هادی محمدی
نشست «مونترو» در سوئیس که همگان آن را با نام ژنو۲ میشناسند، پس از ۱۰ روز مذاکره غیرمستقیم و تلاشهای حاشیهای، بدون کمترین پیشرفت به پایان رسید و موعد دهم فوریه (۲۰ بهمن ماه) برای دیدار مذاکرات جدید تعیین شد. آیا همانگونه که انگلیسیها هدفگذاری کردهاند، ژنو۲ یک گام از سلسله گامهای مذاکراتی در ژنو بود که باید یک سناریو هدفمند برای وارد کردن نظام سوریه به مسیر امتیازدهی را ترسیم کند؟ یا اینکه با وجود تلاشهای همهجانبه آمریکا و همپیمانان آنها و اقدامات موازی در عرصههای نظامی و سیاسی و بینتیجه بودن تلاشهای نظامی و بیرمق بودن تلاشهای سیاسی برای سازماندهی یک گروه وزین از گروههای مخالف، ژنو۲ یک نقطه عطف از مجموعه شکستهای قطعی آمریکا در مدیریت بحرانها و یا طراحی پروسههای سیاسی معطوف به نتایج دلخواه باید به شمار آید؟
برای روشن کردن این سوال میتوان به گزارههای زیر توجه کرد.
وزیر خارجه آمریکا در نشست غیرعلنی با تعدادی از اعضای کنگره به موفقیتهای بشار اسد و ناکامی سیاستهای آمریکا اذعان کرد.
«رابرت فورد» سفیر آمریکا در سوریه نیز که از چهرههای کارکشته دیپلماسی آمریکا به شمار میرود، با همه تلاشهای گسترده برای ساماندهی گروهها و یا همپیمانان منطقهای آمریکا علیه سوریه، به دلیل فقدان ارآئّه کارنامه قابلقبول و حداقلهای یک موفقیت در بحران سوریه، تا پایان ماه فوریه ۲۰۱۴ بازنشست و یا به مسئولیت دیگری گمارده میشود!
گروه موسوم به ائتلاف ملی به ریاست جربا (وابسته به عربستان) که حداقل در شش ماه گذشته از هرگونه سفر به روسیه استنکاف میکرده و به دعوت وزارت خارجه روسیه با بیاهمیتی برخورد میکرد، بلافاصله پس از پایان نشست ژنو۲ به مسکو سفر کرده و خواستار مداخله روسها برای ثبت موفقیت این گروه در روند گفتوگوهای بعدی شد.
عربستان سعودی که متهم درجه یک در حمایت و تولید تروریستهای تکفیری در سوریه و منطقه است با صدور فرمان سلطنتی، تمام اتباع خود که در خارج از این کشور با گروههای تروریست همکاری میکنند و یا به جنگ مشغول هستند را مجرم اعلام کرد.
*یک گزارش تحقیقی غربی که در مورد زمان صدور آن سوالات فراوانی مطرح است، اعلام میدارد که حداقل ۱۲ هزار سعودی در سوریه در حال جنگ هستند. معنای گزارههای فوق این است که ژنو۲ یک شکست و ناکامی جدید در کارنامه خاورمیانهای و جایگاه آمریکا برای مدیریت بحرانها است.
این مسئله به این نقطه ختم نمیشود و قرار است تا روزهای آینده دور جدید مذاکرات ژنو۳ هم شروع شود. به دنبال حذف ایران از نشست ژنو۲ از سوی آمریکاییها که دبیرکل سازمان ملل نیز اعلام کرد برای حذف ایران، تحت فشارهای زیادی بوده، در حاشیه نشست امنیتی سالیانه مونیخ، جانکری به همتای روس خود پیشنهاد کرد یک کمیته موازی با نشست ژنو و با حضور آمریکا، روسیه، ایران، ترکیه و عربستان شکل گیرد. روزنامه کامرسانت به نقل از یک دیپلمات روس فاش ساخته که کشورهای حمایتکننده دو طرف منازعه نیز برای کمک به حلوفصل بحران سوریه دیدارهایی داشته باشند.
برای روشن کردن این فرمول آمریکایی نیز باید به گزارههای مهم و روشنگر اشاره داشته باشیم.
جیمز کلدپر، مدیر اطلاعات ملی آمریکا که در جلسه استماع کنگره برای نمایندگان گزارش میداد، اعلام کرده موقعیت بشار اسد پس از توافق در مورد سلاح شیمیایی و عدم حمله آمریکا به این کشور، تقویت شده است و شانس اندکی وجود دارد که گروهکهای مسلح! بتوانند بشار اسد را از قدرت برکنار کنند و او احتمال در قدرت باقی خواهد ماند. وی پیشبینی کرد که سوریه در یک وضعیت بنبست قرار گیرد و هیچیک از طرفین نتواند دیگری را حذف کند!
