صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۹۳ - ۰۵:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۶۵۹۹۰
حجت‌الاسلام و المسلمین ثقفی در شورای تحلیل معاونت سیاسی تشریح کرد

فرایند نقشه راه حاکمیت دین حق (بخش اول)

یدالله صانعی ـ اشاره: هنگام اوج‌گیری انقلاب اسلامی و حتی پس از پیروزی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران، بسیاری در داخل و خارج تصور درستی از انقلاب اسلامی نداشتند. همه آگاهی آنها از انقلاب اسلامی بسیار کلی و با مفهوم اداره کشور با احکام اسلامی بود و کسی از جزئیات آن مطلع نبود. به غیر از روشنگری‌های شهید مطهری در ماه‌های اول پیروزی انقلاب که با شهادت زودهنگام ایشان همراه شد، مباحث جدی و دقیقی که با توجه به جزئیات شما و نمایی از آینده انقلاب را نشان دهد، وجود نداشت. در هم ریختگی‌های ابتدای پیروزی و با فاصله اندکی پس از آن، آغاز جنگ تحمیلی، برای توجه و پرداختن به این مهم مجالی باقی نگذاشت. در هر صورت این وضعیت نامناسب ادامه داشت تا اینکه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در سال ۱۳۷۹ با ورود حساب‌شده و دقیق به این مسئله و ترسیم مراحل پنج‌گانه‌ای که با شکل‌گیری انقلاب آغاز شد و برای تحقق اهداف والای انقلاب باید تمامی آن مراحل طی شود، به این وضعیت ناپسند پایان دادند و جهت و مسیر را برای کسانی که توانایی دارند انقلاب را برای رسیدن و گذر از این مراحل یاری کنند، روشن کردند. متن حاضر سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین علی ثقفی، مسئول «مجموعه فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی» است که چندی پیش حول موضوع پیش گفته در جلسه شورای تحلیل معاونت سیاسی سپاه ایراد شد. نظر به اهمیت موضوع و ضرورت آگاهی خوانندگان محترم از این مبحث، مشروح این سخنان در دو قسمت تقدیم محضر خوانندگان فهیم و دغدغه‌مند می‌شود. ان‌شاءالله

ضرورت تعمق در هویت انقلاب اسلامی

دو بحث اصلی درباره فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی وجود دارد؛ موضوع اول نهضت انتظار است. این موضوع برای اولین بار در سال 80 در سپاه مطرح شد. موضوع دوم فرایند تحقق انقلاب اسلامی است. اگر می­خواهیم در هدایت سیاسی موفق باشیم، تلاش ما باید مبتنی بر یک مبنای محکم و اصیل باشد. اگر به وضع کنونی جامعه­مان نگاهی داشته باشیم، متوجه می‌شویم که یکی از نقص­های بزرگی که در این زمینه وجود دارد، عدم تعمق در هویت انقلاب اسلامی است. تا به حال تلاش­های زیادی برای معرفی ماهیت انقلاب اسلامی انجام شده است، هر چه ما در این زمینه جلوتر می­رویم، به دلیل اصالت این پدیده، نیازمندی به شناخت این پدیده بیشتر می­شود. انقلاب اسلامی پیش می­رود و عرصه‌­ها و میدان­‌های جدیدی را پیش ­روی خود می­بیند و چون این یک پدیده اصیل است و مبتنی بر ریشه‌­های متین و نافذ در مکتب الهی است، دائماً باید از این مکتب سیراب شود و محیط و میدان را روشن کند. این ذات انقلاب اسلامی که در محیط روشنگری می­کند، می­تواند با شناخت میدان­های مختلف که در سر راه است، شرایط خودش را به درستی بشناسد و کار را جلو ببرد.

