اصالت سازمان یا اهداف اولیه
آیا مؤتلفه به اهداف اولیه خود وفادار مانده است و یا خصلت سازمان بر آن غلبه یافته و به اصطلاح، خودِ سازمان، هدف شده است؟
بر مبنای مطالعات، مؤتلفه اسلامی به تمامی اهداف خود که در مرامنامه اولیه و جدید خود، ذکر کرده پایبند است. این امر شاید بدان دلیل باشد که مؤتلفه حق سرپیچی از دستورات را برای اعضا به شرط آنکه دلیل منطقی ارائه دهند که این دستور بحق نیست، محفوظ نگه داشته است.(۱)
میزان تطابق با فرهنگ سیاسی جامعه
فرهنگ سیاسی جامعه ما در حال حاضر دو بخش دارد؛ کلیات و جزئیات. منظور از کلیات پذیرش اسلام، انقلاب، نظام و رهبری است که مورد پذیرش اکثریت قاطع مردم است و منظور از جزئیات، سلیقههای مختلف در اداره کشور است که در قالب جناحهای سیاسی کشور نمود پیدا میکند. مؤتلفه با فرهنگ سیاسی جامعه از نظر کلیات تطابق دارد، امّا در بخش جزئیات، با توجه به مشاهدات عینی نویسنده از وضعیت اجتماع و اوضاع جامعه میتوان گفت که تا حدی دچار عدم تطابق است. در این باره، آقای محمد خرسند، عضو شورای مرکزی مؤتلفه میگوید، کار حزبی در کشور ما پرهزینه است، زیرا:
«در جامعه ما نگاه خوبی نسبت به احزاب وجود ندارد و به احزاب کملطفی میشود.»(۲)
در این باره، مؤتلفه به جای آنکه مانند برخی احزاب سعی کند خود را همرنگ اکثریت جامعه کند، تلاش میکند با افزایش کمی و کیفی تبلیغات خود، جامعه را به سمت ارزشهای مورد نظر خود سوق دهد و در این راه موفقیتهایی هم به دست آورده است که میتوان نمود آن را در پیروزی همفکران مؤتلفه در چند انتخابات اخیر، مجالس هفتم، هشتم، نهم و ریاست جمهوری نهم و دهم مشاهده کرد.
میزان توانایی بسیج هواداران در راستای منافع ملی
در خصوص میزان توانایی بسیج هواداران در راستای منافع ملی، یکی از اعضای قدیمی مؤتلفه به نویسنده گفت: «مؤتلفه هیچگاه به تنهایی مردم را بسیج نمیکند، مگر آنکه نظر ولایت باشد که در آن صورت همه امت حزبالله حرکت میکند و مؤتلفه و غیر آن ندارد؛ مانند خنثیسازی بحران 18 تیر 1378(غائله کوی دانشگاه تهران) که مؤتلفه همراه سایر مردم بنا به اذن مقام معظم رهبری به خیابانها ریختند و شورش را خواباندند.»(۳)
هر چند سخن فوق درست است و مؤتلفه هیچگاه به تنهایی مردم را بسیج نکرده و نمیکند، اما به نظر میرسد در اوضاع کنونی جامعه اگر بخواهد به تنهایی و بیاذن رهبری و بدون هماهنگی با سایر احزاب اصولگرا، عدهای را بسیج کند، با توجه به نفوذ مؤتلفه در هیئتهای مذهبی، تخمین زده میشود بتواند تا چند هزار نفر را بسیج کند.
میزان ابهام نقش حزب برای مردم
مؤتلفه با آنکه اصرار دارد در بین مردم فعالیت کند، برای مردم سخنرانی کند، مقالات خود را در نشریات خویش در حد فهم متوسط مردم بنویسد و... با این حال مشاهدات اجتماعی مؤلف نشان میدهد نقش مؤتلفه تا حد زیادی برای مردم جامعه ما مبهم است. حتی برخی اصولگرایان هم نمیدانند که مؤتلفه دارد چه کار میکند. این امر به چند دلیل است:
الف ـ سطح مطالعه در جامعه ما نسبتاً پایین است، به همین دلیل، بسیاری از نشریات احزاب و از آن جمله مؤتلفه، اصولاً مطالعه نمیشوند.
ب ـ تبلیغات علیه مؤتلفه بالاست؛ این امر سبب شده است که نقش واقعی مؤتلفه برای بسیاری از مردم، به ویژه اهل مطالعه و سیاست، ناشناخته بماند و نوعی سوءظن در اذهان برخی از آنان پدید آید.
ج ـ سطح تبلیغات مؤتلفه ضعیف بوده است؛ این سطح در حال حاضر رو به بهبود است، امّا به سرعت نمیتواند نواقص را جبران نماید.
