در فتنه88!
البته کاکایی در حالی «رویایی» را یک شاعر کم حاشیه معرفی و واکنش نشان دادن به وقایع سال 88 را یک امر عادی تلقی می کند که کارنامه خودش نیز در ماجرای فتنه 88 پاکتر از «رویایی» نیست. عبدالجبار کاکایی هرچند در گذشته از رزمندگان دفاع مقدس بود و همچنین فردی انقلابی، اما به مرور زمان وی نیز کم کم دچار دگردیسی شد و از موضع انقلابی خود برگشت. کاکایی همان کسی است که در ایام فتنه 88 نامه ی "برای پسرم که امروز بی گناه سیلی خورد" را نوشت و در آن از هیچ بی حرمتی به سربازان و مدافعان امنیت مردم کشور دریغ نکرد.
عبدالجبار کاکایی، شاعر حامی کاندیدای سبزپوش و البته شکست خورده دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در یکی از مطالب وبلاگ شخصی اش چنین می نویسد: «حس بی اعتنایی عمومی به پدیده مجعولی به نام" گفتمان انقلاب اسلامی" در بین اغلب جوان ها وجود دارد این گفتمان شبه امنیتی که به رانت سیاسی قدرت متصل است با مصادره نماد های انقلاب در سایت ها و رسانه ها، سعی دارد خود را تنها وارث ارزش های عمومی و تثبیت شده ی انقلاب اسلامی بشناساند.»
کاکایی: «گفتمان انقلاب اسلامی»، «پدیده ای مجعول» است!
قاعدتا کسی که «گفتمان انقلاب اسلامی» را «پدیده ای مجعول» می داند، می بایست در مقام حمایت از «رویایی» برآمده و او را شاعری کم حاشیه بخواند.وی در ادامه همین مطلب با توهین به جریان ارزشی حامی گفتمان ناب انقلاب اسلامی، هواخواهان این جریان را عده ای "متملق"؛ "چاپلوس"؛ "عقبگرا"؛ "رانت خوار"؛ "سرسپرده" و "تندرو" می داند و معتقد است: «رفتار های پوپو لیستی در عرصه سیاسی، ترویج فرهنگ عوامانه در عرصه هنر، تملق و چاپلوسی در برابر قدرت از ویژگی های این جریان عقب گرا ست در این گفتمان سرسپردگی سیاسی جای آزادگی را گرفته و نفرت از نخبگان هنری جامعه به خاطر نگاه غیر همسو تا جایی دامن زده می شود که با برچسب های سیاسی وام گرفته از حوزه رسانه ای قدرت ادبیات و هنر را میدان اثبات وفاداری و التزام به مشی و مسلک خود می دانند.»
کاکایی در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه شرق می گوید: «من فکر میکنم که «شترسواری دولادولا نمیشود»، وزارت ارشاد باید هزینه توسعه فرهنگی را بدهد، اگر نخواهد هزینه کند و با مماشات برخورد کند، نمیتواند هیچ مسیری را به سمت توسعه فرهنگی باز کند، توسعه فرهنگی هم منافاتی با منافع نظام ندارد، توسعه فرهنگی خروجی کرسیهای آزاداندیشی است که رهبر انقلاب مطرح کردند، آزاداندیشی به چه معناست؟»به نظر می رسد نیاز است که کاکایی تعریف خود را از «توسعه فرهنگی» بیان کند. آیا براستی باز شدن زمینه برای بازگشت افرادی که با اصل موجودیت نظام جمهوری اسلامی عناد دارند و در گذرگاه های مختلف این عناد را به تصویر کشیده اند، توسعه فرهنگی است؟
یدالله رویایی کیست؟
اما فارغ از کارنامه سیاه دبیر فعلی جشنواره شعر فجر در فتنه88، بد نیست نگاهی گذرا داشته باشیم به سابقه فردی که امروز کاکایی برای او سینه چاک می کند؛ یدالله رویایی.در میان مدعیان روشنفکری در عصر پهلوی، طیفی را میشود نشان کرد و مصادیقش را برشمرد که در شعار و پرستیژ، خود را چپ و ساختارشکن و ناراضی معرفی می کردند اما در رفتار مطیع و مدد رسان رژیم بودند و به مثابه حلقههای دام دستگاه پهلوی که در پیش پای جریان روشنفکری پهن شدهبود تا آنان را در خدمت دیکتاتوری فاسد درآورد، عمل می کردند. این طیف معاند تار و پودهای به هم تنیده، هرجا استعدادی را سراغ می گرفتند با انواع ترفندها و تطمیعها به شکار وی میپرداختند و به چرب و شیرین ثروت و قدرت آلوده می کردند تا این شکارها، بنیان های پوسیده سلطنت را سرپا نگاه دارند. یکی از این عناصر چپ نما که در خدمت دربار پهلوی ودستگاه تبلیغاتی و فرهنگ سازی آن درآمد، «یدالله رویایی» بود.پس از چندین سال خوش خدمتی رویایی به دستگاه پهلوی در تلویزیون، وی در مصاحبه با نشریه ضدانقلابی نیمروز چاپ لندن، به تخطئه انقلاب اسلامی و تشبیه آن به کودتای 28 مرداد 1332 می پردازد و می گوید: «در 28 مرداد سال 1332 به ما دروغ گفتند، در بهمن ماه سال 1357 به ما دروغ گفتند، در دوم خرداد سال 1377 (1376!) به ما دروغ گفتند و به قول کارو غیر از مامان همه به ما دروغ گفتند.»
