علی تتماج
پاکستان در حالی همچنان درگیر بحرانهای امنیتی است که منابع خبری از آغاز دور جدید گفتوگوها میان طالبان و دولت مرکزی خبر دادهاند. پیش از این «نواز شریف» نخستوزیر پاکستان بر لزوم اجرای مذاکرات تا رسیدن به نتیجه نهایی تأکید کرده بود. بسیاری از ناظران سیاسی با اشاره به اوضاع سیاسی و امنیتی جاری بر پاکستان، آغاز مذاکرات را طرحی برای برقراری ثبات در این کشور میدانند. در حالی که طالبان نیز سعی دارد از فضای موجود، برای کاهش فشارهای ارتش بهره گیرد.
مواضع اسلامآباد و طالبان نشان میدهد که طرفین به یک اصل رسیدهاند و آن اینکه، جنگ میان طرفین برندهای نخواهد داشت؛ لذا گزینهای جز مذاکره برای آنان وجود نخواهد داشت. بر این اساس نیز طرفین اراده خویش را برای به نتیجه رسیدن مذاکرات اعلام داشتهاند. در این میان، یک چالش اصلی برای رسیدن به توافق نهایی مشاهده میشود و آن، عدم انطباق مطالبات طرفین با شرایط موجود و دیدگاه طرف مقابل است. هر کدام تلاش دارند تا حداکثر مطالبات را محقق سازند که نتیجه آن نیز احتمال به ثمر نرسیدن مذاکرات و یا حداقل، شکننده بودن توافقات خواهد بود. برای نمونه؛ شورای طالبان پیشنویس 15 مادهای خود را برای آغاز مذاکرات صلح با دولت این کشور اعلام کرده است. توقف حملات پهپادهای آمریکایی به مناطق قبایلی پاکستان، اجرای قانون شریعت در دادگاههای پاکستان، اجرای سیستم آموزشی اسلامی در مراکز آموزشی دولتی و خصوصی، آزادی طالبان پاکستانی و خارجی محبوس در زندانها، بازسازی و پرداخت غرامت برای آسیبهای وارد شده در زمان حملات پهپادها، سپردن مسئولیت بازرسی مناطق قبایلی به نیروهای محلی، خروج ارتش از مناطق قبایلی و جمعآوری پستهای ایست و بازرسی، رفع همه اتهامات جنایی وارد شده به طالبان، آزادی زندانیان دو طرف، برقراری حقوق برابر برای همه اعم از فقیر و غنی، دادن شغل به خانواده قربانیان حملات پهپادها، لغو سیستمهای منفعتمحور، جایگزین کردن سیستم دموکراتیک حاکمیت با سیستم اسلامی، قطع هر نوع رابطه با آمریکا و... از جمله مطالبات طالبان از مذاکرات است. در همین حال، دولت پاکستان نیز شروطی را مطرح ساخته است در حالی که بندهای درخواستی طالبان دارای مواردی است که عملاً دولت پاکستان توان اجرای آن را ندارد که از آن جمله؛ قطع رابطه با آمریکا و آزادی عمل برای تمام جریانهای طالبان است. بسیاری از ناظران سیاسی بر این عقیدهاند که طالبان با چنین درخواستهایی عملاً به سمت شکست مذاکرات پیش میرود. در حالی که در ظاهر بر تعامل با اسلامآباد تأکید دارد. در کنار چالشهای موجود میان دولت پاکستان و طالبان، نکتهای که در مذاکرات کنونی مطرح است، نقش و جایگاه آمریکا است.
کارنامه آمریکا نشان میدهد که این کشور علاقهای به برقراری ثبات در پاکستان ندارد و با بازی چندجانبه میان اسلامآباد و طالبان سعی دارد تا از فضای بحرانی برای امتیازگیری از این کشور بهره گیرد. در مقطع کنونی نیز این سناریو مطرح است که آمریکا با سوق دادن اسلامآباد به مذاکره با طالبان به دنبال اعمال فشار بر افغانستان است. طرحی که از اهداف آن را وادار ساختن افغانستان به فضای توافقنامه امنیتی با آمریکا تشکیل میدهد. افغانستان بارها نسبت به مذاکرات یکجانبه اسلامآباد با طالبان ابراز نگرانی کرده و آن را تحرکی علیه امنیت ملی خود دانسته است. در اوضاع کنونی که روابط میان آمریکا و کابل بر سر توافقنامه امنیتی با چالش مواجه شده، این سناریو مطرح است که آمریکا با سوق دادن اسلامآباد به مذاکره یکجانبه با طالبان، به دنبال تحریک و اعمال فشار بر کابل است. این امر زمانی تقویت میشود که اخیراً مقامات آمریکایی دیدارهای مکرری از پاکستان داشتهاند که محور این سفرها را نیز چگونگی مذاکرات طالبان با اسلامآباد تشکیل میدهد.
نکته مهم دیگر، نقش و رفتارهای عربستان است. در هفتههای اخیر مقامات ارشد عربستانی از سعود الفیصل، وزیر امور خارجه و «سلمان» ولیعهد عربستان به پاکستان سفر داشتهاند. بسیاری از ناظران سیاسی بر این عقیدهاند که عربستان، ضمن توسعه روابط با پاکستان به دنبال ایفای نقش در مذاکرات دولت پاکستان و طالبان است، به گونهای که از هر کدام از طرفین، امتیازاتی را کسب کند. برخی منابع اعلام کردهاند خواست اصلی عربستان اقدام مشترک طالبان و اسلامآباد در آموزش نیروهای تکفیری برای تقویت جوخههای بحرانساز عربستان در منطقه است که محور آن را نیز اکنون، عراق، سوریه و لبنان تشکیل میدهد. به هر تقدیر، مذاکرات طالبان و اسلامآباد در هرموضوعی که باشد در حالی به نتیجه خواهد رسید که طرفین براساس منافع ملی پاکستان و در جهت حل اختلافات گام بردارند و از ورود آمریکا به مذاکرات جلوگیری کنند.
دخالتهای پنهان و پیدای کشورهایی مانند عربستان و آمریکا در مذاکرات مذکور، عاملی است که میتواند به ناکامی مذاکرات منجر شود. چنانکه مذاکرات گذشته و حتی مذاکرات افغانستان با طالبان به دلیل دخالتها و منفعتطلبیهای آمریکا با ناکامی همراه شده که تشدید بحران در این کشور و منطقه به دلیل دخالت آمریکا در امور منطقه، از نتایج آن بوده است.