علی موحد
روابط عربستان و قطر با تنشهای گستردهای همراه شده است چنانکه با تحریک ریاض، اعضای شورای همکاری خلیجفارس (بحرین و امارات) به تبعیت از عربستان برای تنبیه قطر گام برداشتهاند.
شورای همکاری خلیجفارس در دهه 1980 با محوریت اجرای اهداف غرب بهویژه مقابله با انقلاب اسلامی ملت ایران با حضور کشورهای بحرین، قطر، عمان، امارات، کویت و عربستان تشکیل شد. بررسی کارنامه این شورا نشان میدهد که آنها در طول این سالها نتوانستهاند در هیچ زمینهای به اجماع دست یابند، چنانکه نشستهای آنها صرفاً به گرفتن عکسهای یادگاری ختم شده است. اختلافهای مرزی میان اعضا و نیز جنگ قدرت میان آنان برای نفوذ بیشتر در شورا در کنار رقابت آنها برای کسب رضایت بیشتر قدرتهای فرامنطقهای، عملاًْ شورا را گرفتار بحرانهای گستردهای ساخته بهگونهای که آنان پس از سه دهه حتی نتوانستهاند یک تصمیم واحد در قبال مسائل مطرح در این شورا اتخاذ کنند. اکنون نیز جنگ قدرت میان اعضا به دلیل چالشهای درونی و نیز شکستهای بیرونی برخی از اعضا بهویژه عربستان و قطر، ابعاد جدید بحران در این شورا را رقم زده است. اکنون کشورهایی مانند عربستان، امارات و بحرین، صفی واحد را علیه قطر ایجاد کردهاند چنانکه آنها ادعا دارند حمایتهای قطر از اخوانالمسلمین و نیز برخی چرخشها در عملکرد دوحه در قبال سوریه که از دشمنی به برقراری روابط با نظام سوریه تبدیل شده است، چالشی برای شورا است با از این رو آنان به دنبال مقابله با آن هستند حال آنکه حقیقت ماجرا، جنگ قدرت گسترده میان اعضا است که ابعاد آشکارتری گرفته است.
اهداف عربستان
هر چند ریاض تلاش دارد تا این تحرکات را برگرفته از قدرت منطقهای خود اعلام کند و به نوعی پدرخواندگی خود را به نمایش گذارد، اما بررسی تحولات، نکات دیگری را آشکار میسازد. در حوزه داخلی، عربستان عملاً در برابر اعتراضهای مردمی ناتوان است که رویکرد به شیوههای جدید سرکوب، خود گواهی بر این امر است. در حوزه بیرونی نیز عربستان از یک سو نتوانسته به اهداف خود علیه مقاومت با محوریت ضربه زدن به ایران، عراق، سوریه، حزبالله و مقاومت فلسطین دست یابد و از سوی دیگر، افشای همگراییهای گسترده ریاض با صهیونیستها، به نفرت جهان اسلام از این کشور افزوده است. در چنین اوضاعی، ریاض به دنبال ایجاد فضای حاشیهای است تا افکار عمومی را از شکستهای خود دور سازد. بر این اساس، آنها مسائل حاشیهای نظیر تقابل با قطر و یا قرار دادن نام اخوانالمسلمین در فهرست گروههای تروریستی را در پیش گرفتهاند. آنان با این تحرکات در اصل به دنبال پنهانسازی شکستهای گسترده خود هستند. هر چند که در ظاهر چنان ادعا میکنند که قدرت برتر منطقه هستند و به دنبال چینش ساختاری جدید در معادلات منطقهاند.
اشتباهات راهبردی قطر
قطر در کارنامه خود سه محور اشتباه را اجرا کرده است. نخست رویکرد به همگرایی با عربستان و متحدانش در ایجاد بحران در منطقه بوده است که نمود عینی آن را در عراق و سوریه میتوان مشاهده کرد. قطر هر چند در ظاهر ادعای رفتار مستقل را داشته، اما در نهایت همچون عربستان به بحرانسازی در منطقه پرداخته که نتیجه آن نیز، تخریب جایگاه منطقهای دوحه و عدم اعتماد ملتها به آن بوده است.
دوم آنکه، قطر برای رسیدن به منافع بیشتر در چارچوب بازی آمریکا ایفای نقش کرده است حال آنکه واشنگتن و اروپا همواره نشان دادهاند که صرفاً به دنبال منافع خود هستند و در این راه نیز از هیچ اقدامی فروگذار نمیکنند چنانکه اکنون نیز با همین نگاه در کنار عربستان قرار گرفته و قطر را تنها رها کردهاند. سوم آنکه، قطر رویکردهای گستردهای به رژیم صهیونیستی داشته و عملاً به مولفههای این رژیم در منطقه مبدل شده است. قطر تلاش داشت تا از این روابط برای رسیدن به منافع بیشتر در برابر دیگر کشورهای عربی برخوردار شود، حال آنکه صهیونیستها عملاً چنین نگاهی به این کشور نداشتهاند و در نهایت، به نفع عربستان در برابر قطر قرار گرفتند. بررسی این امور نشان میدهد که قطر اکنون گرفتار اشتباهات راهبردی خود است. اشتباهات محاسباتی در انتخاب دوستان و متحدان که نتیجه آن نیز در نهایت انزوای منطقهای این کشور بوده است، حال آنکه در نهایت در جنگ قدرت ایجاد شده در شورای همکاری خلیجفارس نتوانست از مولفههای مورد نظر خود بهره گیرد و عملاً گرفتار قدرتطلبی عربستان شد. عربستانی که تلاش دارد تا نقش خود به عنوان پدرخوانده را به سایر کشورها تحمیل کند و قطر اکنون یکی از قربانیان این سیاست است. قطر با رویکردهای نادرست و دلبستن به شورای همکاری خلیجفارس، غرب و صهیونیستها، خود را گرفتار چالشهایی ساخته که اکنون گریبان آن را گرفته است، که نتیجه آن میتواند چالشهای درونی و بیرونی برای «تمیم» حاکم جوان و تازه به قدرت رسیده این کشور باشد.
به هر تقدیر میتوان گفت تقابلهای ایجاد شده در شورای همکاری خلیجفارس در کنار اهداف هر کدام از اعضای این شورا، نشانگر یک اصل اساسی است و آن اینکه، نسخه آمریکا برای منطقه که همانا تشکیل شورای همکاری خلیجفارس علیه ایران بوده، با شکست مواجه شده و ابعاد ناکامی آن بیش از گذشته آشکار میشود. در اصل، تقابلهای کنونی شورا را میتوان شکست دیگر آمریکا در منطقه دانست. هر چند که در ظاهر، تنشهای کنونی صرفاً تقابل داخلی اعضا عنوان میشود.