فتحالله پریشان
محقق دوانی در آخرین لمعه از کتاب لوامعالاشراق خود به بخش سیاست مدن پرداخته، به نوعی سیاستگذاری برای بهکارگیری آن در جامعه سیاسی نظر دارد و هدفش این است که بتواند رفتار جمعی افراد جامعه را تنظیم و تعدیل کند. به اعتقاد دوانی، چنین رفتارهایی بر اساس مبانی هستیشناسانه و انسانشناسی فلسفی که عالم روابط انسانی را سلسله مراتبی میبیند، به منصه ظهور و بروز میرسد. البته وی آن را براساس مبانی اعتقادی و اخلاقی که از شریعت اخذ کرده، تجویز و تلطیف میکند و بر آن است که چگونه باید برحسب طبقات و طوایف مختلف، رفتار و معاشرت مناسب با آنها را پیش گرفت تا به بهسازی و سالمسازی محیط جمعی و پیشگیری از رفتارهای ناهنجار از افراد نامطلوب مثل دشمنان و حسودان منجر شود. (۱)
دوانی در کتاب «اخلاق جلالی» مینویسد: «در نحوه معاشرت و تنظیم رفتار و برخورد با فرد یا گروه باید خود را با اصناف مردم مقایسه کرد و دید که در کدام صنف قرار میگیرد. فرد در مقایسه با فرد مقابلش از حیث مرتبه و طبقه اجتماعی یا از مرتبه بالاتری برخوردار است یا مساوی است و یا در مرتبه پایینتری قرار دارد.»(۲)
اگر فرد با صنفی که از خود بالاتر است، معاشرت کند به مرتبه پایینتر کشیده نمیشود. اما معاشرت با صنف و گروهی که در یک مرتبه باشد، بر سه نوع است: نوع اول، آن است که با دوستان خود اعم از حقیقی یا غیرحقیقی باشد، اما اگر دوست، غیرحقیقی بود و با ظاهرسازی و تملق خود را دوست معرفی کرد باید تا آنجا که ممکن است با او با احساس و نیکویی برخورد کرد و در ادامه در جذب قلبی او تلاش شود تا شاید دوستی ظاهری او به دوستی حقیقی تبدیل شود. نوع دوم، معاشرت با دشمنان اعم از نزدیک یا دور است و این دو، یا دشمن ظاهری و یا دشمن پنهانی هستند. باید از دشمن نزدیک چه دشمن ظاهری یا پنهانی دوری کرد، چون موجبات اطلاعات بیشتر او بر حالات و زندگیمان را فراهم میکند و در همه حال باید از او مواظبت کرد.
محقق دوانی پس از توصیه به دوراندیشی در برخورد با دشمن، سه راه را برای دور کردن هر نوع خطر و ضرری که ممکن است از ناحیه دشمن وارد شود، مطرح میکند؛ یکی، با دشمن برخورد محبتگونه و اصلاحی شود تا دست از دشمنی بردارد؛ دوم، اگر راه اول میسر نشد، شخص منصفی به حل اختلاف دو طرف برآید تا ضرر دشمن از این طریق دفع شود؛ سوم، اگر دو راه اول ثمر نداد یا امکان انتخاب آن دو نبود، از طریق مقابله وارد شده و درصدد از بین بردن آن برآید، اما نوع سوم، معاشرت با کسانی است که نه دوست و نه دشمن هستند.(۳) با اینان اگر از افراد نصیحتگر و شایسته باشند باید معاشرت داشت تا هر نوع ملالتی که از اینان وجود دارد، سلب شود. نباید زود به قول این افراد اعتماد کرد، بلکه ابتدا بر اغراض آنها باید اطلاع یافت و بعد اعتماد کرد. اگر صالح باشند و به حل و فصل امور مردم بپردازند باید مورد تعظیم واقع شوند و اگر جزء سفها بودند باید با صبر و بردباری معاشرت داشت و به افعال سفیهانه او هم توجهی نکرد.
اما معاشرت با کسانی که مرتبهشان پایینتر است، اگر از شاگردان باشد، باید همچون فرزند او را گرامی داشت و استعدادش را شناسایی و در تعلیم و تربیتش سعی کرد. اگر از دسته نیازمندان و مستمندان آبرومند بود باید نیازش را به قدر امکان برطرف کرد، اما اگر نیازش را زیاد ابراز میکند و دائم اصرار دارد باید او را از این کار منع کرد، البته اگر اصرار و مداومتش ناشی از اضطرار و نیاز واقعی باشد باید خواستهاش را اجابت کرد. باید به مظلومان برای رفع مظلومیت از آنها کمک کرد. با مروری که بر اخلاق سیاسی مدنظر محقق دوانی شد، مشخص میشود که وی تمام آنچه را که در لامع سیاست مدن، اعم از مباحث حکمت مدنی و فلسفه سیاسی و آداب ملکداری و سیاستورزی بیان میکند، ترسیمی از جامعه و دولت فاضلهای است که در آن حکمت عین شریعت دانسته شده و هیچ تعارضی بین آنها وجود ندارد.