خاستگاه مفهومی بحث
یکی از عوامل اصلی و تعیینکننده میان دو کشور متخاصم مقوله مهم «تهدید» است. تهدید ابزار فشاری برای مجاب و تسلیم کردن طرف مقابل است. ضعف و شدت تهدید که در تأثیرگذاری و عدم تأثیر آن، نقش اصلی را دارد بسته به عواملی است که تهدید را سازمان میدهد. تهدیدات گاهی نقطهای هستند و گاهی فرایندی. تصور کلی این است که چون کشور تهدیدکننده قویتر است، پس پیروز همیشگی هم است؛ اگر چه این گزاره درست به نظر میرسد و معمولاً هم اینگونه بوده، اما امری قطعی نیست و در مواردی خلاف آن نیز واقع میشود. وقوع این خلاف واقع به مسائل مختلفی بستگی دارد که مهمترین آن نوع برخورد کشور تهدید شده با تهدید است. از آنجایی که فلسفه تهدید وارد آوردن فشار سنگین و ناگهانی برای ایجاد اخلال در روند تصمیمگیری درست طرف مقابل است، چنانچه طرف مقابل بتواند در برابر این فشار اولیه مقاومت کند و اجازه ندهد لرزش ناشی از شوکی که تهدید وارد میکند عوامل و عناصر دخیل در تصمیمگیری را جابهجا سازد، میتواند درست تصمیم بگیرد. در این مرحله تصمیم درست و سپس روش اجرای آن در گروی شناخت درست از عواملی است که در فرایند تصمیمگیری و برنامهریزی برای مقابله نقش دارند که مهمترین آن آگاهی از داشتهها و ارزش آنها و آگاهی از تواناییها است. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، فرصت و زمینه دگرگونی احتمالی یعنی «تبدیل تهدید به فرصت» پیش میآید که امام خامنهای (مدظلهالعالی) با پیش داشتههایی نظام را تدریجاً به این مسیر سوق دادند.
الف ـ پیشداشتهها
۱ـ ایمان به کلام و راه امام(ره)
بندگی واقعی امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی در پیشگاه الهی و گره خوردن آثار معنوی این بندگی با فهم درست و هوشمندانه امام(ره) از آموزههای دینی در کنار برخی ویژگیهای شخصیتی ایشان مانند، شجاعت و ناسازگاری و تسلیمناپذیری در برابر زور و زر از ایشان شخصیت اسوه و الگویی ساخت که افراد مستعد با قرار گرفتن در شعاع وجودیاش با تأثیرپذیری عمیق از او ادامه راهش را برخود فرض میشمردند. امام خامنهای (مدظلهالعالی) از معدود کسانی بودند که با مجموعهای از ویژگیهای شخصی و آمادگی لازم در شعاع وجودی امام خمینی(ره) قرار گرفتند و به سبب دارا بودن مسئولیتهای مختلف و ارتباط حضوری و مستمر با امام خمینی(ه) بیش از دیگران از ایشان تأثیر گرفتند تا آنجا که از عمق وجود به کلام و راه امام خمینی(ره) ایمان آوردند و در حالی که امروزه بهواقع خود امامی در جنب امام خمینی(ره) هستند، همچنان با ایمان تام به کلام و راه امام خمینی(ره) همان مسیر را در پیش گرفتهاند و محکم و استوار راه میسپارند.
۲ ـ شناخت از دشمن
امام خامنهای (مدظلهالعالی) شناخت دو مرحلهای از دشمن داشتند که در امتداد یکدیگر بودند. شناخت پیش از انقلاب و شناخت پس از انقلاب. این دو شناخت در زمان رهبر شدن ایشان تلاقی پیدا کردند که شناخت سوم و متکاملی را به وجود آوردند. محصول این شناخت، تحلیل صحیح رفتار و واکنش دشمن است که در طول سالهای گذشته در موارد حساس و تعیینکنندهای ارزشش را نشان داد. نمونههای برجسته آن را در موضعگیریهایی مانند جنگ اول خلیجفارس، یازده سپتامبر، اشغال افغانستان و عراق، فتنه ۸۸، تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران و این اواخر در گفتوگوهای هستهای و... میتوان مشاهده کرد.
۳ـ شناخت از مردم
رهبر معظم انقلاب (حفظه اللهتعالی) از پیش از انقلاب ارتباط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با مردم داشتند و با اینکه در دوران خفقان حکومت پهلوی مردم کمتر جرئت داشتند قابلیتهای خود را آشکار سازند، اما همان مقدار اندک نیز برای شناخت امام خامنهای (مدظلهالعالی) از مردم کافی بود که البته بعدها و با نزدیکتر شدن هر چه بیشتر به زمان پیروزی انقلاب و آشکارتر شدن جوهر اصلی مردم این شناخت بیشتر شد تا انقلاب به پیروزی رسید. پس از انقلاب هم که حمایت از انقلاب هزینه داشت، مردم پرده دیگری از وفاداری و قابلیت خود را به نمایش در آوردند و در دوران دفاع مقدس آن را کاملاً شکوفا ساختند و پس از آن دوران نیز در تمام مراحل، همراه و یار انقلاب بودند که در ۹ دی ۸۸ یکبار دیگر آن را در قالب یک حماسه تاریخی ثبت کردند.
