سیدفخرالدین موسوی
بیستوهفتم آذر ماه سال 1389، رئیسجمهور وقت کشور در یک برنامه زنده تلویزیونی پس از سالهای متمادی که دولتها و مجالس گذشته در تردید اجرا یا عدم اجرای طرح هدفمندی یارانه بودند، آغاز اجرای این طرح را اعلام کرد؛ طرحی که قرار بود در مرحله اول خود همراه با پرداخت یارانه نقدی و مستقیم به مردم با روندی معقول و شیبی ملایم باشد و در نهایت قیمت حاملهای انرژی از جمله بنزین، گاز و... را به نرخ واقعی خود برساند و درآمدهای حاصل از این طرح نیز در زمینههایی همچون تولید، سلامت، کشاورزی، آبادانی و گسترش زیرساختهای کشور و... هزینه شود، اما همزمانی اجرای این طرح با افزایش تحریمهای ناعادلانه دول غربی و التهابات نرخ ارز در بازار از یک سو و ضعف مدیریتی و اختلاف نظر میان دولت دهم و مجلس بر سر چگونگی اجرای مرحله دوم این طرح ملی، اجرای آن را در سال پایانی دولت گذشته متوقف کرد، تا فرد پیروز در انتخابات خرداد ماه سال 1392 این طرح را پیگیری کند، بلاتکلیفی در چگونگی ادامه این طرح و همچنین اهمیت این موضوع در زندگی مردم و اقتصاد کشور، موجب شد تا در برنامه نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری توجه ویژهای به این مسئله شود. حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی ریاستجمهوری به عنوان نامزد تصدی این پست، در اینباره گفته بود: «اصل هدفمند کردن یارانهها مورد اتفاق همه صاحبنظران و دولتهای گذشته و فعلی است و باید دنبال شود و مراحل بعدی آن نیز اجرا شود. منتها باید برنامهریزی شود که از آثار سوءجانبی آن جلوگیری شود.» رویکرد وی به هدفمندی یارانهها موجب شد تا دولت یازدهم از همان ماههای ابتدای خود در سیاستگذاری به دنبال در انداختن طرحی نو در این زمینه باشد، در همین راستا به توزیع جنجالبرانگیز سبد کالا در میان اقشار کمدرآمد پرداخت و در گام دوم با این توضیح که دولت قصد دارد یارانههای نقدی را به جای پرداخت مستقیم به مردم در حوزه سلامت و سایر زیرساختهای اجتماعی و عمرانی هزینه کند، از مردم خواست تنها کسانی که نیازمند هستند، برای دریافت یارانه نقدی در مرحله دوم ثبت نام کنند، تا آنجا که رئیسجمهور در اختتامیه جشنواره مطبوعات خطاب به مردم گفت: «دست رد به سینه یارانه نقدی بزنید و با صدای رسا به یارانه نقدی نه بگویید، تا ما بتوانیم با دست بازتر به مشکلات جامعه رسیدگی کنیم.»
درخواستی که با حمایت تمام قد صداوسیما و رسانههای مکتوب و افراد حقیقی و حقوقی بسیاری همراه شد، اما با پایان یافتن مهلت ثبتنام، آمارها چیز دیگری را نشان داد و تنها کمتر از پنج درصد از مردم کشور به یارانه نقدی «نه» گفتند! و آنچه البته در این میان جای تأمل دارد، عدم استقبال بخش عمدهای از مردم به درخواست دولت در این زمینه بود؛ دولتی که نه تنها با «نه» منتقدانش مواجه شد، بلکه نزدیک پنجاهودو درصدی که تنها چند ماه پیش به این دولت رأی داده بودند به یارانه نقدی «آری» گفتند، این اتفاق جدا از آنکه محاسبات دولت را که بر اساس انصراف بخش عمدهای از مردم صورت پذیرفته بود به هم ریخت، این پرسش را نیز مطرح کرد که چرا مردم به دعوت دولت «تدبیر و امید» پاسخ منفی دادهاند؟ در این بازه زمانی نه چندان طولانی چه اتفاق یا اتفاقاتی رخ داد که دولت نتوانست حتی رأیدهندگان به خود را با خود همراه کند!