«رویایی» پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فرانسه گریخت و به جرگه ضدانقلابیون پیوست. وی در پاریس مدرسهای به نام «بروسلت» اجاره کرد و ضمن انتشار نشریه ای به نام قلمک، مشغول تدارک سخنرانی و سمینارهای ضدانقلابی با پوشش ادبیات فارسی شد. وی از طریق این جریان ادعا می کرد انقلاب اسلامی باعث شده هویت ملی ایرانیان متزلزل شود. وی همچنین کتاب هایی تحت عناوین «لبریخته ها» (در 150 نسخه!) و «هفتاد سنگ قبر» منتشر کرد که عمدتاً عقده گشایی علیه انقلاب اسلامی ملت ایران بود. وی البته با برخی نشریات داخلی هم ارتباطاتی داشته است از جمله نشریه «دنیای سخن» سال 1368 در شماره 27 مجله «دنیای سخن» نامهای از رؤیایی درج شد.رویایی همچنین در جریان آشوبهای انتخابات سال 88 از خارج کشور از آشوبطلبان حمایت میکرد که برخی این متون به همراه فحاشی علیه رهبر کبیر انقلاب اسلامی است. وی همچنین چندین بیانیه علیه نظام اسلامی امضاء کرده است: «انسان امروز باید از انسان یازده قرن پیش بیاموزد که در برابر هو، لا گذاشت وقتی که گفت " هویتِ ما در لائیتِ ما ست" . حلاج هم که با "لا" ی خود "بالا"ی دار رفت، قربانی تروریسم ِ آیهها شد . قربانی ِ زیر پای خود، مردم کوچه و بازار، شد . جنبش سبز عالی بود دارد عامی میشود . تروریسم آیهها و آفوریسم خمینی دوباره محور و معیار میشود.
فریب و فاجعه تکرار میشود. شیعۀ ایرانی به ایرانی خیانت میکند. ما باید یاد بگیریم به آنچه به ما خیانت میکند خیانت کنیم، نه بگوئیم، و یا در آری ِخود یک نهِ پنهان پرورش دهیم . مردم کوچه و بازار ظاهری ازکوچه و بازار دارند. ما باید بتوانیم ذهن خود را به ظواهر بدهیم تا بتوانیم به آنها خیانت کنیم، تا بتوانیم از آنها عبور کنیم و آنها را پشت سر بگذاریم. همیشه رشدِ فرهنگی رشدِ خیانت بوده است ذهن ما نیز ظاهری فرهنگی دارد. باید این ظاهر را از آن ظاهر عبور دهیم . وگرنه باز لائیک ها پشت در میمانند. باز ورق یه دست اوباش میافتد. و همه چیز دوباره با گز خمینی «سبز» میماند.»وی در سالهای گذشته با تمام توان خود شعرهایش را علیه کشور تجهیز کرد، چنان چه در بخشهایی از اشعار توهین آمیزش می خوانیم:
"اما برعکس پاپ فرانسوا ، فقیه سیدعلی فتواهای (...) می دهد... فرزندان ما ، زیر تب و تعفن و بیماری درزندان های جمهوری اسلامی از خود می پرسند:آیا در بیرون همه چیزتمام شده است؟ قصاب های خمینی بر سرما آیا معامله هائی پنهان دارند؟- صبر و سکوت؟ همین؟وی در فتنه سال 88 هم نقشی فعالانه داشت؛ او برای جنبش سبز مینویسد:" جنبش سبز عالی بود دارد عامی میشود. سبز ایرانی سبز اسلامی می شود. تروریسم آیهها و آفوریسم خمینی دوباره محور و معیار میشود. فریب و فاجعه تکرار میشود. شیعۀ ایرانی به ایرانی خیانت میکند......باید این ظاهر را از آن ظاهر عبور دهیم . وگرنه باز لائیک ها پشت در میمانند. باز ورق یه دست اوباش میافتد. و همه چیز دوباره با گزِ خمینی "سبز" میماند."