۴ ـ شناخت از جوانان
این شناخت نیز ریشه در پیش از انقلاب دارد که با مبارزه و ایستادگی در برابر رژیم جلاد گذشته پیوند خورده بود؛ زیرا بیشتر، جوانان، مرد این میدان بودند و میتوانستند با مشقات و آلام و محرومیتها و فشارهای آن بسازند؛ اما در این میان آنچه که پرچم افتخار جوان مسلمان ایران زمین شد، حضورش در جبهههای دوران دفاع مقدس بود. رزمگاه پرخطری که نه فقط لافزنان گزافهگو را که شیران کارزار دیده را نیز فراری میداد. سلحشوریها و رشادتها و حماسهآفرینیهای کمنظیر جوانان سرزمین دلاور مردیها در دوران دفاع مقدس آنچنان اعجابآور و دور از دسترس و اثباتگر و قدرتمندانه بود که نهتنها سرنوشت جنگ را که روند حرکت آینده کشور را تغییر داد و بنیانهای آن حرکت را به خود پیوند زد تا آنجا که ابزار قدرتمند امام خامنهای (مدظلهالعالی) و رکن مستحکم عزمش برای رساندن ایران اسلامی به جایگاه جهانی که بهحق شایستگیاش را دارد، جوانان مومن، باهوش، فداکار، استکبارستیز و ایران دوست این سرزمیناند.
۵ ـ شناخت از ظرفیتهای کشور
رهبر معظم انقلاب از دو ناحیه با ظرفیتهای کمنظیر کشور آشنا هستند. آشنایی اول ایشان ناشی از روحیه تکاپوگری و غور تاریخی در قضایای گذشته کشور و علل توجه بیگانگان به سرزمین ایران است که مهمترین آن وجود ظرفیتهای ارزشمند ایران است. آشنایی دوم که احتمالاً گستردهتر و عمیقتر است از ناحیه دو دوره ریاستجمهوری ایشان است که به اقتضای آن مسئولیت، میبایست از نزدیک و دقیقتر با این ظرفیتها آشنا میشدند.
۶ ـ آگاهی کامل از ابعاد مسئولیت رهبری کشور
نوع ورود امام خامنهای (مدظلهالعالی) به مسائل کلان کشور که در مواردی به دلایلی با جزئیات تعجببرانگیز هم همراه میشود، حاکی از آن است که معظمله به تمام ابعاد رهبری کشور و جهان اسلام و حتی در موارد لازم، مسائل جهان اشراف دقیق و کامل دارند و براساس این آگاهی از مسئولیت مهم رهبری و هدایت جامعه است که حقیقتاً هرگاه مسئلهای را طرح کرده و بر آن اصرار داشتند، آن مسئله اولاً مغفول بوده و ثانیاً برای پیشرفت کشور اهمیت بسیار بالایی داشته است. یکی از برجستگیهای ورود معظمله به مسائل گوناگون، ورود به موضوعاتی است که دشمن مستقیم و غیرمستقیم برای تضعیف و ضربه به نظام در آن فعال است و یا نشانههای سود بردن دشمن از آن موضوع وجود دارد به عبارتی ایشان چشم بیدار نظام اسلامی است که پیوسته بیدار و مراقب حریم نظام از نفوذ و ورود اجانب و توطئهگران است.
ب ـ آغاز شکلگیری روند تبدیل تهدید به فرصت
اولین اثر تجمیع عوامل پیش گفته این است که با وجود این دسته از عوامل، دشمن بهراحتی نمیتواند تهدیدش را اجرایی کند. دومین اثرش هم این است که با وجود این عوامل و تهدید دشمن در کنار آنها، زمینه «تبدیل تهدید به فرصت» فراهم است و باید این کار را انجام داد. فاصله بسیار زیاد بین تهدید و فرصت اجازه نمیداد که یک مرتبه از این دگرگونی صحبت کرد چرا که ظاهری ناباورانه و تاحدی مضحک داشت. برای کاهش این فاصله و باورپذیر کردن این دگرگونی و جابهجایی به اقدامی هوشمندانه و سنجیده نیاز بود که میبایست منطبق و برآمده از عوامل پیشگفته انجام میگرفت. امام خامنهای (مدظلهالعالی) این حرکت را از سالها پیش با تمجید از استعداد و توانمندی جوانان ایران آغاز کردند و اندکی پس از آن هم در عرصه مدیریتی و اجرایی زمینه انجام کارهای علمی و فناوری خاص را برای گروههای مختلف فراهم ساختند تا احساس توانمندی که جوانه یافته بود در ترکیب با برخی دستاوردهای ابتدایی علمی به باوری مستحکم و جوشنده تبدیل شود که به لطف الهی و تدبیر امام خامنهای (مدظلهالعالی) این اتفاق مبارک تحقق یافت و شورآفرینی لازم برای افزایش خیل کسانی که مایل بودند وارد این جرگه شوند، ایجاد شد و به سرعت رشد کرد.