با شکل گرفتن این پرسش در متن جامعه، پیش از همه، رسانههای اصلاحطلب درصدد برآمدند تا آنگونه که خود میپسندند، پاسخی برای این ابهامات بتراشند، پاسخهایی که متأسفانه با توهین به مردم همراه بودند، به طوری که روزنامه «آرمان امروز» از جمله روزنامههای نزدیک به خانواده هاشمی در این باره از زبان «شمس اردکانی» مینویسد: «مردم پول مفت را دوست دارند و وقتی از آنها سوال میشود که پول مفت میخواهید یا نه، میگویند میخواهیم... چون پول مفت از عسل هم شیرینتر است.»! وی همچنین با مطرح کردن این پرسش عجیب که «آیا کسی را میشناسید که از برداشتن یک هزار تومانی که در کوچه افتاده پرهیز کند؟» ادامه میدهد «اینکه دیگر ۵۰۰/۴۵ تومان است و باید دید چند نفر برای برداشتن آن قدم برمیدارند.» این روزنامه همچنین به نقل از «حسن مرادی» مینویسد: «هیچکس از پول نمیگذرد؛ یعنی پول ملاکی است که متأسفانه مردم بر سر آن حاضر به معامله نیستند.» این ادعای اهانتآمیز به منزله آن است که مردم تحت هیچ شرایطی برای حفظ منافع نظام از منافع شخصی خود کوتاه نمیآیند و بر همین اساس نیز در مقطع کنونی حاضر نشدهاند برای یاری رساندن به دولت، از این مبلغ ناچیز بگذرند، حال آنکه در طول عمر نظام جمهوری اسلامی مردم کشورمان بارها ثابت کردهاند که منافع کشور و نظامشان را بر منافع خود مقدم میدانند.
روزنامه «آفتاب یزد» هم سعی کرد ثبتنام کردن مردم برای دریافت یارانه را به دولت گذشته منسوب کند و تیتر یک خود را اینطور انتخاب کرد که: «مردم به خاطر تورم دولت احمدینژاد انصراف نمیدهند»، روزنامه اعتماد هم در همین راستا با قلم صادق زیباکلام با جناحی کردن مباحث مربوط به هدفمندی یارانهها به اصولگرایان تاخت و نوشت: «در دولت قبل سیاستی که آن را باید تیشه به ریشه اقتصاد مملکت نامید، شروع شد و اصولگرایان هم صف بسته و از آن اقدام انقلابی، خداپسندانه و مردمی رئیسجمهور محبوبشان استقبال کردند.» زیباکلام در ادامه با اتهام به اصولگرایان مینویسد: «اصولگرایان که منتظر فرصت بودند بلافاصله از نمد توجه نکردن مردم به استدعا و تقاضای دولت روحانی، یک کلاه شیک و آبرومند دوختند و با مسرت نوشتند و گفتند که دولت روحانی محبوبیتش را از دست داده! عدهای نیز در بدنه دولت سعی کردند با فرافکنی، عدم انصراف مردم را به رسانه ملی ربط دهند، به طوری که محمد شریعتمداری، معاون اجرایی رئیسجمهور گفت: «تلویزیون به گونهای تبلیغ میکرد که مردم ثبتنام کنند»! حال باید پرسید واقعاً همه واقعیت ماجرا همین است...
اما واقعیت ماجرا کجاست؟ چرا مردم باوجود تبلیغات انبوه صداوسیما و درخواست مکرر دولت به یارانه «نه» نگفتند. در نگاهی دقیق به این مسئله به دلایل متفاوتی برمیخوریم که به ثبتنام بیش از 95 درصد مردم منجر شده است، یک دلیل مهم اینکه در میان ثبتنامکنندگان، گروهی دیده میشوند که بدون تردید به دریافت یارانه نقدی نیاز دارند و با توجه به نرخ تورم، گذران امور زندگیشان وابسته به دریافت یارانه نقدی است، یارانه مستقیم دولت، مبلغی است که اگر از سبد درآمدی این دست از خانوادهها کاسته شود، مطمئناً با مشکل روبهرو خواهند شد، از ابتدا نیز قرار بر این نبود که این دست خانوادهها از ثبتنام در این طرح خودداری کنند، کما اینکه دولت یازدهم درخواست خود از مردم را با قید عدم نیاز افراد، مطرح کرد، البته اینکه این گروه تا چه اندازه قابل اندازهگیری است و چند درصد ثبتنامکنندهها را تشکیل میدهد، مشخص نیست. دلیل دیگری که میتوان ذکر کرد، نگرانی مردم در مورد نرخ تورم در ماههای آتی بود، چراکه دولت همزمان با درخواست انصراف مردم از یارانه نقدی، مدام بر طبل افزایش قیمتها از ابتدای اردیبهشت میکوبید، که این موضوع خود موجب نگرانی خانوادهها درباره میزان هزینههای زندگی شد تا جایی که تهدیدات دولت مبنی بر جریمه افراد، محروم کردن یارانهبگیران از تسهیلات بانکی و... نیز در منصرف کردن مردم از ثبتنام برای دریافت یارانه نقدی بیتأثیر بود. «حسین راغفر» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی در این باره میگوید: «اگر دولت قیمتها را افزایش نمیداد و یا ��علام