امروز در جامعه ما جریان‌هایی هستند که از ریشه در حال ضربه زدن به انقلاب اسلامی هستند. این جریان‌ها نه در سطح سیاسی، بلکه در عمق فکری و نظری در حال مبارزه با هویت انقلاب اسلامی هستند. وقتی عمیقاً و با تحلیل نافذ به این پدیده نگاه می‌کنیم، می‌بینیم ریشه این جریان‌ها به درک بیگانه و غلط و ناقص آنها از انقلاب اسلامی می­رسد. اگر اینها انقلاب اسلامی را مدرنیت علیه مدرنیته معرفی می­کنند، اگر انقلاب اسلامی را حرکت در ریل مدرنیزاسیون درونزا معرفی می­کنند، اگرانقلاب اسلامی را با ریشه­‌های تک بعدی اقتصادی، سیاسی و... معرفی می­کنند و اگر انقلاب اسلامی را ادامه جریان عرفی‌­گرای مشروطه معرفی می­کنند، به دلیل این است که آنها ماهیت عمیق و اصلی انقلاب اسلامی را نشناخته‌اند. ریشه مشکلات ما در عرصه سیاست و فرهنگ و مسائل اجتماع به این مسئله باز می‌گردد. معمولاًً کمتر به این نوع هجوم به انقلاب توجه می‌شود؛ هجومی که باید با برخورد ایجابی یعنی معرفی عمیق انقلاب اسلامی آن را پاسخ داد. ما تهدیدات ملموس دشمن را زودتر می‌فهمیم و معمولاًً برای دفاع در مقابل اقدامات دشمن سعی می­کنیم خطوط دشمن را شناسایی کنیم، تحلیل کنیم، برای آن راهکار بیابیم و اقدام کنیم. دفاع مقدس و مقابله با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم از جمله عرصه­‌هایی است که شاهد این مدعاست. اما اینها اقدامات سلبی است که در برابر اقدامات دشمن صورت می‌گیرد. در کنار این جنبه‌های دفاعی باید به جنبه­‌های ایجابی هم بپردازیم. شناخت خطوط حرکت دشمن در تهدیدات ظاهری مهم است، ولی شناخت انقلاب اسلامی مهم­تر است، دشمن چون واقعی نگاه می­کند، بهتر از بعضی خودی­ها می­داند که امروز انقلاب اسلامی در کدام میدان دارد پیشروی می‌کند. دشمن در میدان­هایی که انقلاب اسلامی در آن در حال پیشروی است وارد شده و اگر ما ندانیم که انقلاب اسلامی در کدام مرحله است ممکن است در طراحی اقدامات‌مان تنها به اقدامات دفاعی و عکس‌­العملی بسنده کنیم. اگر اهداف ایجابی انقلاب اسلامی درست شناسایی شود، چه بسا آن حرکت ایجابی بهترین دفاع در مقابله با تهاجم دشمن باشد.

سپاه کمک‌کار اصلی فرایند تحقق اهداف

سپاه پاسداران نهادی است که از دل نیازهای انقلاب اسلامی و برای پاسخ دادن به این نیازها برآمد و در مراحل بعد متناسب با تغییر میدان‌های انقلاب خود را با نیازهای جدید تطبیق داد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 89 بحث شاکله معنوی سپاه را به‌عنوان هویت اصلی سپاه مطرح فرمودند و اینکه سپاه برخاسته از نیازهای انقلاب است و برای پاسخ به این نیازها در صحنه­های مختلف به وجود آمده است. نهادی منعطف است، همه­کاره و همه فن‌حریف است، باید خودش را با نیازهای انقلاب اسلامی منطبق کند و پیش از آن باید خود انقلاب اسلامی را بشناسد. در سال 90 هم مسئله پیش­روندگی و پیش­برندگی سپاه را مطرح فرمودند، مسئله هویت انقلابی و غیر محافظه­کارانه پاسداری از انقلاب و حرکت درونی و بیرونی سپاه را مطرح کردند. البته این هجمه­ای که به سپاه می‌شود به دلیل همین سرزندگی و موثر بودن سپاه در پاسداری از انقلاب است. سپاه باید نگاه عمیقی به انقلاب داشته باشد تا به تعبیر فرمانده معظم کل قوا بداند که از چه‌چیزی پاسداری می‌کند؛ چرا که پیوند سپاه با انقلاب اسلامی یک پیوند عمیق، مبتنی بر قانون اساسی و آموزه‌­های امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی است.