د ـ مرجع فکری قابل قبول برای بسیاری از مردم ما در سالهای اخیر، استادان دانشگاه، دانشجویان و فرهنگیان هستند که اکثریت اهل سیاست آنان به مؤتلفه تمایل ندارند. مؤتلفه به تازگی سعی کرده است روی افکار این اقشار نیز کار کند.
ه ـ مؤتلفه، خود علاقه چندانی به مطرح شدن در جامعه نداشته است و ترجیح داده است تا به صورت عادی فعالیت کند. البته اکنون روند عوض شده است و مؤتلفه قصد دارد بر حجم اعضا و هواداران خود بیفزاید.
محبوبیت اجتماعی مؤتلفه
بر اساس آنچه گفته شد، در حالی که رهبران انقلاب اسلامی و روحانیت برجسته به مؤتلفه علاقهمند هستند، محبوبیت اجتماعی حزب چندان به چشم نمیآید. البته با توجه به نتایج انتخابات ریاستجمهوری نهم، دوره دوم و سوم شوراها و مجالس هفتم، هشتم و نهم که در همه موارد پیروزی قاطع با جناح همفکر مؤتلفه بوده، میزان محبوبیت اجتماعی مؤتلفه در سالهای اخیر، قابل قبول ارزیابی میشود.
گفتنی است مؤتلفه در بین طرفداران نظام اسلامی، آن هم از گروه ارزشگرا، آن هم از کسانی که تحت تأثیر تبلیغات مخالفان مؤتلفه قرار نگرفتهاند، محبوبیت دارد. از این رو، پرسشی پیش میآید که چرا محبوبیت اجتماعی مؤتلفه کم است؟ به نظر میرسد علل پایین بودن محبوبیت اجتماعی مؤتلفه عبارت است از:
۱- مشهور نبودن: مؤتلفه به این دلیل که چندان تمایلی به مشهور شدن ندارد، برای بسیاری از مردم اصولاً شناخته شده نیست. در ضمن، بسیاری از کسانی که اسم این حزب را شنیده یا خواندهاند از تاریخچه و قدمت آن اطلاعی ندارند، اعضای برجسته آن را نمیشناسند. از سوی دیگر، میدانیم که مردم ما تجربه خوشی از احزاب سیاسی ندارند و چنین است که تا حزبی را دقیق نشناسند به آن اطمینان نمیکنند.
۲- ابهام عملکرد: بسیاری از مردم نمیدانند مؤتلفه چه کار میکند؟ مؤتلفه گزارش کار هنرمندانه از خود یا ارائه نمیدهد و یا آن را در شمارگان گسترده توزیع نمیکند.
۳- اسم مؤتلفه: اسم یک حزب، نخستین اثر را در ذهن مخاطب برجا میگذارد. کلمه مؤتلفه برای فارسیزبانها، چندان جذاب نیست و نیز فلسفه انتخاب چنین اسمی برای بسیاری از مردم روشن نیست. وقتی این اسم را با اسم حزب جمهوری اسلامی مقایسه کنیم درمییابیم که اسم دوم بسی روشنتر و جذابتر است.
۴- مسن بودن: مؤتلفه در سالهای اخیر گامهایی را برای جوانگرایی برداشته است، اما همچنان در قیاس با سایر احزاب، حزبی مسن به شمار میرود و این امر هر چند تجربیات فراوانی را برای حزب به ارمغان میآورد، اما از آنجا که جامعه ایران کنونی، از جوانترین جوامع دنیاست، مؤتلفه توان چندانی برای برقراری ارتباط با نسل جوان ندارد.
۵- دفاع از نظام: مؤتلفه پیوسته و آشکارا از نظام اسلامی دفاع میکند. طبیعی است چنین دفاعی سبب شود ضد انقلاب، از مؤتلفه رنج ببرد و نیز برخی مردم ناآگاه که با نظام مسئله ندارند، اما از برخی سیاستهای مسئولان ناراحت هستند، به دلیل اینکه مؤتلفه اغلب انتقادهای خود را آشکارا بیان نمیکند، مؤتلفه را طرفدار صد درصد سیاستهای مسئولان بپندارند و از آن دلگیر شوند. از سوی دیگر، دفاع سرسخت مؤتلفه از نظام اسلامی سبب شده است تا ضد انقلاب، جوسازی فراوانی علیه آن داشته باشد و طبیعی است که عدهای تحت تأثیر این جوسازیها قرار گیرند.
۶- عملکرد عقلانی: مؤتلفه از عملکرد جنجالی و احساسی میپرهیزد و تلاش دارد تا عقلانی عمل کند. برای نمونه میتوان به نامهنگاریهای مؤتلفه با حزب مشارکت و یا به مناظرات برخی اعضای برجسته آن با سران احزاب رقیب اشاره کرد. این خوب است، اما جذابیت آن در مقایسه با عملکردهای جنجالی و احساسی اندک است.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.