ج ـ افزایش خصومتورزی دشمن
دشمن زمانی متوجه حرکت چنین جریانی در کشور شد که با وجود بسیار خطرناک دانستن آن به راحتی نمیتوانست مانع حرکت آن شود، با این حال از حرکت باز نماند و در بخشهایی دست به اقدامات ایذایی و محرومسازیهایی زد، اما فشار اصلیاش را برفناوری هستهای ایران آورد، برخلاف تصور دشمن فشار بیشتر بر فناوری هستهای ایران باعث شکوفایی بیشتر آن شد و در اصل با دست دشمن سیاست «تبدیل تهدید به فرصت» که رهبری دنبال میکردند، بارورتر میشد و روی دیگر سکه آن را پدیدار میساخت که همراه این فشارها و تهدیدها، فرصتها همچنان در تکاپویند و باید آن را قدر دانست.
دـ دیدگاه امام خامنهای در عمل اثبات شد، اما...
امام خامنهای (مدظلهالعالی) در دیدار اخیر از نمایشگاه نیروی هوافضای سپاه فرمودند: «مهمترین درس این نمایشگاه، اثبات استعداد و توانایی ملت ایران برای ورود به میدانهای دشوار و میدانهایی است که دشمن قصد ممنوعالورود کردن آنها را دارد.» و در فراز دیگری نیز اظهار داشتند: «این نمایشگاه به همه ما مسئولان پیام اقتدار و توانایی درونی را میدهد و اعلام میکند که ما میتوانیم.» ترجمان این دو فراز از بیانات امام خامنهای (مدظلهالعالی) متناسب با سیاق و روند نوشتار حاضر این است که ما به جای ترس از تهدید دشمن و باختن خود و تسلیم شدن در برابر او پس از ایستادگی و صلابت اولیه فهمیدیم که میتوانیم این تهدیدات را با اتکا به داشتههای ارزشمند به فرصت تبدیل کنیم و نمایشگاه حاضر که در بردارنده پیچیدهترین و پیشرفتهترین تجهیزات نظامی است در کنار سایر دستاوردها در عرصههای دیگر نظریه امکان «تبدیل به فرصت» را اثبات کرد و ما باید از فرصتهای باقیمانده در راستای این نظریه بیشترین استفاده را داشته باشیم، زیرا که این فرصتها نمیتواند ماندگار باشد. هر چند که لازم است برای پس از آن هم برنامهریزی کنیم. اما در این میان و در حالی که نظریه فوق با مصادیق متعدد عینی اثبات شده، نظام با مشکل بزرگی مواجه است که نمیگذارد این حرکت با شتاب لازم همه عرصهها را در نوردد و دستاوردهایش را که در حال حاضر بیش از هر زمان دیگر نیازمند آنها است. یکی پس از دیگری تقدیم نظام اسلامی کند این مشکل بزرگ همان است که در بیان امام خامنهای چنین بازتاب یافته است: «متأسفانه در برخی از بخشهای مدیران ما این پیام (ما میتوانیم) را درک نمیکنند.» و در بخش دیگر نیز به آن چنین اشاره داشتند: «مشکل ملت ایران تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این بود که نمیدانست، میتواند، همانطور که امروز هم هنوز برخی نمیدانند که میتوانیم!»
در هر صورت پس از اثبات کارآمدی شیوه امام خامنهای(مدظلهالعالی) که بزرگترین ضربه را به دشمن زد و بیشترین آورده را برای نظام داشته و از همه مهمتر بدون هرگونه آزمون و خطای تکراری که مشابهش در جاهای دیگر به وفور دیده شده، راه پیشرفت، عدالت و رفاه را کشف و پیشروی نظام قرار داده، بر همگان و به ویژه دولتمردان لازم است تا صادقانه و به دور از هرگونه تعلل و چندوچون سیاسی آن را در تمام پیکره دولت و بخش خصوصی جاری کنند تا دستاوردهای پیاپی آن زینت نمای رشکبرانگیز نظام اسلامی شود. انشاءالله.