نمیکرد که قرار است قیمتها افزایش یابد یا حتی برعکس اعلام میکرد که فعلاًً افزایش قیمت نخواهیم داشت، در این صورت بسیاری از افراد برای دریافت یارانه ثبتنام نمیکردند؛ اما وقتی خود دولت رسماً میگوید که افزایش قیمت داریم، مردم هم اینگونه استنباط میکنند که برای جبران بخشی از افزایش هزینههایی که قرار است در آینده ایجاد شود، حتماً ثبتنام میکنیم.» اما دلیل اصلی نپذیرفتن تقاضای همراه با تهدید دولت «تدبیر و امید» را باید در جای دیگری جستوجو کرد، چراکه این همراهی مستلزم آن بود که مردم مدیریت یارانه نقدی که تاکنون در اختیار خودشان بود به دولت یازدهم تفویض کنند، که این اعطای اختیار به دولت نیازمند اعتماد بود؛
اعتمادی که ثبتنام بیش از 70 میلیون نفری مردم برای دریافت یارانه، نشان داد وجود ندارد. بیاعتمادیای که صادق زیباکلام نیز به آن اعتراف کرد و گفت: «اگر دولت از محبوبیت بالایی برخوردار بود و اگر کسر قابلتوجهی از مردم برای آن وزن و اعتباری قائل میشدند در آن صورت میلیونها نفر برای یارانه نباید ثبتنام میکردند.» اما چه اتفاقی رخ داده است که در فاصله کمتر از یک سال این جو بیاعتمادی شکل گرفت؟ آنگونه که آمارها نشان میدهد بیشترین میزان ثبتنام متعلق به زادگاه رئیسجمهور(سمنان) با 98 درصد است و پس از آن نیز بالاترین تقاضا برای دریافت یارانه نقدی توسط مردم استان سیستانوبلوچستان ثبت شده است؛ استانی که حسن روحانی بیشترین درصد آرایش را از آنجا به دست آورده است. بدون تردید باید دلیل پاسخ منفی مردم را در عملکرد دولت جستوجو کرد و پرسید این سلب اعتماد عمومی نتیجه کدام عمل دولت است؟
نگاهی گذرا به عمر دولت یازدهم نشان میدهد رفتار و عملکرد برخی دولتمردان با یکدیگر همخوانی چندانی ندارد، دولت از طرفی بر بار سنگین یارانههای نقدی تأکید میکند و از طرف دیگر اخبار ریختوپاشهای گسترده در آن به بیرون درز میکند! یا در حالی که دولت از عدم توانایی برای فراهم آوردن نقدینگی به منظور پرداخت یارانهها سخن میراند، اما از طرف مقابل خبرگزاریها اخباری چون تغییر دکوراسیون ساختمان ریاستجمهوری که گفته میشود نزدیک به پنج میلیارد تومان هزینه در پی داشته است، هزینه هفت میلیاردی برای احداث سونا و استخر در ساختمان ریاستجمهوری، هزینه بالغ بر 900 میلیون تومان برای ارسال پیامک تبریک سال نو به مردم، سفر تفریحی برخی دولتیها به کیش در ایام تعطیلات نوروز، برگزاری جشن اشرافی در کاخ سعدآباد به بهانه ولادت حضرت فاطمه(س) و... را بر روی خروجیهای خود قرار میدهند؛ اخباری که اگرچه ما صحت هیچ کدام از آنهاها را نه تأیید و نه رد میکنیم، اما رسانهای شدن این دست اخبار و انتشار این گونه اخبار متناقض با عملکرد و رفتار دولت در جامعه، قطعاً نتیجهای جز خدشهدار شدن اعتماد عمومی به دولت ندارد و موجب میشود افکار عمومی با این پرسش مواجه شود که چه ضمانتی وجود دارد مبالغی که از عدم دریافت یارانه در حساب دولت خواهد ماند در آینده نیز صرف همین دست موارد نشود؟! این کاهش اعتماد عمومی میتواند عواقب بسیار نگرانکنندهای برای کشور داشته باشد، بیاعتمادیای که اگرچه امروز محدود به رفتار دولت یازدهم است، اما اگر علاجی برای آن در نظر گرفته نشود و دولت رفتار خود را تصحیح نکند در آیندهای نه چندان دور، میتواند مردم را به کلیت نظام بدبین کند؛
اعتمادی که برای کشور بسیار حائز اهمیت است و حفظ آن همواره، مورد تأیید مقام معظم رهبری بوده است، در همین رابطه ایشان در خرداد ماه سال گذشته در دیدار جمعی از اقشار مردم میفرمایند: «مصونیت کشور، وابسته به حضور مردم است؛ کم شدن فشارهای دشمنان، وابسته به حضور مردم است، وابسته به اتحاد و انسجام مردم با نظام و با دستگاه جمهوری اسلامی و حس اعتماد متقابل بین مردم و مسئولین است. این حس باید روزبهروز تقویت بشود.» امید است که دولت از روزهای باقیمانده خدمتش درست استفاده کرده و به جای متهم کردن این و آن، اعتماد مردم به خود را هرچه بیشتر تقویت کند. هر چند که از برخی شیطنتهای رسانهای نیز در اینخصوص نمیتوان عبور کرد، اما در کل دولت مسئول اصلی اعتمادبخشی به خود است.