
پایگاه بصیرت؛ گروه بین الملل: در بحبوحه مذاکرات حساس ایران و 5+1 در وین جهت نگارش توافقنامه نهایی، به ناگاه «جان برد» وزیر خارجه کانادا که به اتخاذ مواضع ضدایرانی معروف است، روز چهارشنبه بار دیگر به اتهامزنی علیه ایران پرداخت. وی که در نشست کمیته یهودیان آمریکا صحبت میکرد، با بیان اینکه ایران «بزرگترین تهدید برای صلح جهانی» است، تهران را به حمایت از تروریسم متهم کرد. وی در بخشی دیگری از اظهارات خود با اشاره به وجود مجازات اعدام در ایران، گفت تعداد اعدامها از زمان روی کار آمدن دولت جدید بیشتر شده است. وی سپس در توهینی آشکار به یک مقام ایرانی، «عبدالرضا رحمانی فضلی» وزیر کشور ایران را «وزیر کشتار» خواند.
این اقدام وزیر کانادایی که وضوح سواری دادن رایگان صهیونیست ها محسوب می شود، تمجید طرف صهیونیستی را برانگیخت و «متیو برانفمن» عضو اجرای کمیته یهودیان آمریکا، برد را «بهترین دوست اسرائیل» خواند و از وی به سبب مواضعش در حمایت از اسرائیل تمجید کرد.
کانادا که سابقه تیره ای در اتهام زنی علیه جمهوری اسلامی ایران دارد، سیاست خارجی مستقلی را نمی توان برای آن تصور کرد. این کشور وابستگی سیاسی شدیدی به آمریکا و انگلیس دارد و اساسا کانادا یکی از توابع ملکه انگلیس محسوب می شود. ساختار حکومت در کانادا از پادشاه یا ملکه بریتانیا، دولت محوری فدرال، دو مجلس سنا و عوام، دولتهای ایالتی و فرماندار کل که به عنوان نماینده ملکه الیزابت (یا به طور کلی پادشاه) ایفای نقش میکند، تشکیل شده است. سیاست خارجی کانادا کاملا تجارت محور است و از آنجا که تنها با آمریکا مرز زمینی دارد، مناسبات سیاست خارجی این کشور تا حد بسیار زیادی وابسته به آمریکا و تابعی از سیاست های واشنگتن است، تا جایی که برخی اساتید علوم سیاسی کانادایی از این وضعیت خسته شده اند و در سال های اخیر به دنبال تعریف سیاست خارجی و مستقلی برای کانادا بوده و از سیاست تک وجهی که تنها در روابط اتاوا با واشنگتن خلاصه می شود، احساس کسالت می کنند.
بنابراین باید گفت کانادا کشور مهمی در عرصه سیاسی دنیا نیست و سیاست خارجی آن در جهت تأمین منافع آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی تعریف می شود، این در حالی است که در مواردی آمریکائی ها به منافع دولت کانادا توجه نکرده اند، از جمله در بهار سال 1391، دولت اوباما از تمدید قرارداد خط لوله نفتی "کی استون اکس ال"، که از شمال شرقی آلبرتا در کانادا به چندین نقطه در آمریکا نفت خام منتقل می کند، خودداری کرد و همین موضوع خشم مقامات کانادایی را برانگیخت و آنان تصریح کردند که دغدغه های اتاوا از سوی داشنگتن جدی گرفته نمی شود.
با این اوصاف اتاوا نقش فعالی در سواری دادن به صهیونیست ها نیز دارد که نمونه بارز آن در جریان بستن سفارت کانادا در تهران از سوی سران این کشور تکرار شد. در شهریور ماه 1391، دولت کانادا در اقدامی که رسانه های غربی آن را مضحک خواندند، به بهانه حمایت ایران از بشار اسد و ادعای نقض قطعنامه های شورای امنیت توسط ایران، سفارت خود را در تهران بست، و مقامات کانادایی تا آنجا ناشی بودند که این اقدام خود را به عنوان حمایت از اسرائیل تبلیغ کردند، در حالی که به گفته سخنگوی سابق دستگاه دیپلماسی کشورمان، این اقدام کانادا به خاطر مشکلات مالی صورت گرفت. با این اوصاف اساتید علم سیاست در کانادا چگونه می توانند امیدوار باشند که کشورشان سیاست خارجی مستقلی داشته باشد؟
موضع گیری اخیر وزیر خارجه کانادا، را باید در چنین چارچوبی دید. در روزهایی که مقامات کشورمان با رایزنی های سخت به دنبال نگارش متن نهایی توافق هسته ای ایران و 5+1 هستند، عناصر صهیونیستی گمان می کنند با موج سواری از طریق تربیون های کانادایی می توانند بر مذاکرات هسته ای تأثیرگذار باشند و با بیان اتهامات علیه ایران از زبان وزیر خارجه یک کشور بی خاصیت، خواهند توانست جنگ روانی سنگینی علیه جمهوری اسلامی ایران ترتیب دهند. این گمانی بس خام اندیشانه است، چرا که کمتر کسی کانادا را در عرصه سیاسی دنیا جدی می گیرد.
وزیر کانادایی در حالی جمهوری اسلامی ایران را به حمایت از تروریسم متهم می کند، که کشورش علاوه بر این که سیاست خارجی مستقلی ندارد، عمله آمریکا در عملیات های تروریستی دهه های اخیر بوده است. زمستان سال قبل شبکه خبری سیبیسی نیوز (CBC News) کانادا گزارشی را منتشر کرد که نشان میدهد آژانس امنیت ارتباطات این کشور در فعالیتهای جاسوسی با همتای امریکایی خود در «حدود ۲۰ کشور با اولویت» نقش آفرینی کرده است. در این سند آمده است: «آژانس امنیت ارتباطات کانادا دسترسی منحصر به فرد جغرافیایی خود به مناطقی را که دست امریکا به آنها نمیرسد، در اختیار آژانس امنیت ملی امریکا قرار میدهد.»
در واقع در طول سال های بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون، کانادا در هرگونه عملیات تروریستی و اشغال گرانه - از جمله حمله آمریکا به افغانستان و عراق- در کنار آمریکا بوده است و اکنون از هرگونه اقدامی علیه دولت بشار اسد نیز دریغ نمی کند و حتی تروریست های کانادایی در سوریه حضور دارند. زمستان پارسال میشل کولوم، مدیر دستگاه مبارزه با جاسوسی کانادا اعلام کرد: دست کم 130 کانادایی در فعالیتهای تروریستی مشارکت دارند و 30 نفر در سوریه حضور دارند.
علاوه بر این، کانادا از جمله کشورهایی است که نقش بارزی در حمایت از تروریست های ضدایرانی ایفا کرده است و با این حال همواره خود را مدعی دفاع از حقوق بشر قلمداد کرده و علیه ایران سخن پراکنی نموده است. در این زمینه تازه ترین اخبار گویای این است که سران اتاوا برای اینکه دشمنی خود را علنی تر از گذشته نشان دهند مدتی است که در کنار سایر گروهک های ضدانقلاب به تقویت تروریست های تجزیه طلب خلق عرب می پردازند و با برگزاری جلسات و همایش های مختلف برای این تروریست ها به دنبال بهره برداری از ظرفیت های جنایتکارانه آن ها هستند.
طی هفته های گذشته سازمان جاسوسی کانادا با همکاری وزارت امور خارجه این کشور اقدام به برگزاری نشستی با حضور نمایندگان برخی گروه ها با محوریت خلق عرب در شهر تورنتو کرد. در این برنامه نمایندگانی از مخالفان دولت سوریه، نماینده ای از دولت فلسطین وعضو جنبش آینده لبنان نیز حاضر بودند و به حمایت از برنامه های تجاوزگرانه این تروریست ها پرداختند.
گذشته از کارنامه جنایتکارنه کانادا در حمایت از تروریسم، موضوع نقض حقوق بشر در این کشور، خود داستان مفصلی است. به عنوان نمونه سازمان عفو بین الملل در زمستان 1391 با انتشار گزارشی اعلام کرد، دولت کانادا با طیف وسیعی از چالشهای جاری و جدی در زمینه حقوق بشر به ویژه در قبال بومیان روبروست. این گزارش افزود: « دولت کانادا در هر زمینهای چه در خصوص رعایت حقوق زمین و معاهدات، سطوح فقر، متوسط طول عمر، خشونت علیه زنان و دختران، بازداشتهای گسترده و حبس یا دسترسی به خدمات دولتی هچون مسکن، مراقبت های بهداشتی، آموزش، آب و حفاظت از کودکان و بومیان در سراسر این کشور، با یک بحران بشری نگران کننده روبروست.»
در همین زمینه دکتر اسماعیل سلامی، استاد دانشگاه و نویسنده ایرانی در ماه اکتبر، بر پیشینه دیرنه کانادا در سوءاستفاده هولناک این کشور از زنان و کودکان بومی تاکید کرد. او در مقالهای با عنوان «برزخ حقوق بشر در کانادا» که در تارنمای شبکه پرس تیوی منتشر شد، نوشت، کانادا اذعان کرده است، «۱۵۰ هزار کودک بومی را به زندگی در مدارس شبانهروزی وحشتناکی وادار کرده است که در آنجا مورد سوءاستفاده جنسی، روانی و جسمی قرار گرفتهاند.»
سلامی تاکید کرد: «مفهوم ادغام (در جریان اصلی جامعه کانادا به عنوان دلیلی برای اسکان اجباری) دروغی بزرگ بود و در نهایت کودکان، این مدارس را با روح و روانی آزرده و درهم شکسته ترک کردند.» وی در این مقاله به نمونه «تروریست جنسی» آرتور پلینت، سرپرست یک خوابگاه اشاره کرد که به ۱۸ مورد تجاوز جنسی به کودکان شش تا ۱۶ سال متهم شد.
در واقع بسیاری از فعالان حقوق بشر معتقدند، از زمانی که استفان هارپر در سال ۲۰۰۶ قدرت را به دست گرفت، نقض حقوق بشر و سرکوب بیسابقه آزادی سخن در کشور به طور چشم گیری افزایش یافته است.
بنابراین سخنان وزیر خارجه کانادا علیه جمهوری اسلامی ایران در جمع صهیونیست ها، یک اقدام مضحک، سُست و بسیار شکننده جهت تأثیرگذاری بر فضای مذاکرات هسته ای است. جان برد، وزیر خارجه یک کشور همپیمان با تروریسم، به شکل ناشیانه ای ماهیت غرب را در توافقات جهانی بر ملا می کند. اگر آمریکا و انگلیس که نقش تعیین کننده ای در سیاست خارجی کانادا دارند، بخواهند همانند مقامات این کشور چشم بسته منافع صهیونیست ها را بر مذاکرات هسته ای با ایران بار کنند، کار بسیار دشوار شده و رسیدن به توافق نهایی ممکن نخواهد بود. از همین رو است که مقامات کشورمان باید " اعتماد به طرف غربی" را به عنوان یک خط قرمز محکم تعریف کند./