انقلاب اسلامی با پیشینه‌ای اصیل و دیرین

انقلاب اسلامی دنباله کار انبیا و رسول خدا(ص) است. ولایت فقیه شعب‌ه­ای از ولایت رسول‌الله(ص) است. ما با این بیان‌ها و ده‌ها نوع از آن آشنا هستیم. اینها اجمالاًً در صدد است نشان دهد که انقلاب اسلامی از پیشینه‌ای اصیل و ریشه‌ای عمیق برخوردار است و با پیشروی به سوی تحقق اهداف خود به آن ریشه‌ها و اصالت خود نزدیک‌تر می­شود، اما این کلمات امروز برای نسل‌های بعدی که در فضای انقلاب اسلامی تنفس نکرده‌اند، نیازمند تبیین هستند. در اینجاست یک سری خلأهای نظری و تئوریک احساس می‌شود. ما اگر انقلاب اسلامی را مبتنی بر نهضت انتظار درست تبیین کنیم، به نظر می­رسد که این ریشه‌­های فکری تحکیم پیدا خواهد کرد.

نهضت انتظار چیست؟ نهضت انتظار نهضتی دیرین است. نهضتی است که از ابتدای تاریخ بشر شروع شده است. این نهضت هدفمند است. این نهضت، نهضت انبیا، اولیا و اوصیای انبیا در انتظار حاکمیت دین حق است. نهضت انتظار، انتظار حاکمیت دین را می‌کشد. انتظار هدف نهضت را مشخص می­کند. این نهضت از سوی رهبری الهی دنبال شده، بر محور رهبری تعبیه شده از سوی خدای متعال مقدر شده است. همچنین انقطاعی در تاریخ نهضت انتظار وجود ندارد. از حضرت آدم تا الآن مقطعی در تاریخ پیدا نمی­کنیم که در جامعه بشری رهبری الهی و دینی وجود نداشته باشد. از پیامبران تا خاتم‌الانبیاء‌(ص) و بعد از آن در دوره امامان معصوم و در دوره وصایت با تعبیه یک نهاد دیگر به نام نهاد «نیابت ولایت و نیابت امام» این رهبری، پیوستگی خودش را حفظ کرده است. بنابراین وجود سلسله متصل رهبری از ابتدای تاریخ بشر تا انقلاب اسلامی یکی دیگر از خصوصیات نهضت انتظار است. این نهضت دارای نقشه راه است. این نقشه سه فصل داشته است. در فصل اول همواره این حرکت مبتنی بر «امت­سازی» بوده است. از آنجایی که ولایت مرکز جامعه و مبدأ هویت‌بخش هرجامعه است، اولین اقدام ولایت قیام برای تشکیل یک امت پیرامون خود است؛ امتی که ملازم رهبری آن زعیم باشد. سنت الهی این است که به وسیله آن امت اهداف آن ولایت پیگیری شود و تحقق پیدا کند. این امت در فصل دوم باید به تمکن برسد. تعبیر امروز این تمکن همان «دولت­‌سازی» است. سپس دولت­‌سازی و حاکمیت دین در واقع ابزاری هستند برای اینکه «حیات طیبه» در جامعه بشری محقق شود؛ عنوانی که امروز با تعبیر تمدن اسلامی ـ الهی شن��خته می­شود، اما این نقشه راه کلان، در مقام اجرا و واقعیت‌های بیرونی با موانع و اشکال‌های متفاوتی مواجه می­شود. در اینجاست که اهداف میانی مطرح می­شود تا با گذر از این موانع آن نقشه راه سه مرحله‌ای تحقق یابد. در عالم واقع اوضاع مختلفی بر این نهضت حاکم می­شود. در طول تاریخ این نهضت گاه دچار سرکوبگری شدید می‌شود، گاه به تثبیت می­رسد، گاه حکومت­ها و جریان­های حاکم به دلایلی همراهی می­کنند و زمانی پیش می‌آید که آن امت پیرامون ولی دارای قدرت اجتماعی می­شود. اینها شرایط مختلفی است که متناسب با آنها اهداف میانی انتخاب می­شود. این اهداف حفظ موجودیت شیعه در شرایط اختناق، تعمیق ریشه‌های نهضت در شرایط امنیت نسبی، توسعه نهضت در میان مردم در شرایط همراهی حکومت‌ها و قدرت‌یابی نهضت در شرایط اقبال مردم است. در این شرایط است که نهضت حالت مخفی، علمی، فرهنگی و سیاسی پیدا می‌کند.