مرکز بررسیهای امنیت ملی رژیم صهیونیستی در گزارش چهار سناریو را برای آینده سوریه گمانهزنی کرده است. سناریوی سومالی و استمرار جنگ بیپایان، سایکس بیکوی جدید و تقسیم و تجزیه سوریه، پیروزی نظام سوریه پس از چند سال جنگ خونین، پیروزی مخالفان پس از جنگ فرسایشی چند ساله، عناوین این سناریو را تشکیل میدهند.
این گزارش به ارزیابی بازتابهای هر یک از سناریوهای چهارگانه پرداخته و سناریوهای اول و دوم را با بیشترین نتایج مثبت برای خود ارزیابی کرده است. نکته مشترک در تمامی سناریوهای رژیم صهیونیستی که در واقع نوعی مطلوبیت و برنامه این رژیم غاصب نیز در آن مشهود است، نگاه به یک جنگ طولانی و فرسایشی در سوریه است.
یک گزارش اطلاعاتی که سازمان اطلاعات ملی آمریکا آن را در گزارش سالیانه خود منتشر کرده نیز آینده سوریه را چنین تصویر میکند. در گزارش یادشده به تواناییهای دو طرف و حامیان آن اشاره کرده و امکان تغییر در معادله نظامی در سوریه را دشوار توصیف میکند!! در مورد بشار اسد نیز میگوید: وی که کنارهگیری از قدرت را نمیپذیرد، خود را برای هفت سال سوم ریاستجمهوری و مشارکت در انتخابات ۲۰۱۴ مهیا میکند. در مورد گروههای تروریستی نیز میگوید، سوریه به مقر مهمی برای سازمانهای افراطی مستقل و یا همکاری با سازمان القاعده تبدیل شده که کار جذب و آموزش تروریستها را عهدهدار هستند و ممکن است در آینده به حملات خارجی هم دست بزنند، این گزارش افزایش تنش و خشونت در لبنان را با هشدار بیان کرده که به سمت درگیری مستمر و گسترده در حال سیر است!! همچنین به درگیری سنی ـ شیعی که در سوریه افزایش مییابد، پرداخته و آن را در حال انتقال به کشورهای همسایه و شکلگیری منازعات مستمر ارزیابی میکند!!
گزارههای فوق نیز هر یک بهتنهایی حامل نکات برجستهای است و نشاندهنده برنامههای آتی آنها در سوریه است. اگر سفر اوباما به عربستان را که بهزودی انجام خواهد شد مورد توجه بیشتر قرار دهیم، مسئله این است که آمریکا وضعیت و معادله فعلی و موفقیتهای سوریه در مقابل تروریستها را مطلوب خود نمیداند و پروسه سیاسی و مذاکرات ژنو را نیز بهدلیل فقدان هرگونه کارتبازی و فشار، برای رسیدن به امتیازات مطلوب، مثمرثمر نمیداند. جانکری نیز همزمان با نشست ژنو۲ و با وضوح از رویکرد آمریکا برای حمایتهای بیشتر از معارضه سوریه (تروریستها) تأکید کرد. این بدان معناست که آمریکا برای تغییر معادله نظامی در داخل باید از تروریستهای موجود در سوریه و طی هماهنگی با عربستان در سقف یک جنگ فرسایشی استفاده کرده و در سیر مذاکرات طولانی سیاسی، امکان کسب امتیاز را مهیا کند.
حال باید به این پیشنهاد کری به لاوروف مبنی بر تشکیل یک کمیته موازی با نشست ژنو بپردازیم و ماهیت و اهداف آن را روشن کنیم. آمریکاییها بهخوبی میدانند که در ژنو۲ با حضور ۳۵ کشور از ۴۰ کشور که مخالف سوریه تلقی میشدند امکان تغییر فضا و اجبار تیم حکومت سوریه را به دست نیاورد و چنانچه ایران نیز در نشست حضور مییافت برقوت و استحکام هیئت سوری میافزود. از آنجا که عدم حضور ایران، عنوان برجستهای در حاشیه ژنو۲ تلقی میشد، آمریکا برای تخریب پتانسیل ایران و قرار دادن آن در جایگاه متهم، تشکیل کمیته پنج نفره با حضور ترکیه و بهویژه عربستان را با نظارت آمریکا و روسیه پیشنهاد داده تا در واقع، یک درگیری فعال سیاسی و امنیتی بین ایران و عربستان تولید کرده و رسوایی سعودیها در حمایت از تروریستها را از طریق معادل قرار دادن حمایت ایران و حزبالله از سوریه، توجیه کند. به این شکل جایگاه ایران از یک کشور موثر که بخشی از راهحل تعریف شده به یک کشور مشکلساز تبدیل میکند و راهحل بحران سوریه را در بیطرفی و حذف ایران در معادله فعلی سوریه نشان خواهد داد. جالب است که آقای جربا نیز بلافاصله پس از بازگشت از مسکو، در مصاحبهای، نقش حزبالله در مبارزه علیه تروریستها و تکفیریها را مورد سوال قرار داده و اعلام کرد حضور حزبالله موجب جلوگیری از سقوط دمشق و بشار اسد شده است. جربا حضور حزبالله را به دستور ایران اعلام کرد.