با همه اینها، اما گویا شعار تغییر بر تارک جشنواره شعر فجر همچنان خود نمایی می کند.البته موضع گیری های «رویایی» به این موارد خلاصه نمی شود و او بارها و بارها در وبلاگ شخصی اش واکنش های تندی علیه نظام جمهوری اسلامی، دین مبین اسلام، رهبر ایران و ملت آن روا داشته است.
چه کسی میزبان «یدالله رویایی» در ایران است؟
علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست خبری چند روز قبل خود در واکنش به انتشار خبر دعوت از رویایی برای جشنواره شعر فجر، ضمن انتقاد از شایعات مختلف پیرامون مسائل فرهنگی کشور به وزارت ارشاد گفت: «اصحاب فکر باید تلاش کنند تا واقعیتها را ببینند. به عنوان مثال دعوت از «یدالله رویایی» یا چاپ مجدد کتابهای «صادق هدایت» و صدور مجوز چاپ کتاب «زوال کلنل» محمود دولتآبادی جزو شایعاتی است که اگر از مسئولان امر سؤال شود بهتر است. »
جنتی بعنوان متولی اصلی فرهنگ کشور در حالی دعوت از «یدالله رویایی» را شایعه می داند که عبدالجبار کاکایی در گفت و گو با روزنامه شرق مدعی است: «در مورد رویایی سخنان وزیر غلط نبود، چون دعوت از طرف ما انجام شده و ما با ایشان توافق کردهایم و گفتهایم صفحه اول پاسپورتتان را بفرستید که مراحل قانونیاش را وزارت خارجه انجام دهد. ما پاسپورت را میدهیم. وزارت خارجه هم اگر صلاح بداند، مراحل قانونی تشریفات، بلیت، ویزا و... را انجام میدهد. وزیر هم هنوز نامهای نداده است، وقتی وزارت خارجه اطلاعاتش تکمیل شد آن وقت نامه دعوت وزیر ارسال میشود و رویایی میتواند به ایران بیاید. بنابراین پاسخ وزیر، بیربط نبوده است چون پس از گذراندن مراحل قانونی نامه دعوت ایشان فرستاده میشود»
آیا جنتی تیر خلاص به مدیریت خود را شلیک می کند؟
با این وجود دو احتمال به ذهن می رسد. اول آنکه وزارت ارشاد به چنین اقداماتی موافق است و قصد دارد از طریق افرادی چون کاکایی و زیرمجموعه های خود فضای هنر را باز! کند و دوم آنکه حقیقتا آقای وزیر موافق این اقدامات نیست اما قدرت مقابله با این هجمه ها و فضای روشنفکری را ندارد که در هر دوصورت وزیر مقصر شناخته می شود و با توجه به پرونده سیاه فرهنگیِ جنتی در وزارت ارشاد می توان مدعی شد که وی با امضای دعوتنامه «رویایی» به ایران، عملا تیر خلاص را به مدیریت خود بر مسند وزارت ارشاد را شلیک خواهد کرد.همه این حواشی در عمر کوتاه وزارت ارشاد دولت تدبیر و امید در حالی است که نشان دهد نگرانی مقام معظم رهبری در باب فرهنگی بی مورد نیست. ایشان در دیدار با نمایندگام مجلس خبرگان با اشاره به اظهار نگرانی نمایندگان مجلس خبرگان از مسائل فرهنگی کشور، تأکید کردند: من هم از مسائل فرهنگی نگرانم و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان سهیم هستم. دولت محترم باید به این موضوع توجه کند و مسئولان فرهنگی نیز باید توجه داشته باشند که چه می کنند، زیرا در مسائل فرهنگی نمیتوان بی ملاحظهگی کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: مسئله فرهنگ مهم است زیرا اساس ایستادگی و حرکت نظام اسلامی، مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است. واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند زیرا همین جوانان هستند که در روز خطر، سینه سپر می کنند.کوتاه سخن آنکه شایسته است که حتی اگر جنتی نگران روابط نسبی خود نیست، به اعتقادات خود به نظام مقدس جمهوری اسلامی پایبند باشد و توجه به نگرانی های مقام معظم رهبری را در حد یک بیانیه صوری محدود نکند و با اقداماتی عملی اثبات کند که نگران نگرانی رهبر معظم انقلاب است.
مرجع : تهران پرس
باسلام جمهوری اسلامی ایران باید به دستورات قران وحضرت علی(ع)عمل کند 000 وای به حال مسولین مربوطه