علی تتماج
قاره آفریقا با تمام ثروتش همچنان از رسیدن به شرایط مطلوب بازمانده و هر روز شاهد چالشهای جدیدی است. میتوان گفت این قاره قربانی ثروت خود شده، چرا که نظام سلطه برای برخورداری از ثروتهای کلان جاری در این قاره، از هر ابزاری بهویژه گسترش فقر و بیسوادی و ایجاد جنگهای داخلی و تشکیل دولتهای دستنشانده بهره گرفته است.
هنوز بحران مالی، آفریقای مرکزی، سودان، سودان جنوبی، لیبی و... به پایان نرسیده که منابع خبری از بحرانهای شدید در نیجریه و گسترش قحطی و گرسنگی در سومالی خبر میدهند.
نیجریه این روزها به یکی از کانونهای تحولات جهانی مبدل شده است. ربایش 200 دانشآموز دختر توسط گروه تروریستی بوکوحرام محور این تحولات را تشکیل میدهد.
در همین حال نهادهای بینالمللی نیز گزارشهایی از فقر و گرسنگی و جنگ داخلی در سومالی منتشر کردهاند. آنها نسبت به استمرار این روند هشدار داده و خواستار رویکرد جهانی بهویژه غرب برای حمایت از مردم این کشور شدهاند.
واکنشهای جهانی به این دو حادثه حرفهای بسیاری برای گفتن دارد که در آن میان، مواضع کشورهای اروپایی و آمریکا از برجستگی بیشتری برخوردار است. آمریکا و پس از آن انگلیس از اعزام نیروی نظامی به نیجریه به نام نجات این دانشآموزان سخن گفتهاند. برای توجیه این اقدام نیز شورای امنیت سازمان ملل ضمن ابراز نگرانی از این حادثه بر لزوم اقدام فوری ـ بخوانید لشکرکشی غرب به نیجریه ـ تأکید کرد. در همین حال این کشورها از آمادگی برای اعزام نیرو به سومالی برای مقابله با به اصطلاح تروریسم و حمایت از مردم سخن گفتهاند.
مجموع این تحولات نشان میدهد که طرح اشغال نظامی نیجریه و سومالی در حال اجرا است، حال آنکه دو ادعای مبارزه با تروریسم و نجات بشریت محور این تحرکات را تشکیل میدهد. اشغالگری غرب در قبال این کشورها در حالی شکل میگیرد که در باب رفتارهای غرب چند نکته قابل توجه است.
نخست آنکه؛ به اذعان جهانیان تروریسم برآمده از غرب است که برای منافع خود این گروهها را ایجاد کرده است. هر چند که آمریکا به بهانه مقابله با تروریسم جنگ افغانستان را به راه انداخت؛ اما پس از دوازده سال، نه تنها مبارزهای با تروریسم صورت نداده، بلکه موجب گسترش این گروهها در سراسر جهان شده که بخش عمدهای از آنها در آفریقا هستند.
بر این اساس، ریشه ایجاد تروریسم و تشکیل گروههایی مانند بوکوحرام در نیجریه و یا گروه الشباب در سومالی، همان کشورهای غربی هستند که اکنون ادعای مقابله با آن را سر میدهند؛ کشورهایی که برای رسیدن به منافع بیشتر بهویژه نابودسازی جهان اسلام این گروهها را تشکیل داده و از هر ابزاری برای حمایت از آنها استفاده کردهاند.
دوم آنکه؛ کارنامه غرب در آفریقا نشان میدهد که آنها هرگز به دنبال رفع مشکلات این قاره نبودهاند، بلکه صرفاً به دنبال غارت منابع این قاره هستند. اگر نخواهیم به دوران دور برویم تحولات ماههای اخیر مالی، آفریقای مرکزی، سودان و سودان جنوبی و لیبی گواه بر این مسئله است. کشورهای غربی با ادعای مقابله با نسلکشی به این کشورها نفوذ کردند، اما خود محور این کشتارها شدند. گزارشها نشان میدهد که نیروهای آمریکایی، فرانسوی، انگلیسی، آمریکایی و آلمانی به جای مقابله با گروههای تروریستی از آنها در کشتار مردم حمایت میکنند، چراکه مقتولان این عرصه مسلمانان هستند.
با توجه به نگاه مغرضانه کشورهای غربی به مسلمانان، حضور آنان در نیجریه نتیجهای جز کشتار گستردهتر مسلمانان توسط گروههای تروریستی به همراه نخواهد داشت. آنها ادعا دارند که گروه بوکوحرام گروهی اسلامی است و نیجریه گرفتار جنگ درونی مسلمانان است، حال آنکه این گروه مانند بسیاری از گروههای تروریستی ساخته دست غرب است که جز کشتار مسلمانان اقدامی صورت نمیدهد، چنانکه گروههایی مانند داعش، النصره و... همین رویه را در سایر نقاط جهان اجرا میکنند. نکته قابل توجه آنکه، گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که آمریکا رسماً در سال 2009 از فائو خواسته تا از ارسال غذا به سومالی خودداری کند. کارنامه غرب در سومالی نشانگر طراحی گسترده آنها برای کشتار مردم است؛ مردمی که جرم آنها صرفاً مسلمان بودن است.
با توجه به این شرایط میتوان گفت که حضور نیروهای غربی در نیجریه و سومالی تکرار فاجعه انسانی مالی و آفریقای مرکزی خواهد بود، هر چند که در ظاهر ادعای حمایت از مردم در برابر تروریسم را سر میدهند. غرب نشان داده است که هرگز به دنبال حمایت از ملتها نبوده و صرفاً منافع خود را در نظر داد. آفریقا با 51 درصد جمعیت مسلمان، قربانی حال و آینده دیدگاه ضد اسلامی و کاسبکارانه غرب است سرنوشت تلخ مردم نیجریه و سومالی بخشی از آن را تشکیل میدهد.