صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۶۶۹۰۰

امکان یا امتناع دموکراسی مستقیم

شهاب زمانی ـ مقدمه: پیش از این دیدیم که تصمیم‌گیری مبتنی بر اکثریت، حتی در بستر دموکراسی مشارکتی مستقیم، این مسئله را پیش می‌کشد که چگونه کسانی که با موضع اکثریت مخالف هستند و علیه آن رأی می‌دهند، بر خود حکومت می‌کنند. در این شماره ضمن بررسی مقوله نمایندگی نسبی، به تبیین غیرعملی بودن دموکراسی مستقیم خواهیم پرداخت.

نمایندگی نسبی

اصل کلی نمایندگی نسبی (Proportional representation) مسلماً دموکراتیک‌تر از هر نظامی است که به نمایندگی کردن بیش از حد اکثریت به ازای نمایندگی کردن کمتر اقلیت‌ها تمایل دارد، تازه اگر بحث و اقبال با آنها باشد که اصلاً نمایندگی خود را اعمال کنند. شیوه‌های گوناگون و با دقتی معقولانه برای نمایندگی نظرات مردم وجود دارد. یک راه برای انتخاب نماینده این است که به او به عنوان فرد رأی ندهند، بلکه تعداد آرایی را بشمارند که به نفع این یا آن موضع یا طرح پیشنهادی که او نمایندگی آن را برعهده دارد، داده شده است. روش دیگر این است که برای هر گروه یا جناح انتخاباتی، بیش از یک نماینده انتخاب گردد و نمایندگان تقریباً به نسبت توزیع نظرات در میان گروهی که قرار است نمایندگی شود، انتخاب گردند.(۱)

در سطح پارلمانی حوزه‌های انتخاباتی که چند عضو دارند تا حدی برای رسیدن به این هدف طرح‌ریزی شده است. البته باید توجه داشت که کسانی که با اصل کلی نمایندگی نسبی مخالفت می‌کنند، معمولاً بنیان مخالفت خود را بر دفاع از دموکراسی یا نمایندگی استوار نمی‌سازند، بلکه لزوم داشتن دولتی مقتدر و با ثبات را مطرح می‌‌سازند. شاید این موضوع را نیز باید به عنوان عاملی مهم در نظر گرفت، اما این استدلال نیز مانند سایر استدلال‌هایی که برای محدودیت نفوذ یا کنترل مردم بر نظام‌های سیاسی یا مجالس آورده‌اند، استدلالی دموکراتیک نیست.

بنابراین صرف‌نظر از کسانی که فضیلت دموکراسی نمایندگی را دقیقاً در محدودیت و مقید کردن بر قدرت مردم می‌دانند و حتی در انگلستان، قدرت حاکمیت را به جای مردم به نهادهای نمایندگی می‌دهند، استدلال اصلی در دفاع از دموکراسی نمایندگی، استدلالی پراگماتیستی است، بنا بر این استدلال، دموکراسی نمایندگی در جوامع بزرگی که تعداد شهروندان آن بسیار زیاد و در عین حال پراکنده هستند، بهترین شیوه برای تجمع آنها در یک مکان است. اکنون باید اعتبار این استدلال را بررسی کرد. چرا دموکراسی مستقیم غیرعملی است؟

غیر عملی بودن دموکراسی مستقیم

در پاسخ به پرسش فوق، نخست باید پرسید که آیا مشارکت مردم مستلزم آن است که همگان در یک زمان و در یک جا گرد هم آیند؟ چرا نباید بحثی مشابه یا بحث در مورد موضوعی مشابه، کم و بیش در زمانی واحد و در مکان‌های متفاوتی انجام گیرد؟ ابزارهای جدید ارتباطات، خصوصاً تلویزیون در صورتی که مطلوب باشد، به سهولت می‌توانند بر مشکل دور دست بودن مجالس محلی خاص فائق آیند. نکته‌های اصلی سخنرانی‌ها یا سایر نکات مهم بحث‌ها را می‌توان به سهولت در سطح ملی پخش کرد. حتی این امکان هم وجود دارد که مردم بحثی سیاسی یا پارلمانی را در خانه با تلویزیون ببینند و سپس رأی یا نظر خود را با فشردن یک دکمه یا از طریق تلفنی مجانی به اطلاع برسانند. نکته مورد نظر در این نوشته مهم اما بسیار ساده است: تکنولوژی جدید، مشارکت مستقیم مردم را در بحث‌ها و تصمیم‌گیری‌های سیاسی به واقعیت عملی کاملاً ممکنی تبدیل کرده است. مطلوب بودن یا نبودن این واقعیت موضوع دیگری است.(۲)

