دکتر یدالله جوانی
حضرت امام خامنهای(مدظلهالعالی) در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری در هفته گذشته، اظهارات بسیار مهمی را در حوزههای گوناگون و مسائل جاری کشور بیان داشتند و نسبت به مسائل فرهنگی جامعه فرمودند: «بنده نگران مسئله فرهنگ هستم... اساس، باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد... امیدوارم مسئولین فرهنگی کشور توجه داشته باشند که چه میکنند، با مسائل فرهنگی نمیشود شوخی و بیملاحظگی کرد.» مروری بر اظهارات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی طی دو دهه گذشته، نشان میدهد ایشان بیشترین دغدغهها و دلنگرانیها را نسبت به حوزه فرهنگ داشتهاند. توجه خاص امام خامنهای به حوزه فرهنگ و مسائل فرهنگی جامعه از دو منظر؛ رسالت نظام اسلامی در موضوع تربیت انسان از یک طرف و تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان از طرف دیگر است. توجه به این دو نکته عمق نگرانی ایشان را نمایان میسازد.
۱ـ رسالت نظام اسلامی در حوزه فرهنگ
اگر برای حکومتها، چهار وظیفه اصلی تعریف گردد، بهطور قطع یکی از مهمترین آنها، آموزش و پرورش است. این وظیفه حکومتها، رسالت اصلی تمامی انبیای الهی است. حضرت امام خمینی(ره) در این خصوص در تفسیر بخشی از سوره علق میفرمایند: «انبیا آمدهاند که ما را هوشیار کنند؛ تربیت کنند. انبیا برای انسان آمدهاند و برای انسانسازی آمدهاند. کتب انبیا کتب انسانسازی است و قرآن کریم کتاب انسان است، موضوع علم انبیا انسان است. هرچه هست با انسان حرف است. انسان منشأ همه خیرات است و اگر انسان نشود، منشأ همه ظلمات است. در سر دو راهی واقع است این موجود؛ یک راه، راه انسان و یک راه، راه منحرف از انسانیت، تا از چه حیوانی سر بیرون آورد.»
بنا بر این نگاه است که حضرت امام(ره) سیاست اسلامی را متفاوت از سیاست غیراسلامی دانسته و موضوع سیاست در اسلام را هدایت انسانها به سوی کمال میدانند. حکومت اسلامی در برقراری نظم و امنیت داخلی، دفاع سرزمینی و تأمین معیشت مردم با حکومتهای دیگر شباهتهای زیاد داشته، لکن در موضوع تربیت و رشد انسانها، که همانا بسترسازی برای کمال و سعادت اخروی است، دارای تفاوت اساسی میباشد. این مهم در حوزه فرهنگ یک جامعه قرار داشته و برای آن برنامهریزی میشود. حوزه فرهنگ، حوزه باورها، اعتقادات، ارزشها، آداب و رسوم و سبک زندگی است. این باورها و ارزشها هستند که انسان را یا در مسیر تعالی و قرب الیالله به حرکت درمیآورند، همانطور که حضرت حق فرمودند: «هذا صراط علی مستقیم...» یا اینکه در مسیر غیر خدا و در واقع در مسیر شیطان به حرکت درمیآورند. بر این اساس، حکومت اسلامی و رهبری در جامعه اسلامی، اولین دغدغهاش باید سعادت انسانهای در قلمرو حکومتش باشد. آخرت مردم، کمال مردم، نجات یافتن مردم از گمراهی و افتادن در دام شیاطین، برای حکومت اسلامی دارای موضوعیت ذاتی بوده و حاکمیت دینی نمیتواند این مهم را نادیده انگارد.
این نگاه در جامعه دینی با برخورداری از حکومت اسلامی و دینی، در حالی است که در جوامع سکولار، اساساً حکومتها نهتنها به موضوع سعادت و آخرت مردم نمیاندیشند، حتی اجازه دخالت خدا، آخرت و دین برای نقشآفرینی در حوزه سیاست و حکومت را هم نمیدهند. در این جوامع، آخرت مردم به عهده کلیسا گذاشته شده و کلیسا هم هیچ نقشی در اداره جامعه، مسائل سیاسی و حکومتی ندارد.
۲ـ تهاجم فرهنگی و جنگ نرم
از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، اصلیترین صحنه نبرد میان جمهوری اسلامی و ملت ایران با نظام سلطه، صحنه نبرد فرهنگی است. معظمله معتقد است که پس از جنگ نظامی هشتساله و شکست نظام سلطه در استفاده از قدرت سخت علیه جمهوری اسلامی، غرب و بهویژه آمریکا، تمام توان خود را در حوزه فرهنگی بسیج کرد و انقلاب و نظام دینی و اعتقادات و ارزشهای اسلامی و ملی ایرانیان را مورد هجوم همهجانبه قرار داد. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حوادث و فتنه سال ۸۸ را حاصل دو دهه تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان ملت ایران میدانند. از همین رو ایشان در دوم مهر سال ۱۳۸۸ صحنه نبرد فرهنگی را که عدهای از آن غفلت کردهاند، اینگونه تشریح میکنند: «جنگ نرم راست است. این یک واقعیت است؛ یعنی الان جنگ است. البته این حرف را من امروز نمیزنم؛ من از بعد از جنگ سال ۶۷ همیشه این را گفتهام، بارها و بارها. علت این است که من صحنه را میبینم، چه بکنم اگر کسی نمیبیند؟! چه کار کند انسان؟ من دارم میبینم صحنه را، میبینم تجهیز را، میبینم صفآراییها را، میبینم دهانهای از حقد و غضب گشوده را، دندانهای با غیظ به هم فشرده علیه انقلاب و علیه امام و علیه این آرمانها و علیه همه آن کسانی که به این حرکت دلبستهاند را. اینها را انسان دارد میبیند، خوب چه کار کند؟ این تمام نشده، چون تمام نشده همه وظیفه داریم.»
معظمله در همین سخنرانی، هدف از جنگ نرم دشمن را فرو ریختن سنگرهای معن��ی جامعه میدانند و میفرمایند: «در جنگ روانی و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهای معنوی میآید که آنها را منهدم نماید.»
آنچه با توجه به دو نکته مذکور بر عمق دغدغهها و نگرانیهای مقام معظم رهبری نسبت به مسائل فرهنگی کشور میافزاید، نهتنها بیتفاوتی عدهای از مسئولان نسبت به این صحنه نبرد فرهنگی، بلکه همراه شدن آنان با دشمنان بهصورت خواسته یا ناخواسته، در تهاجم به ارزشهای اسلامی و باورهای دینی و سنگرهای معنوی جامعه است. این روند خطرناک از سوی بعضی از مسئولان فرهنگی کشور از دولت سازندگی شروع شد و در دولت اصلاحات، با وزارت ارشاد مهاجرانی که اکنون اروپانشین شده و با صهیونیستها قهوه میخورد، به اوج رسید. اکنون شواهدی مستحکم ملاحظه میشود که در دولت کنونی با توجیه اعتدال فرهنگی، نوعی لیبرالیسم فرهنگی در کشور و در وزارت ارشاد در حال حاکم شدن است. این نوع رویکرد فرهنگی، برخلاف آن چیزی است که در قانون اساسی به عنوان وظیفه برای دولت اسلامی در عرصه فرهنگ مشخص شده است. براساس قانون اساسی، دولت اسلامی باید زمینهساز رشد فضایل اخلاقی و معنویت در جامعه باشد و با مظاهر فساد و گناه مبارزه کند. آیا امروز دولت یازدهم در عرصه فرهنگ چنین رویکردی را بهصورت جدی دنبال میکند یا نه؟ اگر جواب منفی باشد که هست، باید حق بدهیم که رهبر فرزانه انقلاب با ابراز نگرانی از مسائل فرهنگی، خطاب به مسئولان بفرمایند: «امیدوارم مسئولین فرهنگی کشور توجه داشته باشند که چه میکنند؟ با مسائل فرهنگی نمیشود شوخی و بیملاحظگی کرد.»