بنابراین نهضت انتظار یک نهضت دیرین، هدفمند، پیوسته، دارای نقشه راه و برنامه‌های عینی و کارآمد و متکی بر رهبری الهی است. وقتی گذشته تاریخی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. در دوره انبیا این نهضت و حرکت را می‌توان مشاهده کرد. هدف اصلی آفرینش انسان، کمال آحاد بشری و تقرب الهی بوده است، اما بقیه محتوای دین در حوزه اجتماعی چیزی جز این آموزش‌های نهضت برای تحقق حاکمیت دین در اجتماع و ساختن جامعه و انسان­ها برای رسیدن به آن هدف نیست. با مراجعه به قرآن کریم و روایات به وضوح می‌توان این مسئله را دریافت. آیه «و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر» تابلوی تاریخ بشر است که چه بسیار پیامبرانی که جنگیده­‌اند و همراه آنها مردان الهی فراوانی برای به حاکمیت رساندن دین حق بی‌­صبری و تضرع نکردند و ضعفی از خود نشان ندادند. با مراجعه به تاریخ می­توان نهضت انتظار را از زمان انشقاق تاریخ بشری در دوره پیامبری حضرت آدم مشاهده کرد. از زمانی که جامعه بشر دو تکه شد، یک تکه جامعه مادر که حضرت آدم در آن حاکم است و جامعه را اداره می­کند و یک بخش انحرافی که از سوی قابیل تشکیل و اداره می­شود، از این زمان به بعد حرکت حضرت آدم و انبیا و اوصیا بعدی در جهت فراگیر کردن حاکمیت دین بر همه بشر متمرکز می‌گردد. این نهضت در وصایای انبیای عظام به نفر بعدی قابل مشاهده است. تمام این تعالیم برای آماده‌­سازی بشر است، تا دین حق در جوامع بشری حاکم شود. بدون استثنا تمام انبیا یا برای حاکمیت دین زمینه‌­سازی می‌کنند یا برای کسب حاکمیت اقدام می­کنند.

تعریف نهضت انتظار

نهضت انتظار در واقع تلاش دیرین رهبران الهی برای حاکمیت جامع، پایدار و فراگیر دین حق است. حاکمیت جامع، یعنی جامع ابعاد فردی و اجتماعی، جامع بعد دنیوی و اخروی بشر. این حاکمیت باید پایدار باشد. قرار نیست دست به دست بشود. نوبتی بین دولت الله و دولت ابلیس بچرخد و جابه‌جا شود. این حرکت برای تثبیت حاکمیت الهی است. امام صادق(ع) می­فرمایند: «ان الله عز و جل جعل الدین دولتین» خداوند متعال برای دین دو ظرف را مقدر کرد؛ دولت الله و دولت ابلیس. تقدیر الهی این است که دین در این دو ظرف به حرکتش ادامه پیدا بکند. آنجا که خداوند اراده فرموده که دین آشکارا عبادت بشود، ارزش­های دین در جامعه حاکم بشود، آن دولت الله است و آنجایی که دین قرار است به صورت قاچاق، به صورت پنهانی عبادت بشود، آن دولت ابلیس معادل دولت سکولار است. دولت سکولار ریشه در ابتدای آفرینش دارد. در ماجرای نزاع بین هابیل و قابیل، دو فکر وجود داشت؛ یک فکر این است که جامعه براساس وصیت حضرت آدم یعنی دستور الهی و احکام اداره بشود، این همان دولت الله است و یک فکر هم این است که می­گوید جامعه باید بر اساس هوای قابیل اداره شود و دین باید کنار رود. ریشه سکولاریسم از آنجا است و ریشه درگیری حق و باطل از آنجا شکل می­گیرد. نهضت انتظار، در انتظار حاکمیت جامع و پایدار و فراگیر است. حاکمیت دین باید پایدار بماند. این حاکمیت همچنین فراگیر است، یعنی این حاکمیت باید بر همه بشر پوشش پیدا بکند و این حاکمیت ایجاد شود. ما در عصر اوصیای پیامبر گرامی اسلام(ص) (عصر امامان معصوم) می­توانیم همین نهضت را با همین خصوصیت و ماهیت مشاهده کنیم. آنچه که حضرت آقا در سیره امامان معرفی کردند که امروز باید ترویج شود، این است که حرکت و سیره امامان ماهیت و غایت سیاسی داشته است. حضرت آقا می­فرمایند: غیر از آن شأن روحی و معنوی و فردی امامان، تمامی فعالیت­های امامان از جمله کلاس­های درس، آنجایی که دعا می­کنند و آموزش معارف الهی را می­دهند، آنجایی که با گروه­های مختلف ارتباط می­گیرند، همه آنها ماهیت سیاسی دارند. تمامی امامان برای کسب حاکمیت برنامه‌­ریزی می­کردند، منتها با توجه به شرایط مختلف شیوه‌­ها و راهبردهای مختلفی اتخاذ شده است. این هم یک مقطع از تاریخ است. مقطع آخرین اوصیای الهی که نشان می­دهد که مثل مقطع پیش، یعنی مقطع انبیا، همان ماهیت و غایت­‌مندی سیاسی د ر درون شیوه‌­ها و روش‌­ها ادامه پیدا کرده است.

