علی تتماج
سال 2014 در حالی آغاز شده است که هر کدام از کشورها تلاش دارند تا در عرصه داخلی و خارجی مؤلفههای راهبردی را تدوین کنند تا در نهایت به تحقق منافع ملی آنها منجر شود. همین اصل را در سیاستهای ایالات متحده میتوان مشاهده کرد، چنانکه اوباما، رئیسجمهور آمریکا از همان هفتههای پیش از آغاز سال 2014 در کنار سخنرانی درباره اهداف آتی کشورش، در عمل نیز تحرکاتی را نشان داده است.
بررسی سیاستهای آمریکا نشان میدهد که در حوزه داخلی همچنان اصلیترین مسئله برای اوباما، مقابله با بحران اقتصادی است که در کنار تهدید ملی برای این کشور، به مؤلفهای برای قدرتنمایی جمهوریخواهان در برابر وی مبدل شده است. در حوزه بیرونی نیز در اولویت طراحی آمریکا مؤلفههایی همچون حضور فعال در معادلات سازش تشکیلات خودگردان با رژیم صهیونیستی، پرونده هستهای ایران، خروج نیروها از افغانستان در حالی که با نام برقراری صلح بهدنبال امضای توافقنامه امنیتی برای حضور بلندمدت در این کشورها است، مسئله سوریه با محوریت کسب منافع حداکثری دستکم با استمرار بحران در این کشور و تشکیل یک جریان اپوزیسیون منسجم در برابر نظام سوریه، حفظ رژیمهای عربی متحد در برابر بیداری اسلامی ملتها، ایفای نقش گسترده انتخابات مجلس عراق و... از اولویتهای آمریکا است.
در کنار این مسائل، اموری نظیر ادامه مقابله با قدرتیابی روسیه و چین، چگونگی حضور نظامی در غرب آسیا (خاورمیانه)، ادامه لشکرکشی نظامی به آفریقا، مقابله با کرهشمالی همزمان با تشکیل تحرکاتی در شرق آسیا، احیای حوزه نفوذ در آمریکای لاتین، بسته شدن پرونده اسنودن، افشاگر جاسوسیهای آمریکا از عرصه جهانی و... از اهداف و سیاستهای آمریکا در سال 2014 است.
هرچند که دولتمردان آمریکا همچون گذشته بهدنبال اجرای زنجیرهای از سیاستها و رفتارها برای مقابله با چالشها و نیز کسب منافع بیشتر در قالب نظارت تقلبی هستند؛ اما در نهایت تمام این تحرکات یک اصل مشاهده میشود و آن، اهداف شخصی باراک اوباما است.
آمریکا در آبان سال 2014 صحنه انتخابات میاندورهای کنگره است. اهمیت انتخابات از آن جهت است که در کنار تعیین بخشی از اعضای کنگره، ساختار سیاسی آمریکا را نیز مشخص میکند. برخی بر این معتقدند که حزب پیروز در این عرصه میتواند در انتخابات 2016 کاخ سفید را نیز به تصرف خود درآورد، از این رو جمهوریخواه و دموکرات تلاش دارند تا در هر وضعیتی در انتخابات میاندورهای آمریکا به پیروزی دست یابند.
نکته مهم برای اوباما در کنار اجرای اهداف انتخابات همحزبیهای دموکراتش، تأثیر این انتخابات بر دو سال آخر ریاستجمهوری وی است. مسلماً اگر جمهوریخواهان در کنگره پیروز شوند، اوباما با وضعبت دشواری مواجه خواهد شد که عملاً رویای وی برای ثبتنام خود در تاریخ آمریکا را با چالش مواجه میسازد.
از این رو وی سعی دارد تا خود را رئیسجمهوری معرفی کند که به ادعای خودش دموکراسی و دیپلماسی را بر جهان حاکم ساخته است و بر این اساس، نیازمند وضعیتی مساعد در عرصه داخلی برای تحقق این رویا است تا از این راه بتواند در انتخابات کنگره آتی، کنگرهای دموکرات تشکیل دهد.
براین اساس است که اوباما اجباراً سیاست گستردهای را در عرصه جهانی در پیش گرفته است چرا که میداند توان چالشهای اقتصادی داخلی را ندارد، از این رو با سوق دادن کشور به عرصه خارجی، با برخی دستاوردهای هر چند موقت، سعی دارد کارنامهای موفق از خود به نمایش بگذارد تا در کنار پنهانسازی ضعفهای داخلی، از این مقوله برای تحقق اهداف انتخاباتی و در نهایت رویای جاودانه ساختن نام خود بهره گیرد.
آمارها نشان میدهد که محبوبیت اوباما به زیر 40 درصد رسیده و اگر اوضاع چنین باشد، در نهایت، گزینهای جز تسلیم شدن در برابر جمهوریخواهان را ندارد، از این رو با ایجاد فضای حاشیهای و اجرای برخی سیاستهای خارجی سعی دارد تا جایگاه مردمی جدیدی را برای خود ایجاد کند. جالب توجه آنکه اوباما بهشدت طرح جلب حمایت لابی صهیونیستی را نیز در دستور کار دارد که سفرهای مکرر کری، وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه با محوریت سازش عربی ـ فلسطینی را در این چارچوب میتوان برشمرد. البته اوباما برای حفظ ظاهر و نمایش اجرای خواست مردمی مبنی بر دوری از صهیونیستها برخی اقدامات بهظاهر ضدصهیونیستی نظیر پذیرش توافقنامه ژنو میان گروه 1+5 و جمهوری اسلامی ایران را صورت میدهد، اما در نهایت در اندیشه جلب نظر صهیونیستها است که نمود آن را در افزایش بودجه حمایتی آمریکا از صهیونیستها در بودجه سال 2014 آمریکا و تحرکات منطقهای آمریکا میتوان مشاهده کرد. اوباما در رویای تبدیل شدن به رئیسجمهوری مقتدر است هر چند که کارنامه پنج سال گذشته وی ناتوانی او در تحقق این ادعا را آشکار ساخته و این رویا برای او در حال تبدیل شدن به آرزویی دستنیافتنی است.