این سمفونی هماهنگ که از زبان جربا و آمریکاییها و سعودیها به گوش میرسد، پایه و اساس سناریوهای بعدی آنها است، تا از یکسو با در تنگنا قرار دادن ایران و حزبالله برای خروج از سوریه و از سوی دیگر با حمایت تسلیحاتی از گروههای تحت مدیریت، امکان یک جنگ مستمر و طولانی و فرسایشی را میسر کنند.
در حالی که به قول مقامات روس، تیم ائتلاف مخالفان و جربا به دلیل کوچک و وابسته بودن و در برنگرفتن دیگر گروههای سیاسی، فقط بیانکننده مواضع کشورهای حامی خود هستند و به همین دلیل نمیتوانند در مسیر مذاکرات ژنو، نقش سازندهای داشته باشند.
تخریب جایگاه و نقش ایران از طریق ایجاد یک فضای پرخاشگر سعودی، اگر چه دارای کارکردهایی نیز در بحران سوریه است، ولی در سطحی وسیعتر، بهعنوان یک راهبرد همهجانبه سعودی ـ اسرائیلی و آمریکایی دنبال میشود و تشکیل کمیته پیشنهادی آمریکاییها در حقیقت یک دام بزرگ برای ایران است.
سعودیها به روشنی از راهبرد خود مبنیبر حذف ایران از معادلات منطقهای و اراده خود برای براندازی نظام جمهوری اسلامی سخن گفته و در ۳۵ سال گذشته عمل کردهاند.
اگر چه غربیها و صهیونیستها از غلظت فضای پر انرژی گروههای تروریستی در سوریه و تهدیدات احتمالی و بعدی آن نگران هستند، ولی بهرهبرداری مرحلهای از آنها و تقسیم کردن این گروهها به تروریستهای خوب و تروریستهای بد و یا گروههای معتدل در مقابل گروههای افراطی، را مجاز میدانند. تحقق بخشیدن به این سیاست به منظور ایجاد وضعیت حداقلی اهداف خود در سوریه با پاشنه آشیل یک بازیگر موثر به نام ایران و همپیمانان منطقهای آن مواجه است و بدون حذف و تخریب این بازیگر، دستیابی به اهداف حداقلی در سوریه را برای آنها امکانپذیر نمیکند. هماهنگی مواضع رسمی و تلاشهای رسانهای هدفمند با فرمولسازی دیپلماتیک آمریکاییها برای تشکیل یک پیشنهاد به ظاهر همکاریجویانه، راهی برای عبور از پاشنه آشیل اصلی آنها در سوریه است.
جمهوری اسلامی برای حفظ جایگاه و قدرت اثرگذاری خود، صرف با شرایط اصولی که در مبارزه با تروریسم و توقف حمایت غرب و ارتجاع عرب از تروریستها و پایان دادن به جنگ در سوریه، متجلی است، باید در نشست ژنو مشارکت جسته و از حضور در نشستهای مشکوک و همانند آنچه آمریکاییها تدارک کردهاند، پرهیز کند.
خصوص اینکه این کار، دارای کارکرد روانی در همپیمانان ایران بوده و فضای منسجم و همگرا و قدرتمند آن را تحتتأثیر قرار خواهد داد. توجه به اخبار و گزارشهایی که همزمان با نشست ژنو۲ در مونترو منتشر شد که نشستهای موازی در «برن» و با حضور نمایندگان ایران برای تسریع در تشکیل حکومت انتقالی در سوریه انجام شد، در همین چارچوب انجام گرفت و قابلتأمل است.
تلاشهای متمرکز در حاشیه نشست مونیخ در برجسته کردن نقش ایران دردرگیریها و مداخله حزبالله در سوریه و یا اقدامات رسانهای و مصاحبه با وزیر خارجه ایران و خصوص شبکه العربیه، در همین چارچوب و به منظور معرفی ایران بهعنوان یک مشکل و مانع بر سر راه توقف جایگاه و پایان بحران سوریه انجام گرفته است و تلاش آمریکا، گام پایانی این سناریو است.