مورد دیگر همه‌پرسی یا رفراندوم است. مراجعه به آرای عمومی، ابزاری است که با شک و تردید به آن می‌نگرند، اساساً به این علت که معمولاً از آنها برای تأیید یا تصدیق تصمیماتی استفاده می‌شود که پیشتر گرفته شده یا خط‌مشی‌هایی که از پیش شروع شده ـ مانند ورود انگلستان به جامعه مشترک اروپا ـ و یا در مرحله اجرا است. در این شرایط، موضوع به‌گونه‌ای مطرح می‌شود که نتیجه مورد نظر دولت به دست آید. به کلام دیگر همه‌پرسی اقدامی نمایشی در جهت مشورت با مردم است که واجد موضوع مهمی نیست. اما معمولاً دولت‌ها از پذیرش نتیجه‌ای که آنان را مکلف نماید، سر باز می‌زنند. بدین‌سان همه‌پرسی ممکن است بی‌ارزش باشد و مورد سوءاستفاده قرار گیرد، اما ما نباید از این امر نتیجه بگیریم که همه‌پرسی ذاتاً ناخوشایند و فاقد کارایی است. برعکس بار دیگر به دشواری می‌توان به این اصل اعتراضی دموکراتیک داشت که مردم مجازند تا در مورد موضوعات عمده تصمیم بگیرند. دو موضوعی که در مورد آن در دهه ۱۹۷۰ همه‌پرسی برگزار شد، یعنی پیوستن به جامعه مشترک اروپا و ایجاد دولت خودمختار محدود در اسکاتلند و ولز، نمونه‌هایی از چنین موضوعاتی هستند.(۳) نکته مهم این است که در هر دو مورد همه‌پرسی بحثی جدی و گسترده را در مورد موضوعاتی که قرار بود تصمیم‌گیری و رأی‌گیری شود، برانگیخت. اگر از سطح ملی فراتر رفته و جوامع کوچک محلی یا نهادهای خاص مانند کارخانه‌ها و دانشگاه‌ها و... را در نظر بگیریم، کاملاً روشن است که از نظر تعداد یا ارتباطات، هیچ موضوع خاصی که مانع خودگردانی آنها بر مبنای اصل مشارکت مستقیم باشد، وجود ندارد. ممکن است به دلایل دیگری در مقابل اجرای چنین اصلی مقاومت شود که همیشه هم چنین بوده است؛ دلایلی از این قبیل که زمان زیادی صرف می‌شود، هزینه‌بر است یا عملی نیست و... اما یقیناً چنین اندیشه‌ای عملی است. در واقع تعداد کسانی که در چنین سطوحی حضور دارند، بسیار کمتر از جمعیت شهروندان آتن در قرن پنجم پیش از میلاد است. مجموعه نهادهایی که در انگلستان دموکراسی مستقیم را تا حدودی تمرین می‌کنند، اتحادیه‌های دانشجویی هستند که بعضاً با گردهمایی‌های عمومی که فقط دانشجویان مجاز به شرکت در آن هستند، برگزار می‌شوند. البته در این قبیل گردهمایی‌ها معمولاً نسبت کوچکی از کل دانشجویان عملاً حضور دارند. با این وجود این اصل تثبیت شده که تمام دانشجویان می‌توانند در فرایند تصمیم‌گیری شرکت داشته باشند و قاعده این نبوده که چنین فرایندی بدون کارایی بوده و یا به نتایج پوچ و بی‌معنایی انجامیده باشد. در شماره آینده به نسبت‌سنجی رابطه بین رضایت، آزادی و دموکراسی خواهیم پرداخت.
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات