علی تتماج
باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا، در سفری دورهای راهی شرق آسیا شد. وی از ژاپن، کرهجنوبی، مالزی و فیلیپین دیدار داشت. وی این سفر را به دو بخش دیدارها با متحدان سنتی یعنی کرهجنوبی و ژاپن و متحدان جدید یعنی فیلیپین و مالزی تقسیم کرد. حال این پرسش مطرح است که اهداف اوباما از این سفر چیست و چه منافعی را دنبال میکند؟ مهمترین چالشی که اوباما با آن مواجه است، مسئله اقتصادی و نابسامانیهای داخلی و خارجی آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره است. اوباما در کنار بازیگری خارجی نظیر حضور فعال در مذاکرات سازش، مذاکرات هستهای ایران و گروه 1+5 بحران اوکراین، تحولات غرب آسیا (خاورمیانه) و ... سعی دارد تا از ظرفیتهای خارجی برای کاهش بحران اقتصادی بهره گیرد.
شرق آسیا یکی از کانونهای اقتصادی جهان است که کشورهای غربی رقابتی سخت برای ورود به آن دارند. آمریکا و شخص اوباما نیز از اهداف رویکردی به شرق را بهرهگیری از ظرفیتهای اقتصادی این کشورها قرار دادهاند در حالی که فروش تسلیحات، اولین محور این تحرکات را تشکیل میدهد. آمریکاییها با فروش تسلیحات و البته ایجاد رقابت تسلیحاتی در میان کشورها و بعضاً برجستهسازی تهدیداتی نظیر توان دفاعی چین و کرهشمالی، این سیاست را اجرایی میسازند. آمریکاییها همزمان سناریوی تقویت توان نظامی و گسترده شدن نظامیان در شرق را پیگیری میکنند. سفر اوباما به فیلیپین و مالزی را میتوان در این چارچوب دانست که اعتراضهای گسترده مردم این کشورها را به همراه داشته است. با تشدید بحران اوکراین، آمریکا سعی دارد تا با برجستهسازی تهدیدات روسیه در منطقه و نیز تأثیرات آن بر تواناییهای چین، اهداف نظامی و سیاسی خود را در شرق آسیا پیگیری کند؛ چنانکه اوباما در آستانه سفر به شرق آسیا، بارها بر دفاع از متحدان شرقی خود در برابر مسکو و پکن تأکید کرده است. نکته مهم آنکه اوباما که در درون آمریکا جایگاه چندانی نداد، سعی میکند از سفر به شرق به عنوان ابزاری تبلیغاتی مبنی بر جایگاه جهانی آمریکا و توانایی وی در یافتن منابع جدید اقتصادی بهره گیرد تا شاید از میزان نارضایتی مردمی از وی کاسته شود.
به هر تقدیر میتوان گفت که سفر اوباما به شرق آسیا بیشتر از آنکه برگرفته از تواناییهای آمریکا باشد ناشی از بحران و چالشهای اقتصادی و ضعفهای اوباما است که با سفر به شرق آسیا درصدد کمرنگسازی آنها است. اوباما سعی در قدرتنمایی در برابر چین و روسیه دارد، در حالی که عدم استقبال مردم کرهجنوبی، مالزی، فیلیپین و ژاپن از وی، ناتوانی وی در بهبود چهره جهانی آمریکا را نشان میدهد که میتواند هزینههای داخلی و خارجی برای وی و آمریکا به همراه داشته باشد.
هرچند اوباما برنامههای مدونی برای این سفر داشته، اما بررسی تحولات روزهای اخیر نشانگر ناکامی وی در تحقق اهدافش است. مهمترین مسئله برای اوباما، نمایش همراهی افکار عمومی جهان با طرحهای آمریکا است که بعضاً اساس مداخلات واشنگتن در امور کشورها را تشکیل میدهد. برگزاری تظاهرات ضد آمریکایی در کشورهای میزبان اوباما و تأکید مردم بر عدم پذیرش وی نشان میدهد که آمریکا در عرصه دیپلماسی عمومی ناکام است و اوباما نتوانسته محبوبیت ادعایی خود را کسب کند.
تظاهرات ضد آمریکایی در کرهجنوبی، مالزی، فیلیپین و ژاپن با محوریت مخالفت با حضور آمریکا در کشورشان بوده که نشانگر بیاعتمادی جهانی به آمریکا است.
نکته دیگر، رویکرد اوباما به تشدید فشارها بر کرهشمالی است، بهگونهای که مقامات آمریکا در هفتههای اخیر بارها این کشور را تهدید و حتی رویکرد نظامی علیه آن را مطرح کردهاند. واکنش کرهشمالی به این تهدیدات، امری قابل توجه است. پیونگیانگ نهتنها تحت تأثیر تهدیدات آمریکا قرار نگرفت، بلکه بر پاسخگویی به خصومت آمریکا تأکید کرد. چین نیز محور دیگر تحرکات اوباما بود، چنانکه وی در آستانه سفر به ژاپن، ادعای حمایت نظامی از توکیو در قبال مناطق مورد مناقشه با چین را مورد تأکید قرار داد. اوباما برآن بود تا با این رویکرد، خود را حامی کشورهای منطقه در مناقشاتشان با چین نشان دهد تا زمینهساز حضور گستردهتر آمریکا در شرق آسیا باشد. واکنش پکن به این تحرکات و تأکید آن بر پاسخگویی به تهدیدات آمریکا و متحدانش نشان داد که آمریکا توان لازم برای مقابله با پکن را ندارد و رفتارهای اوباما بیشتر رفتاری تبلیغاتی است که پشتوانه چندانی ندارد.
با توجه به این شرایط میتوان گفت سفر اوباما به شرق آسیا شاید با برخی توافقات اقتصادی و نظامی همراه باشد و وی بتواند سیاست اختلافافکنی میان همسایگان را اجرایی سازد، اما در نهایت، در حوزه دیپلماسی عمومی و مقابله با مخالفان منافع آمریکا یعنی چین و کرهشمالی چنانکه طلب میکرد، دستاوردی نداشت و نتوانست به اهداف خود دست یابد.