استمرار نهضت انتظار در عصر غیبت

مسئله حاکمیت دین در دوره غیبت امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) نیز با همان مضمون و محتوا از سوی فقهای معظم دین پیگیری شده است. مضمون و محتوای حقیقی این حرکت را در طول یک عمر هزار ساله می‌توان مشاهده کرد. این حرکت غایت‌مند است، یعنی غایتش حاکمیت سیاسی است. ما باید این موضوع را در عصر غیبت جست‌وجو کنیم، سیره فقهایی که در نهاد نیابت امام عصر قرار داشتند، نشان می‌دهد آنها هم همان رسالت انبیا و اوصیا را عهده ­دارند. این نهضت متصل و پیوسته است. پس از عصر غیبت صغری، در عصر غیبت کبری می­توان اتصال این نهضت را مشاهده کرد. شما در این عصر از اولین رهبر جامعه شیعه که در منابع موجود است یک پیوستگی و اتصال بدون انقطاع تاریخی تا انقلاب اسلامی می‌­بینید. همان نقشه راه داشتن، یعنی سه فصل امت‌­سازی، دولت­‌سازی و تمدن­سازی را می­توان در عصر غیبت کبری مشاهده کرد.

امت­‌سازی مقاطعی دارد؛ مقطع اول مرحله پایه­‌گذاری امت در عصر غیبت است. البته امت همیشه بوده، ولی متناسب با شرایط مختلف شکل و هویت متفاوتی پیدا می­کند. مهم‌ترین خصوصیت امت در این مقطع، زندگی کردن تحت رهبری یک غیرمعصوم با همان اهداف معصوم است. این مقطع از قرن چهارم تا تقریباً قرن چهاردهم ادامه پیدا کرده است. در درون این نقشه راه کلی نهضت فرهنگی در دوره آل‌بویه، بعد در یک زمان کوتاه در دوره شیخ طوسی یک نهضت علمی و بعد از آن دوره سلجوقی که دوره سرکوب شیعه بود و بعد از حمله مغول نهضت علمی و بعد از آن مجدداً در دوره ایلخانان نهضت فرهنگی و پس از آن به ‌دلیل افت و خیزها و تحولات سیاسی نهضت حالت مخفی پیدا می­کند.

مقطع دوم، مقطع تقویت و استحکام و زمینه‌­سازی برای قدرت­‌گیری، برای دولت­‌سازی است که عمدتاً مربوط به دوره صفویه است. البته در دوره افشاریه مشکلاتی به وجود می‌اید، اما مجدداً در دوره قاجاریه گشایش­‌هایی برای جامعه شیعه ایجاد می­شود و کلاً این مقطع، مقطعی است که شیعه روی یک پله بالاتر قرار می­گیرد؛ به سمت گرفتن حاکمیت پیش می‌رود.

مقطع سوم از مرحله امت‌سازی، مقطع تمکن­‌یابی است. مشاهده می­شود که از اواسط دوره قاجاریه به بعد، از جمله در ماجرای تنباکو و مشروطه، شیعه قدرت‌نمایی می­کند تا به انقلاب اسلامی می­رسیم. ابتدا تشکیل امت، سپس دولت‌سازی و بعد از آن تشکیل حکومت است. تشکیل حکومت نیازمند ایجاد انقلاب اسلامی است.

انقلاب اسلامی به معنای تمکن مطلق نهضت است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات